ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 142

مهران و زنش سمیه دو تایی شون قمبل کرده بودند .. و من شده بودم داور بین اون دو نفر .طوری باید عدالت رو بین اونا برقرار می کردم که بهشون بر نخوره .
-ببینید این برای بار آخره که من می خوام بین شما این جور رفتار کنم . مهران جون یک مرد هست و بهتر متوجه میشه که من چی می گم . کیر اگه بخواد جلو گیری کنه یه فشار بهش میاد و ...
همین جور داشتم حرف می زدم ولی گویی که برای در و دیوارصحبت می کردم . چون دو تایی شون دستشونو  رو کونشون گذاشته و اونو به طرز وسوسه انگیزی به دوسمت باز کرده نشونم می دادند . منتظر بودند که من زود تر تر تیب اونا رو بدم . خیلی حریص شده بودم و دلم می خواست یه ضرب تمام آبمو خالی می کردم .  فرقی هم نمی کرد که کدومشون باشه فقط دوست نداشتم که نیمه کاره انزال رها کنم .. در هر حال از سمیه شروع کردم شاید حدود دو ساعت سکس و تحمل , منو طوری کرده بود که دیگه نتونستم اون اولش جوری که دلم می خواد جلو مو بگیرم . سه چهار تا پرش که انجام دادم کیرمو بیرون کشیدم همین وقفه باعث شد که یه فشاری به کمرم بیاد و آبم بره عقب ..
 سمیه :آخخخخخخخخخخ  چرا کنار کشیدی آخخخخخخخخخخ تازه داشتم حال می کردم . جووووووون ...
 ولی من دیگه به حرفش توجهی نکردم  .. کیری رو که در اوج لذت و انزال بود و  اونو پایین کشیده بودم به زحمت توی کون مهران فرو کردم ... یک بار دبگه سعی کردم بر اعصاب خودم مسلط شم و این تصور رو داشته باشم که هیچ وقفه ای نیفتاده .. یواش یواش شرایط رو به حالت قبل بر گردوندم .. هر چند نه به اون اندازه که در اول کار انتظار داشتم ولی بالا خره کیرم تا به انتها رفت توی کون مهرا ن .. مهران دستاشو به سمت عقب رسونده و مرتب دو تا قاچ کونشو دور کیر من می گردوند .. هر بار که اون کونو می کردم حس می کردم که با حال تر از دفعه قبل شده ... مرتب جیغ می کشید ..
-آخ شیدا .. بده .. بده ... آب می خوام آب می خوام ...
وقتی که آب کیرم به سمت سوراخ کون چسبون  مهران به راه افتاد اون قدر خوشحال شده که  احساس غرور و اعتماد به نفس می کردم .. کیرمو در جا بیرون کشیده و اونو به دهن مرد کونی و گی خوش تیپ , مهران خان فرو کردم ... جوووووووووون ..... چقدر لذت داره آدم کیرشو بعد از انزال وارد دهن  اونی کنه که زیر کیرش  دست و پا می زنه  ...
 سمیه یه جوری نگام می کرد . میدونم از من انتظار داشت که عدالت رو رعایت کنم ولی طفلک لاله ساکت یه گوشه ای بود و می دونستم که داره به این فکر می کنه که من و اون بعدا می تونیم در کنار هم لحظات خوشی رو داشته باشیم . کیرمو سریع از دهن مهران بیرون کشیده اونو فرو کردم توی دهن سمیه .... لبخند رو لبای اونو می دیدم . حالا دیگه حس نمی کرد که پیش شوهرش کم آورده . زن حالا پیش شوهرش احساس کمبود نمی کرد . .. دیگه سه تایی مون بعد از سکس افتادیم رو هم . لاله هم خودشو به ما چسبوند .. همه مون از این می گفتیم که خیلی بهمون خوش گذشت و لحظات خوبی رو پشت سر گذاشتیم .  واسه این که زن و شوهر از این نگن که بازم با هم باشیم .. گفتم خب حالا اگه اجازه می فر مایید من و لاله جون با هم  بریم و یه استراحتی بکنیم .  شما زن و شوهر هم با هم کمی تنها و راحت باشین .. یعنی شما عروس و دو ماد ..
مهران : خوشحال میشیم که چهار تایی مون کنار هم باشیم ..
-می ترسم که شیطون بازم گولمون بزنه . آخه ما باید خستگی در کنیم و بریم بیرون هم بگردیم .. لحظات خوش تر از اینایی رو هم می تونیم کنار هم داشته باشیم ...
 من و لاله رفتیم به اتاق خودمون ..
 -چیه عزیزم عشقم .. دوستم ., خواهرم , معشوقه ام , زنم , یارم .. ای همه کس و کارم .. بازم نازت رو بکشم لاله جون ؟ چته .. من که بهت گفتم هر وقت باشه تو مال خودمی و من و تو همدیگه رو حس می کنیم ...
می دونستم که لاله دوست داشت که سهمی از آب کیر منو داشته باشه .. و پیش اونا کم نیاره ..
-فدات شم .. تو که می دونی اخلاق شیدا چه جوریه ! اصلا ممکن بود دیگه قفل کنم و نتونم انزال شم . من که مرد نیستم .. تو که می دونی ... حالا  یه خورده بذارم توی دهنت ...
کیرمو بردم سمت دهن لاله جونم ... ل
اله : من کی گفتم ازت دلخورم ؟ ..
خنده ام گرفته بود .. همین که اون گذاشته بود من کلی حرف بزنم و بعدا جوابمو بده نشون می داد که  یه جورایی ازم انتظار بیشتری داشته .... ولی خب با این که خیلی خوشم میومد ولی کیرم به اون اندازه ایستادگی پیدا نکرده بود که بتونم اون جوری که دوست داشتم و خود لاله هم بتونه کیف کنه بهش حال بدم .. ولی اونو بغلش کردم . سر تا پا شو غرق بوسه کردم ..
 -اوووووووووییییییی شیدا شیدا .. هیچوقت فرا موشم نکن ...
 -عزیزم عشق من من که فر اموشت نکردم . تازه تو هم رفته بودی زیر کیر مهران ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی