ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شکست پانتومیم هوس

فاصله عرضی خیلی کم بود ... بین دو اتاق خواب اون دختر و پسر .. اما پنج طبقه .. پنجره های بین اتاقشون خیلی نزدیک بود .. روز ها از پی هم می گذشتند .. اولش فقط با چند  باز و بسته کردن پنجره وور رفتن با پرده شروع شدو بعد با نگاه .. هر دو شون شب هنگام میومدن پشت پنجره ... خیلی هم مراقب بودن که کسی اونا رو نبینه ... پسر دانشجو بود و دختر هم سال آخر دبیرستان .. با نگاه  شروع شد ..  .. انگار هیشکدومشون دوست نداشتن که شکل این رابطه رو به صورت دیگه ای در بیارن ... چون هیجان رو فقط در این دیدن های دزدکی می دیدند .. از این ترس داشتند که همسایه ها اونا رو ببینن . هر دو شون احساس نیاز می کردند .. این که کنار هم بخوابن ..  پسر تجربه این کارو داشت ولی دختر هنوز دست پسری بهش نرسیده بود و صحبتش با پسرا در حد تلفن و اینترنت بود . ... دختر تا وقتی که فیلم سکسی ندیده بود می تونست یه جورایی با خودش کنار بیاد اما حس کرد که اونم نیاز داره به این که اون پسرو در کنارش داشته باشه ..پسر اینو کاملا حسش کرده بود ... یه روز جمعه بود .. هردو شون  تنها بودند ... وقتی اومدن پشت پنجره هر دو شون احساس نیاز  می کردند .. با نگاهی خمار ... دل تو دل هیشکدومشون مخصوصا اون دختر نبود ... سرشونو به سمت هم تکون می دادند ... از وقتی که دختر فیلم سکسی دیده بود بی پروا تر شده و دستشو رو سینه هاش می ذاشت  تا پسر ببینه  .. پسر براش بوسه می فرستاد ... .. فکر عجیبی از سر پسر گذشت . به دختر اشاره کرد که می تونم بیام اون سمت ؟ .. دختر متوجه شد که چی میگه .. با اشاره دست گفت که چه جوری ؟ .. راستش  می ترسید که یکی  پسرو موقع ورود به آپار تمان ببینه .. پسر رفت پایین .. گوشه پارکینگ چند تخته کار مربوط به دار بستو وارسی کرد . یکی شو که پهن تر و کوتاه تر بود آورد .. کمی خطر ناک به نظر می رسید .... وقتی اونو بین دو بالکن قرار داد دختر کمی ترسید .. راستش خودشم استرس داشت .. به هر مصیبتی بود خودشو به اون سمت رسوند . هر دوشون از هیجان خوششون میومد ...دختر با یه شلوارک و تاپ منتظرش بود ..  اون هر وقت خونه رو تنها گیر می آورد می رفت سراغ فیلمهای سکسی که در آرشیو لپ تابش داشت . و قبل از اومدن پسر بازهم خودشو سر گرم کرده بود تا بر خورد راحت تری با اون داشته باشه .. خیلی سخت بود شکست سکوت ... نمی دونستن چی بگن .. پسر به سمت دختر رفت .. دختر سرشو انداخت پایین ... پسر دستشو گذاشت زیر چونه اش ..  سرشو به سمت بالا داد . تمنای هوسو در چشاش دید .. لباشو به سمت لبان دختر حشری نزدیک کرد .. هر دو شون حس می کردند که مدتهاست که تسلیم همند ... برای پسر حس لبان دختر تازگی نداشت .. ولی دختر حس می کرد که وارد دنیای دیگه ای شده ... گرمای عجیبی رو در خود احساس می کرد .. تمام تنش به آتش کشیده شده بود . وقتی دستای پسر رو رو سینه ها ش حس می کرد کاملا سست و بی حس شده بود .. کمرش شل شل شد .. پسر دو تا دستشو گذاشت زیر کمرش و اونو رو تخت گذاشت ... به آرومی بر هنه اش کرد .. دختر کاملا تسلیم بود ... چشاشو بسته بود . نمی خواست به جایی نگاه کنه . خجالت می کشید .  جز یه شورت چیزی رو  رو تنش حس نمی کرد .. واسه یه لحظه چشای  نیمه خمارشو باز کرد و دید که پسر هم رو اون خم شده . با یه شورت .. و ورم کیرش که خیلی از این حالت خوشش میومد . از این که تونسته پسری رو به خاطر خودش هیجان زده کنه ... بوسه های آتشین پسر رو , رو  صورت و گردن و روی سینه هاش حس می کرد ... وقتی لبای اون پسر رو رو سینه هاش حس کرد که داره میکشون می زنه حس کرد که یه فشار هوسی زیر سینه هاش و دور و بر کسشه که داره کسشو بیش از حد خیس می کنه . شورتش کاملا خیس شده بود . کف دست پسر رفته بود روی شورت اون ...و بعد اون دست رو حسش می کرد که از داخل شورت داره با کسش ور می ره ... دختر حس می کرد که چیزی حس نمی کنه . حتی دیگه شورتی رو هم رو پا هاش لمس نمی کرد ... لحظاتی لبای پسر رو رو لبای کسش حس می کرد .. می خواست فرار کنه .. تحملشو نداشت ... حتی چنگ اندازی به تشک دردی رو دوا نمی کرد . انگار قلبش داشت از جاش کنده می شد .. به هیچی نمی تونست فکر کنه . حتی اگه در اون لحظات پسر کیرشو می کرد توی کسش حرفی واسه گفتن نداشت .. ولی پسر حواسش جفت بود ... یه حس آتشین و مذابی به سراغش اومده بود طوری که که انگار یه گلوله داغ و چربی زیر کسش آب شده . آب رقیقی ازش خارج شد .. اما لبای پسر همچنان روی کسش قرار داشت ... چند لحظه بعد پسر حریصانه اونو بر گردوند ... دوست داشت کونش گنده تر باشه تا اونو بیشتر وسوسه کنه .. پسر می خواست بکنه توی کون دختر .. کیرش کاملا داغ شده بود .. بدن لاغر ولی خوش فرم دختر پسر خوش تر کیب و چهار شونه رو وسوسه اش کرده بود . کیرشو گذاشت رو درز و چاک کون دختر .. دو طرف کونو به کیر فشار داد . با حرکت کیرش از پایین به بالا اونو داغش کرد .. آبشو در مرز بین کون و کمر دختر خالی کرد ... با کیرش اون آبو به سمت سوراخ کون دختر فرستاد و با انگشتش قسمتی از اون آبو فرو کرد توی سوراخ کون دختر و دور و بر مقعدشو هم با همون چرب کرد .. دختر از درد جیغ می کشید به تشک چنگ مینداخت ولی پسر فشار کیرشو به نرمی رو کس آورده و صبرش زیاد بود .. چهره دختر کبود شده بود .. لباشو از درد گاز می گرفت .. اما پسر می خواست لذت ببره کیف کنه .دختر می خواست در بره نمی تونست .. صورتش کبود شده بود .. حتی سر کیر پسر به زحمت به سوراخ کون دختر می رسید .. پسر د ستاشو گذاشته بود رو دو سمت کون دختر اونو بازش کرد به دو طرف ... سعی کرد آروم آروم کارشو انجام بده .. از خیسی کس اون دختر کمک گرفت که با همه درد هنوز هوس داشت ... سر کیر پسر بالاخره رفت توی کون دختر . واسه این که در نیاد یه فشار دیگه ای به اون آورد .. دیگه حرکت نکرد ..  فقط از دو طرف کون دخترو آورد به سمت  کیر .. لباشو  سفت و سخت به لبای دختر چسبوند .. دستاشو رو سینه هاش قرار داد .. .. دختر کونشو به سمت عقب می زد .. برای اولین بار کیر یه پسرو با تمام وجودش حس می کرد ... کف دستشو روی کسش قرار داده بود .. صدای تپش قلبشو می شنید ... گرمای داغی رو توی کونش حس کرد و پرشهای کیر پسر رو ... هر دو شون احساس آرامش می کردند با این که دختر هنوز کونش درد می کرد و حس  می کرد که نمی تونه اونو زمین بذاره .. دو تایی شون همدیگه رو در آغوش کشیده بودند .. حالا دختر چشاشو باز کرده سرشو گذاشته بود رو سینه پسر . دوست داشت پسر نوازشش کنه .. و طرف همین کارو هم کرد ... پسر شروع کرد به بوسیدن گوشای دختر .. دختر یک بار دیگه حشری شد .. این بار بار دهنشو گذاشت رو کیر پسر و واسش ساک زد و اون قدر واسش میک زد که پسر چاره ای نداشت  جز این که یک بار دیگه انزال شه با به میزانی کم ... دختر کمی سختش بود که آب پسرو بخوره .ولی در فیلمها دیده بود که زنا چه با لذت این کارو انجام میدن .. قسمتی رو خورد و قسمتی روئ هم از گوشه لباش به سمت بیرون هدایت کرد ... دقایقی بعد چش تو چشم هم دوخته بودن ... جز چند آخ و واخ و ایف و اوف حرف دیگه ای نزده بودند .. پسر دستشو رو صورت گرد و ظریف دختر گذاشت موهاشو به کناری داد و گفت دوستت دارم ..
 -منم دوستت دارم ..
 -بازم می تونم بیام ..؟
 -هر وقت که موقعیت جور بود حتما
سکوت بین اونا شکسته شده بود . .. پسر برای رفتن این بار مسیر اصلی و در خونه رو انتخاب کرد .. به این فکر می کرد که چند بار سکس با این دختر دلشو می زنه؟ .. تاریخ مصرف اون تا چه زمانیه و شاید هم به میزان مصرف بستگی داشته باشه .. اون این بار بدون حرف زدن تونسته بود مخ زنی کنه ... پایان ... نویسنده .... ایرانی