ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 143

من و لاله رفتیم اتاق خو دمون . .. خیلی دلم می خواست بازم با هاش ور می رفتم ولی خیلی خسته بودم . ل
اله : شیدا خیلی خسته ای نه ؟
-ولی برای بغل زدنت همیشه آماده ام .
 -می دونم اینو همیشه حس می کنم . حتی اگه خسته هم باشی هیچوقت خودت رو از من دور نمی کنی . به خاطر همینه که دوستت دارم و حس می کنم که می تونم عشق واقعی رو از اون حس مردونه ات بگیرم .
-می تونی از هر دو حس من هم داشته باشی . هم مردونه و هم زنونه .. یکی در قالب سکس و یکی هم در قالب لز  -چه قشنگ تفسیرش می کنی .
من و لاله اصلا نفهمیدیم کی خوابمون برد . و صبح هم ندونستیم که کدوممون زود تر بیدار شدیم . چون خواستم بدنشو لمس کنم دیدم که اونم داره میاد طرف من ... دوست داشتیم بریم بیرون و کمی بگردیم . من و مهران و سمیه و لاله پس از این که صبحونه مونو خوردیم شروع کردیم به گشتن . این مهران هم یه جینی پاش کرده بود که کونشو هوس انگیز تر از کون زنا نشون می داد . اون که کیر منو شق کرده بود وای به حال کیر مردان دیگه ..  مهران : میگم سمیه جون .. تمام تنم درد می کنه ..
 -چیه نکنه هوس ماساژکردی . تو از اونایی هستی که نه یک مرد می تونه تو رو مالشت بده و نه یک زن . ولی فکر کنم خیلی دوست داری که یک مرد تو رو بمالونه ..
مهران : اگه بدونی چه کییفی داره .. حتی حاضرم در قبالش این اجازه رو به تو بدم که یک مرد تو رو ماساژت بده  سمیه : وای مهران . من اصلا از تو چنین انتظاری نداشتم که تا این حد بی غیرت بشی و بی خیال .
مهران : ولی خیلی هم حال میده .. البته از این مردای تایلندی بخاری بلند نمشه . دوست دارم انگلیسی باشه ..
سمیه : منظورت چیه . یعنی مردای تایلندی کیرشون خیلی کوچیکه و نمی تونی با هاشون حال کنی ؟
مهران : تو خیلی سر به سرم می  ذاری . این جوری حرف می زنی من دلم می گیره خیلی ناراحت میشم . اصلا انتظار این رفتار رو ازت ندارم . همین کارا رو می کنی که آدمو متمایل می کنی به سمت اون کاری که قبلا می کردم ..
سمیه : طفلک ! ببین چقدر محجوب شده که خجالت می کشه و بهش بر می خوره و تحقیر میشه که من به یادش میارم که اون کونیه ... ..
 رو کردم به لاله و خیلی آروم گفتم فکر نمی کنی که بهتر باشه  این زن و شوهرو به حال خودشون بذاریم و بگردیم ؟
 لاله : بد فکری نیست . ولی ما خوب با این جا آشنایی نداریم واگه گم شیم چی ؟
 -نه نمیشیم . اما خوب نیست که اونا روهمین جوری ولشون کنیم .  . ولی خوشم میاد که مردم این جا در لباس پوشیدن این قدر به خودشون سخت  نمی گیرن .
 -بیشتر جا های دنیا این طوره . حالا ما تا فته جدا با فته شدیم و از قافله عقبیم  .
 چشای مهران رو می دیدم که با حرص و حسرت داره به ماساژور ها نگله می کنه ...
مهران : میگم چطوره دسته جمعی بریم به یه جایی که ماساژور ها فقط مرد باشن . من به خاطر شما حاضرم این کارو انجام بدم و خودم مراقب شما هستم که اونا یه وقتی قصد تعرض به شما رو نداشته باشن .
 سمیه : مگه الکیه ؟
مهران : خب گاهی الکی هم میشه . ولی در هر حال باید هر دو طرف تمایل داشته باشن ..
سمیه : این قدر سنگ خودت رو به سینه نزن مهران  . هیشکی تو رو نشناسه  من که تو رو خوب می  شناسم که اخلاقت چطوره !
تن  نیمه بر هنه مردان و زنان هر دو منو به هیجان می آورد . راستش تیپ مردان تایلندی چتگی به دل نمی زد ... ولی نگاهمو به شورت مردان ملیت های دیگه مینداختم تا ببینم می تونم چیزی رو حس کنم یا نه . البته منظورم اون مردانی که به عنوان ماساژور زیزر چتر و گوشه کنارای دیگه در انتظار مشتری هستند .
-لاله جون خیلی حال میده حال کردن با این مردای خارجی . نظر تو چیه .. سکس ماساژ ..
لاله : این دو تا رو چیکارشون کنیم . تازه ما که با جو این جا آشنایی نداریم .
 -مهران موافقه . این سمیه خیلی اذیت می کنه . من نمی  دونم تا یه چیزی میشه به مهران سر کوفت می زنه . انگار که اون  تنها مرد کونی دنیاست و هیچ مرد دیگه ای توی دنیا کون نمیده . میگم لاله تو برو سمت مهران ..منم میرم تا قلق سمیه رو بگیرم رضایت اونو برای این که با چند تا از این مردا حال کنیم جلب کنم .. ل
اله :  نکنه اینا مریض باشن ...
-این قدرا هم شهر شهر هرت نیست که هر کی به هر کی باشه . کارت بهداشت دارن .. وگرنه اگه بخوان شل بگیرن در صنعت کس و کون بازی رو که منبع در آمدشونه باید تخته کنن که ...  چند لحظه سکوت کردم .
-سمیه  جون بیا یه خورده با هم گپ بزنیم . نمی دونم چرا شما دو تا زن و شوهرو با هم تنها می ذاریم مدام به روی شوهرت مهران جون میاری که کون میده و میره زیر کیر مردای دیگه .. خوب نیست این قدر میگی . اون بیچاره اگه بخواد دیگه کون نده تو با همین حرفا ت به یادش میاری لذت کون دادنو .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی