ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 158

ماندانا و معین هم به دیدن نهایت کار مهران و ویدا به هیجان اومده بودند و اونا هم تهییج شده بودن که زود تر کارشونو تموم کنن . معین ول کن با سن ماندانا نبود .  ولی یه نیم نگاهی به ویدا هم داشت . کمی هم دیرشون شده بود با این حال دوست داشت که به سراغ ویدا بره و تا با اون طرف نشده این جا رو ولش نکنن . مهران  که کیرشو از توی کس ویدا بیرون کشید  اونم دهنشو فوری گذاشت روی سر کیر مهران و ساک زدنو شروع کرد . نوک زبونشو روی کیر می کشید ..
 -آخخخخخخخخ نهههههههه نهههههههههه ...  منو دوباره هیجانی نکن .... ..
معین هم حس می کرد که باید بجنبه و زود تر خودشو به بدن براق ویدا برسونه ... با ضربات سریع کیرش کون ماندانا رو به لرزه در آورده بود ..
مهران : دیرمون نشه ..
 معین : به فکر این چیزا نباش . اونا خودشون رفتن . اصلا دیگه کسی به ما و سمت ما نگاه نمی کنه . .. بذار دیرمون شه ... وقتی که برسیم همه چی حله و کسی دیگه به این فکر نمی کنه برای هر چیزی میشه یه بهونه ای آورد .
 ماندانا : حالا بچسب به این . فقط این بهونه تو باشه .. فقط این خواسته تو باشه . نیاز من همینه ...
 -شما پسرا یکی از یکی آتیشی ترین ...
ماندانا حالا خودشو به سمتی بر گردوند که بتونه کیر مهرانو ببینه . اون عاشق تنوع بود . شاید بیشتر از خود سکس به اون حالتی اهمیت می داد که در بر دارنده هیجانی باشه . حالت انتظاری که اونو به لحظه های شروع برای رسیدن به اوج دیگه ای برسونه . کیر مهران از دهن ویدا بیرون اومده بود . دور و بر کون ماندانا کاملا خیس شده بود ... مهران دوست داشت بره و اون کونو لیس بزنه ولی از این بیم داشت که معین به اون بگه که آرومش بذاره ...
 ماندانا : همین جور پیش بری تا دو دقیقه دیگه کاملا ریلکس میشم ...
 معین هم سرعتشو زیاد کرد و سعی داشت در حالتی که کیرش رو به طرف عقب می کشه فشار کیر روی کس و چرخش اونو زیاد ترش کنه . یه لحظه ماندانا جیغی کشید و آروم شد و معین متوجه شد که تونسته اونو ار گاسمش کنه .  مهران  می خواست ببینه کار اونا به کجا می کشه تا زود تر خودشو برسونه به اونا . ویدا هم محو صحنه شده بود . معین همچنان کیرشو می فرستاد تا ته کس ماندانا و برش می گردوند و به آرومی کون رو هم به دو سمت بازش می کرد تا به دیدن جفت سوراخای کون لذت ببره .  حالا این معین بود  که صداشو بالا برده بود و طوری فریاد می کشید که انگار این جا بیا بونه ..
مهران : پسر یواش تر چه خبرته !  یهو دیدی از جاده صدا ی ما رو شنیدن و اومدن سمت ما ..
ویدا : چی داری میگی ماشینا که همه در رفت و آمدن ...  
معین وقتی کیرشو کشید بیرون آبش به سرعت از کس ماندانا  به سمت عقب برگشت کرد ... ماندانا دستشو گذاشته بود رو لبه های کسش و آب معینو که در حال پس ریزی بود  رو انگشتاش جمع کرده و اونو به دهنش برد و چه جورم انگشتاشو میک می زد  معین : اووووووهههههه نههههههه داری چیکار می کنی ... بدت نمیاد ؟ این بهداشتی نیست ...
  ماندانا : اوووووخخخخخخ عشقم ... یه سری کارایی که به وقت سکس انجام میشه خود جوش و اتوماته ... یهو دیدی همه چی جوش اومده ... لذت می برم کیف می کنم .. خوشم میاد .. میره توی معده ام یه جورایی هضم میشه آخیش کیف کردم .. چه حالی میده .... از وجودم میاد بیرون و بازم میره توی وجودم ... اصلا وقت سکس خود به خود خیلی از میکربها می میرن .
  ویدا هم خودشو رسوند به اونا و گفت  خسته نباشی زن داداش ...
  و از همون سمت در حالی که دستاشو گذاشته بود روی کون ماندانا و اونا رو به دو سو بازشون کرد زبونشو کشید روی کس زن داداشش و لیس زدنو شروع کرد و بقیه آب رو خورد ...
 مهران اومد سمت ماندانا . حالا معین و مهران قصد داشتند که دو تایی شون با ماندانا حال کنن .
 مهران :  ماندانا  جون خسته ای ؟
ماندانا :  تا باشه از این خستگی ها از این  کارا . من هیچوقت برای لذت بردن و خوشی کردن خسته نیستم .
مهران و معین دو تایی شون رفتن سراغ ماندانا . ماندانا کمرش کمی خسته شده بود . چون مدام به یک حالت بود . اما به خاطر این که پسرا ناراحت نشن چیزی بر زبون نیاورد ...
 معین هم دوباره طبع حرف زدن و مخ به کار گیریش گل کرده بود . هر چند زنا هم حالیشون بود که ریشه این بحث ها چی می تونه باشه ..
 معین : پس این مدل زندگی می تونه آرام کننده باشه ..
ماندانا : البته اگه اصولی باشه ..... ادامه دارد .... نویسنده ...... ایرانی