ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ضربدری حال میده 2

بالاخره پس از کش و قوس های زیاد نلی تا حدودی نرم شد .. -ببین نیما فقط برای یک بار .. اینو توی گوشت فرو کن .
-باشه عزیزم فقط برای یک بار .. اگه بدونی ضربدری چه حالی میده !
-من فقط برای این که زیاد اصرار می کنی قبول می کنم . چون خسته شدم ..
 حالا اونا در فضایی قرار داشتند که برای اولین بارمی خواستند با هم سکس ضربدری کنن . نیما و مهناز مشکلی نداشتند . مردا با یه شورت  بودن . مهناز هم سوتینشو در آورده بود و با یه شورت بود . نلی هنوز سختش بود . تمام بدنش می لرزید . بر خودش لعنت فرستاد که چرا قبول کرده که بیاد و سکس ضربدری کنه . انگار مسخ شده بود . برای این که اونو تحریک کنن  نیما و مهناز رفتن روی تخت ...
مهران  : نلی جان نمی خوای لخت شی ؟ شوهرت زن منو لختش کرد . زن منم شوهرت رو لختش کرد .. ولی من لباسای خودمو در آوردم .. نیما از کنار مهناز پا شد و رفت سمت زنش .
 -هیچی نمیشه مثل این که من خودم باید دست به کار شم . عزیزم چیزی نیست .
نلی وقتی دستای شوهرش نیما رو روی بدنش حس می کرد  هم احساس آرامش می کرد و هم چندشش می شد از این که مرد دیگه ای هم می خواد به بدن اون دست بزنه  نیما : مهران جون تو هم بیا کمک ...
 نلی یه لحظه خودشو کنار کشید .. ولی دستای مهران رو رو پس گردنش حس می کرد که چطور داره جلوی شوهرش اونو نوازش می کنه و مهران چیزی  نمیگه ..
 نیما : دادا بقیه اش با خودت . فقط هوا شو داشته باش . سختشه .
مهران : نوکرتم . زنت جای زن ماست ..
نیما : همچنین زن شما ...
 مهران آروم آروم نلی رو لختش کرد . دستشو گذاشت رو سینه های نلی .. با انگشتاش به آرومی روی بدنش می کشید .. نلی خیلی سختش بود ولی همین که چشمش افتاد به شوهرش و مهناز که چه راحت دارن با هم سکس می کنن .. وقتی که دید چه جوری نیما کیرشو کرده توی کس مهناز و در یه حالت قمبلی که اون بتونه راحت ببینه و تحریک شه حس کرد که باید بیشتر با مهران راه بیاد ...
 نیما : عزیزم .. هیچی نیست نترس .. مهران هم از ماست . فرض کن که با من داری حال می کنی . همون جوری که من دارم مهناز جونو می کنم فکر می کنم که دارم تو رو می کنم . اگه بدونی این چقدر آدمو آروم می کنه و به آدم حال میده و زندگی آدمو از یکنواختی درش میاره ..
 نیما در حال حرف زدن کیرشو مرتب می کوبوند به ته کس مهناز ... نلی هم روشو بر گردوند سمت مهران ... نگاهشو به کیر اون انداخت ... کاملا داخل شلوارش شق و آماده پیکار بود . مهران شورت نلی رو پایین کشید . اونو بغلش کردو برد روی تخت .. اونو بر گردوند تا اونم در یه استیل سگی  و رو زانو قرار بگیره  طوری که سرش به سمت مهناز باشه و در یه حالت مشابهی  که نیما با زنش مهناز سکس می کنه اونم با نلی زن نیما سکس کنه . شورتشو هم کشید .. طوری که صدای بیرون اومدن کیر از داخل شورت مهران مثل صدای رها شدن تیر از چله کمان بود . مهران کیرشو به کس نلی مالوند ..
 مهناز : نترس  این شوهرم از اون کیر کلفتاست ولی کس زن هر چی تنگ باشه هر کیر کلفتی رو داخل خودش جا میده و خیلی هم حال می کنه . هر دو تا تون خوب حال می کنین . بالاخره به آرزوت رسیدی مهران ..
مهران : تو به کی میگی مهناز که الان هفته هاست چشمت نیما رو گرفته و از آقایی اون تعریف می کنی . انگار که آقایی نیما می خواد بره توی کس و کونت .
مهناز : حالا چرا این قدر حسادت می کنی ..
زن و شوهر دو تایی شون می خندیدند . نیما هم با خنده های اونا به خنده افتاده بود از این که داشتن از حسادت حرف می زدن .. نیما دستشو گذاشته بود رو موهای زنش نلی و نوازشش می کرد . می خواست این جوری بهش نشون بده که خیلی بهش اهمیت میده . در حالی که نلی هنوز در شوک بود و نمی تونست باور کنه که این قدر راحت خودشو تسلیم کرده .. ولی از مالش کیر مهران به کسش خیلی خوشش میومد .. مهران به نرمی کیرشو تا به انتها فرستاد توی کس نلی .. تنگی کس نلی مهران رو به وجد آورده بود .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی