ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 141

کیر مهران هنوز توی کون لاله قرار داشت . من نمی دونستم اون چرا آبش نمیاد . شاید واسه این بود که حواسش فقط به کون دادن بود ... چقدر خوشم میومد که سمیه داشت توی کونم موز فرو می کرد ..
-ببینم موز کال انتخاب کردی ؟
 سمیه : عشق من نرم تر می خواستی ؟
-نه همین خوبه  . دارم حال می کنم ..
 لاله هم کونشو دور کیر مهران می گردوند . از قرار معلوم اونم دلش می خواست که زود تر آبش بیاد و ارضا شه . ولی نمی تونست چیزی بگه .. رو این حساب کونشو دور کیر مهران می گردوند . منم از تماشای این صحنه به وجد اومده بودم . احساس لذت می کردم . وووووووییییییی کاش کون لاله رو در اون لحظات در قبضه خودم می داشتم و می تونستم یه حال اساسی با هاش بکنم . شدم شیدای کون پرست . . جوووووووووووون ..اوووووووووووووففففففف .... این بار سمیه موز رو از توی کونم بیرون کشید و اونو با روغن زیتون چربش کرد  و فرو کرد توی کون من ...
-آخخخخخخخخ دختر تو چه طور می دونستی که این حالت خیلی لذت میده ...
 سمیه : اگه بدونی از این کارا چقدر برای این مهران نمک نشناس انجام دادم . این کار رو می کردم تا اون طرف کون دادن نره تا همش از کیر مردان دیگه نگه تا مرد من نره زیر کیر مردان دیگه ولی کرد این کار رو.. انجام داد  مهران : وووووووویییییی سمیه چرا این قدر پرحرف شدی .. حالت رو می گیرم..
-فقط تو با این کونی که زیر کیر شیدا جون چسبوندی تکون بخور نیستی الکی واسه ما هارت و پورت نکن . یه سوزن به این کونت بزنن الان بادش در میره . واسه کی داری دور می گیری حنات دیگه رنگی نداره . ل
اله : حالا شما تخفیف بیا . بیچاره این آقاهه خون که نکرده کونی شده ...
 سمیه : ای لاله .. لاله .. دختر عمو جان تو هم عجب هفت خطی هستی ها ..
 منم خودمو وارد میدون کردم و گفتم حالا این قدر به آقا مهران نگین کونی کونی کونی .. بهش بر می خوره .. خجالت می کشه .. خوب نیست .. اون بزرگ ماست ..
سمیه : نگاه کن .. نیشش تا بنا گوش باز شده .. کیف می کنه بهش میگین کونی . یه لحظه نگام که به کون لاله افتاد دیدم که آب کیر مهران داره از کناره هاش می ریزه .. اصلا متوجه نشدیم کی این عمل انجام شد .  لاله هم سر و صدایی نکرد و مهران هم که فکر کنم فقط برای چند لحظه ای حال کرده بود و خودشو رها کرد لاله  از مون فاصله گرفت و رو زمین دراز کشید و یه گوشه ای سر گرم نگاه کردن به ما شذ .. سمیه که موز رو فرو کرده بود توی کونم و به آرومی اونو می کرد تو و می کشید بیرون .. خودشو خم کرد و از کناره ها کیر خیس شوهرشو  گذاشت توی دهنش و واسه اون ساک زد .. . عجب شیر تو شیری شده بود .... ..
مهران : آب بده ... آب می خوام .. آب ..
 سمیه : مهران از این حرفا نداشتیم .  شیدا توی تن من خالی نکرده اون باید آبشو بریزه توی بدن من . .. مهران این قدر خود خواه نباش . قبلا توی کون تو به اندازه کافی آب ریخته . .
دیدم زن و شوهر دارن با هم کلنجار میرن .. ل
اله : منو فراموش نکنین منم هستم ...
 رفتم سمت لاله و گفتم عزیز دلم تو که زن من هستی و منم پیش تو می خوابم . پس من و تو با هم مشکلی نداریم . این شیدا مگه چقدر آب داره ..
 یه ماچ از اون لباش بر داشتم و نمی دونستم با این زن و شوهر چیکار کنم . .. منم اگه نیمه کاره جلو گیری می کردم که سخت بود ممکن بود بقیه آبم گیر کنه  .. خلاصه با او ن زن و شوهر طی کردم و گفتم موضوع اینه . اول رفتم سراغ سمیه زن مهران ...
 -نگاه کن آقا مهران چه جوری  کیرمو می کنم تا ته کس زنت ...
 مهران : بکن .. بکن جرش بده ..
حسابی اونو آورده بودیمش توی خط . دیگه از این رو به اون رو شده بود . برای من و لاله سخت بود که باور کنیم شرایط اونو . موزو از توی کونم در آورده بودم . راستش خودمم دوست داشتم که یه کیری می رفت توی کونم و همون جا خیسی منی رو حس می کردم .. مهران به من می گفت خوش به حالت ... شاید به این خاطر می گفت که هم می تونستم کون بدم و هم کون بکنم بدون این که کسی به کار من کاری داشته باشه ولی همه اونو به دید یک مرد کونی نگاه کرده و تحقیرش می کردند . طفلک ! ولی می دونستم این جور نیمه کاره انزال شدن فشار زیادی رو روی من میاره و اون جوری که دوست دارم به من لذت نمیده ولی کاریش نمی شد کرد . زن و شوهر بچه شده بودند . و باید با این شرایط اونا کنار میومدم . منم مهمونشون بودم .... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی