ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 144

رو کردم به سمیه و گفتم ببین خانوم خانوما این جا که اومدیم باید حال کنیم . ادای زنای مذهبی و متعصب رو در نیار ..
 سمیه : وااااایییییی شیدا جون تو به من میگی مذهبی ؟ اصلا به من میاد که این جوری باشم ؟ نه ... خواهش می کنم اصلا حرفشو هم نزن . اگه من مذهبی بودم  هیچوقت نمی ذاشتم که شوهرم این رفتار رو با خودش داشته باشه یا با تو .. یا این که تو بخوای با من باشی ..
-میگم راستشو بگو سمیه .. خوشت نمیاد الان در این دنیا و در این فضا زندگی می کنی ؟ هر کسی داره همون جوری زندگی می کنه که بهش خوش بگذره ؟ در این جا همه از داشته های خودشون تا به اون حدی استفاده می کنن که  ازش لذت ببرن . نگاه کن .. دلت نمی خواد یکی از اون مردا تو رو در اختیار خودش داشته باشه ؟
 سمیه در حالی که سرخ شده بود و لباشو گاز می گرفت گفت  ..
-این مردایی که معلوم نیست با چه زنایی بودن ؟
 -عزیزم اینا همه شون بهداشتی هستند .. اگرم رعایت می کنن به خاطر اینه که در روز ناقل ویروس و بیماری نباشن ..
-حالا که چی من دلم بخواد یا دلم نخواد . چه تاثیری داره
-تاثیرش اینه که به همه مون خوش می گذره و لذت می بریم . کیف می کنیم از این که بتونیم دور هم باشیم و کیف کنیم . یه تنوعی هم میشه برای ما .. خیلی حال میده ...  حالت سمیه نشون می داد که  راضیه به این کار ... دیگه من معطل نکردم . دوبار ازسمیه پرسیدم که راضیه یا نه و سکوت اونو که شنیدم   فوری رفتم سراغ مهران و اونو کشیدم یه گوشه ای ..
-ببین مرد زنت راضیه .. حالا خودت رو ببین اگه می تونی با هاش تفا هم داشته باشی و از این که اونو با یه مرد دیگه ببینی نا راحت نمیشی  جورش کن که همه مون با هم حال کنیم .. اگه دو تا مرد و یه زن جور کنی بد نیست .. یا مثلا سه تا مرد و یه زن . خیلی عالی میشه .. یک مردروهم بفرست سراغ من  چون استیل من به زنا بیشتر می خوره تا مردا . از مردا فقط کیرشو دارم .. ولی اندام و باسن من خیلی به اندام خانوما می خوره . واسه همین , یک مرد رو بیشتر وسوسه می کنه .. فقط مهران جان من از  این تایلندی ها و کلا چشم با دومی ها خوشم نمیاد .. یعنی مرداشون به دردی نیستن . شاید خا نوماشون اهل حال باشن و جذابیت داشته باشن . ولی از مردا خوشم نمیاد . مهران : اتفاقا منم از مردای چشم با دومی خوشم نمیاد . کیرشون زیاد حال نمیده .. کیر تو خیلی از کیر اونا بهتره و به آدم حال میده .
 -میگم مگه تو قبلا هم این جا اومدی و زیر کیر  اینا نشستی و حال کردی ؟
 مهران : نه یواش تر به گوش سمیه می رسه بازم آبروی آدمو می بره . من فقط اینا رو توی فیلما دیدم .
می خواستم سر به سر مهران بذارم و اذیتش بکنم .
 -اگه اینا رو فقط توی فیلما دیدی پس چرا این قدر از زنت می ترسی . حتما یه مشکلی با اون داری دیگه .
بالاخره یه چند جایی رفتیم . انواع و اقسام  اتاقها و  دکه های مخصوص ماساژ به گیرمون افتاد ولی اون جوری که مد نظر این مهران خان بود به پستش نخورد تا این که  بالاخره موفق شدیم همون جوری که می خوایم یه جایی رو پیدا کنیم که  سه تا مرد و یه زن رو واسه خودمون جور کنیم که بشه طرف مقابلمون . هر چند در مورد من هم می تونست یه زن ما ساژور بیاد و کار رو انجام بده .. سمیه هیجان زیادی داشت .. -شیدا جون یعنی یه مدت که شد  یکی از این مردا میاد و با هامون ور میره ؟
 -نمی دونم این جور که بوش میاد همین جوره . الان شوهرت هم داره با اونا حرف می زنه . من نمی دونم چیکار کنم .. چه حسی داشته باشم .. نههههههه ... ..
رفته بودیم به یک سالن تقریبا بزرگ . البته یه فضایی رو در اختیار ما گذاشته بودند که مختص خودمون بود . ظاهرا مهران خیلی هم هزینه کرده بود ...
سمیه: باید لخت شیم ؟
-نه با لباس بریم ما رو بما لونن . تازه این که آخرش معلومه چی میشه .
سمیه : به همین راحتی ؟از بس سختی کشیدیم حالا تحمل راحتی رو هم نداریم ...
-سمیه چه مردای خوش تیپی هستن ....می بینی لاپا شونو ؟
سمیه : یعنی کیرشون واسه ما شق کرده ؟
 -شاید هنوز به اون درجه ای که منظورته نرسیده باشه . اصلا این طایفه در حد نر مال همین باشن .
 من و لاله و سمیه و مهران در یک مسیر دایره ای قرار گرفتیم طوری که همه می تونستیم همدیگه رو ببینیم .. وایییییییی .. واسه من و لاله و سمیه نفری یه مرد در نظر گرفته شده بود . اما  رو سر مهران یه مرد و یه زن ایستاده بود .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی