ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 189

خیلی مراقب بودم که بند آب ندم . راستش اون تمایلی رو که برای سکس و هماغوشی با سیاوش داشتم تا حدودی تحت الشعاع ترس قرار گرفته بود . برای  من درد و خستگی و این که اون سه نفر تا اون جایی که می تونستن بامن حال کرده و داغونم کرده بودند مفهومی نداشت . فقط من نمی خواستم شرایطم طوری شه که سیاوش منی مرد دیگه ای رو از کس یا کونم بکشه بیرون . هر چند می تونستم بگم که اون اثر سکس من با شوهرمه ولی با این حرفایی که پیشش زده بودم و وانمود کرده بودم که نسبت به شوهرم سردم  و از طرفی خودمم تمایل نداشتم که اون تصوری از منو در هنگام حال کردن با مرد دیگه ای حتی به عنوان یک شوهر داشته باشه سعی کردم ازش فاصله بگیرم .. رفتم دستشویی .. چقدر خالی کرده بودند که هر قدر هم پاکش می کردم بازم میومد بیرون . عمق فاجعه خیلی زیاد بود .. هم از سوراخ کس و هم از کونم آب چکه می کرد .. انگشتمو تا ته می فرستادم داخل کونم . بی انصافا اون جا رو گودال گیر آورده بودند و رحم نداشتند . کونم چقدر درد می کرد . خیلی خودمو شستم و تمیز کردم . معلوم نبود این منی ها  کجای کار قایم شده بودند که هر وقت میلشون می کشید و به هوس می افتادند راه میفتادن به سمت من . اووووووفففففف نههههههه سیاوش لباساشو در آورده بود و  با یه شورت رو بروی من قرار گرفته بود . چقدر از تماشای اندام اون در این حالت لذت می بردم . دلم می خواست سرمو می ذاشتم رو سینه اش و اون با من ور می رفت و زیر گوشم نغمه های عاشقونه زمزمه می کرد . به ورم کیر داخل شلوارش نگاه می کردم . دیگه به اینم فکر نمی کردم که مونا چی شده و چی نشده و تا چه حد تونسته قاپشو بدزده . حالا به تنها چیزی که فکر می کردم  این بود که چه جوری می تونم خودمو نجات بدم از این که اون کاری به کارم نداشته باشه که متوجه شه که من با مرد دیگه ای بودم . شایدم نمی فهمید . اون خیلی ساده تر از اونی بود که من فکرشو می کردم و عاشق همین صداقت و سادگیش شده بودم . چشام که به کیر قایم شده توی شورت اون افتاد که واسه سکس با من شق شده دلم واسش سوخت و از خودم خجالت کشیدم که با همه عشقی که به اون داشتم چه جوری نتونستم که خودمو از دست اون سه دیو نجات بدم و بد تر از همه برای چند دقیقه ای هم لذت بردم . احساس گناه می کردم که به عشقم خیانت کردم . در حالی که اصلا حس عذاب وجدانی در قبال شوهرم نداشتم ..
 سیاوش : حالا دوستم نداری ؟ فکر می کنی من و مونا با هم ار تباط خاصی داشتیم  اصلا این طور نبود و نیست . باور کن به عشقمون قسم که این طور نیست ...
-چی گفتی ؟ .. یه بار دیگه قسم بخور ...
 راستش اون هیچوقت تا به این حد مظلومانه و با احساس عشقشو نشون نداده بود .  دو تایی مون حالا رو زمین قرار داشتیم ... کمی سردم شده بود ولی نمی دونستم چرا اون احساس سر ما نمی کنه . شاید هوس  منو داشتن و سکس با من داغش کرده بود ... از خودم خجالت می کشیدم  .. می خواستم بهش بگم می دونم می دونم که دوستم داری و به من وفا داری . چون اگه مونا رو می خواستی دیگه این قدر با هیجان به سمت من نمیومدی اگه با اون حال می کردی دیگه کیرت حالا تا به این حدی نبود که شلوارت رو بترکونه . تازه من می دونم که تو تمام وقت با اون توی مهمونی بودی و پا تو از اون جا بیرون نذاشتی . خودشو به من نزدیک کرد .
-بهم اعتماد نداری آتنا ؟
وقتی این طور حرف می زد دلم هری می ریخت پایین .. نزدیک بود بهش بگم که چه آدم بدی هستم و لیاقت اونو ندارم . ولی خودمو قانع کردم که اگه با اون سه مرد بودم تقصیر من نبوده .. نه .. خودمو هم قانع کردم که خوشم نیومده .. یعنی خوشم که اومده بود ولی نمی خواستم که خوشم بیاد . آخه وقتی که یه کیری وارد نقطه لذت بخشی از بدن آدم میشه هر قدر هم که فکرت رو ببری جای دیگه هر قدر هم که خودت رو اسیر خشم و کینه و نفرت و انتقام کنی بازم تماس دو نقطه گوشتی داغ یه تحریکی رو انجام میده که این به معنای در اختیار  گرفتن شخص  مفعول و تسلیم اون در قبال شخص فاعل نیست .. هر چه باداباد . سعی کردم خودمو تسلیم کنم . تسلیم عشق خودم .. تسلیم عشق و هوسم . ..اون به آرومی منو می بوسید .. سعی کردم بر خودم مسلط شم و فکرمو ببرم جای دیگه . اون قدر محو حرکات اون شده بودم که نفهمیدم کی لختم کرد .. رو زمین ولو شده بودم . اومد تا سرشو بذاره لا پام .. ترسیدم که کسم بوی منی و آب کیر مردای دیگه رو بده یا بازم یه چیزی بریزه بیرون و اون اگه داره خیسی منو می خوره متوجه تفاوت اون آب با ترشح کس من بشه ..
 -سیا جونم دوست دارم همون اول بکنی توی کسم . دلم می خواد آرومم کنی . توی همین تاریکی می چسبه ..
 -پس دیگه با هام قهر نیستی ..
-نههههه نهههههههه بیا دیگه .. بیا .. حالا نمی خواد کس منو بخوری .. بذارش تو .. .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی