ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ازعشق تا ضربدری 3

برای لحظاتی نگاه پیمان و پرستو با هم تلاقی کرد . پرستو و پونه دوستان دوران راهنمایی هم بودند .  و تا اون لحظه  صحبتاشون به اون اندازه گرم نشده بود که پونه از شوهرش بگه و پرستو متوجه شه که همون پیمانه . البته قبلا با هم در آغازسلام و علیکی داشتند ولی پرستو در ابتدای مجلس  یادش رفته بود که اسم دوستش پونه بوده و فقط می دونست که همکلاسش بوده . .. وقتی پیمان از پونه می گفت فکر نمی کرد که منظور دوست قدیمی پرستوست . مردا با هم دست دادند ... و از کاراشون گفتن . پیمان از این گفت که مدیر یکی  شرکتهای تجاری پدر زنشه و پرویز هم یه حرفای مشابهی برای گفتن داشت ...
-پیمان جان خیلی خوشحال شدم که با هات آشنا شدم . واقعا خانوم نجیب و سر به زیری دارین . با این که بر خورد و. طرز لباس پوشیدنش امروزیه ولی اون متانت خودشو حفظ کرده .  و کلا حرفاش حساب شده و منطقیه ..
.  پیمان اینو به حساب مبادی آداب بودن پرویز گذاشته بود ولی کلا از این که چرا در اولین بر خورد پرویز از زنش این جور تمجید می کنه تعجب کرده بود .... پرستو دلش بود پیش این که چرا پیمانو رنجونده ... پرویز حس می کرد که پیمان و پونه می تونن زوج خوبی برای سکس ضربدری اونا باشن . این که بدن بر هنه پونه رو در آغوش بکشه براش شده بود یک رویا .. اما زنشو چیکار می کرد . خود پرستو هم شده بود یک گره پیچیده ... فکرش بد جوری مشغول بود . به هر قیمتی حاضر بود که این سکس ضربدری انجام شه . حواس پیمان جمع پرستو بود و زیاد متوجه نگاههای خریدارانه پرویز به همسرش نشده بود ...
پرویز : خیلی دلم می خواد با هم رفت و آمد داشته باشیم ..
پرستو : البته اگه آقا پیمان سلیقه شون بگیره و به ما افتخار بدن ...
 پیمان : به شرطی که بعضی ها ناراحت نشن ...
 پرویز : اینی که شما دو تا گفتین یعنی چه ؟ ! دارین فیلم بازی می کنین ؟ من که سر در نمیارم .
خلاصه قرار بر این شد که شب جمعه ای رو شام برن خونه پرستو اینا ... یه خونه ویلایی وسیع و شیک داشتند درست مثل پیمان و همسرش .. با این که پونه دوست پرستو بود ولی از وقتی که متوجه شد که اون همسر پیمانه , یه حسادت خاصی نسبت به اون پیدا کرده بود . با این که اون بر خورد رو با پیمان داشت ولی نمی تونست این تصور رو داشته باشه که عشق سالهای دورش در یک بستر , بر هنه این زن رو در آغوش کشیده با هاش سکس می کنه ... پیمان و پونه دعوت اونا رو برای هفته بعد پذیرفتند . ..
وقتی پرویز و پرستو رسیدن به خونه , پرویز نتونست علاقه مندی خودشو به داشتن سکس ضربدری با پیمان و پونه پنهون کنه ..
-به نظرت چطور بودن . فکر می کنی بشه اونا رو برای یک سکس ضربدری آماده شون کرد ؟
 پرستو یکه خورد . 
-تو هنوز فکرت رو این چیزا دور می زنه ؟
وقتی  که  پرویز اینو به پرستو گفت اولین چیزی که به ذهنش رسید این بود که پیمان در مورد اون چی فکر می کنه . حتما فکر می کنه که بار ها و بار ها این کارو کرده .. یا این که یک زندگی حیوونی داره .
-چرا می خوای آبرومونو همه جا ببری .. -آخ اگه بدونی این مدل سکس ها چه لذتی داره .
 -مگه تو قبلا از این کارا کردی ....
 واسه لحظاتی به ذهن پرستو خطور کرد که این تنها راهیه که  بدون دور زدن شوهرش و در نهایت یکرنگی می تونه با عشقش پیمان سکس کنه .. به هیجان اومد ... ولی نمی خواست کاری کنه که شوهرش متوجه شوق و ذوق اون باشه . باید هر طوری شده این موضوع رو پنهون شده نگه می داشت . اون نباید می فهمید که پیمان و پرستو قبل از ازدواج و در آغاز جوانی عاشق هم بودند . حالا پرستو حس کرد که می تونه از یک راهی وارد شه که قدرت و حرف اول با اون باشه . سکان امور رو در دست خودش داشته باشه . اما پرویز نباید متوجه تمایل اون بشه .
 -عزیزم تو که می دونی من دوستت دارم . برای رفاه و خوشبختی تو هر کاری می کنم . بهت احترام می ذارم . از هیچی کم نذاشتم . به خاطر این که دوست داشتم تو از من راضی باشی و بهترین زندگی رو داشته باشی . چون با تمام وجودم تو و زندگی خودمو دوست دارم . دلم نمی خوادناراحتی تو رو ببینم . تو حالا داری یه چیزی میگی . تو میگی منو دوست داری . من به خاطر تو حاضرم بمیرم . ولی اگه من بخوام با یه مردی سکس ضربدری کنم و بعد از تموم شدن کارا تو ناراحت و پشیمون شی و منو بندازی دور با یه دید دیگه ای به من نگاه کنی چه خاکی تو سرم بریزم ؟! من نمی تونم بر خورد و نگاه تو رو به خودم به عنوان یک زن هر جایی تحمل کنم .... پرویز به وجد اومده بود ... حس کرد که الان بهترین فرصتیه که قلق زنشو بگیره و حداقل اونو با خودش هم عقیده کنه .فکر نمی کرد که زنش این قدر دوستش داشته باشه که حاضر بشه از خود گذشتگی بکنه ...... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی