ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 285

پویا با فشار زیاد و شاید هم با بیرحمی در حال کردن کونم بود .. ولی ما هان به طرز هوس انگیزانه تری منو می کرد ....
 -اوووووووووخخخخخخ پسرا .. پسرا ... چقدر مستم کردین شما . من اصلا نمی تونم آروم و قرار داشته باشم . ا نگار هر لحظه بدنم بیشتر می خاره ... جوووووووووون جووووووووون منو ببرین حموم . ببرین منو حموم . می خوام اون جا بیشتر حال کنم . لذت ببرم ..
 پویا : کونت نمی خاره ؟
سرمو بر گردوندم . یه نشگون از لپش ور داشتم و گفتم اتفاقا تنها جایی از بدنم که نمی خاره همون جاست . متوجه باش که همون جا نمی خاره .
کاری کردم که منو بردن به حموم . ماهان که دیوونه شده بود . اصلا نمی تونست باور کنه که زنی مثلا اون کاره بخواد این قدر شور و حال داشته باشه و خیلی هم با حال سکس کنه . در حالی که نمی  دونست من نیاز مالی ندارم و پول و پس اندازم از پارو هم بالاتر میره  و فقظ برای لذت  خودم از زندگی این کار رو می کنم . من تزم اینه اگه یک مرد می تونه آزاد باشه و از زندگی لذت ببره چرا یک زن نتونه این کار رو انجام بده . دو تایی شون منو بردن به حموم و هر کاری که دلشون می خواست با من انجام دادن  . برام فرق نمی کرد که کی چیکار می کنه . من فقط می خواستم که دستای زیادی روی بدنم حرکت کنه ..  به من لذت بده ... هر چند اگه می خوابیدم زمین بدنم در یه حالت استراحت می تونست ماساژ  و مالش اونا رو داشته باشه . ولی اول تصمیم گرفتم که کمی وایسم تا هر دو طرف منو داشته باشن . دو تایی شون شروع کردن به لیف زدن من .. چشامو بسته بودم تا با لذت حرکات دست اونا رو روی بدنم احساس کنم . روی کسم .. رو سینه هام .. روی کون و کمر و  شکمم . بی اراده شده بودم .. خودمم به اونا کمک می کردم .هر جا از بدنم که دچار لذت و ار تعاش بیشتری می شد همون جا رو می مالوندم . جووووووووون .. چشامو بسته بودم . تا یه حس قویتری از لمس دستای اونا داشته باشم . کف صابونو رو سینه هام حس می کردم . روی شکمم . روی باسنم . اونا به هیچ نقطه از بدنم رحم نمی کردند . همه جا رو می مالوندند . چه مالوندن  با هوسی! . آخخخخخخخخخ .. به کدومشون باید فکر می کردم . فکر کنم پویا  قسمت جلوی بدنم قرار داشت . یه لحظه که چش وا کردم اونو دیدم . یه دستش بود رو سینه ام .. یه دست دیگه اشو گذاشته بود لای پام و کسمو به آرومی چنگش می گرفت . لبامو بازش کردم و با چشایی بسته و خمار بهش نشون دادم که لب می خوام و می تونه منو ببوسه . اونم همین کارو انجام داد .. از اون سمت  ماهان هم در حال ور رفتن با پشت بدنم بود .... کاش می تونستم  رو هر دو نقطه تمرکز داشته باشم .  ماهان کمر و شونه ها و باسنمو غرق مالش و بوسه هاش کرده بود . چقدر خمار شده بودم .
 -آخخخخخخخخ آقایون ... دو تایی تون که منو سوزوندین و خاکسترم کردین ..ووووووووووییییییییی وووووووییییییی کسسسسسسسم .کسسسسسسسسم ... اوووووووههههههه کوننننننننننننننم کوننننننننننم .نمی تونم وایسم .. دراز می کشم رو کفه .. دو تایی تون به من حال بدین .. هر دو طرفو داشته باشین ...
رو زمین یه پهلو دراز کشیدم طوری که اون دو تا به من مسلط باشن و بتونن به ندازه کافی بهم حال بدن .. و لذت ببرن . پویا  روبروم قرار داشت و این بار می خواست کیرشو بکنه توی کس من .. چون استارتشو زده بود و دستش هم روی بدنم قرار داشت . ماهان طوری  پنجه هاشو روی کونم قرار داده بود که هر لحظه جیغم داشت می رفت آسمون .
-فشارش بده .. کونمو فشارش بده ....
سوراخ کونمو صابون مالی کرده بود .. حالا لذت می بردم . هوس و نیازمو به جایی رسونده بودند که حتی کون دادن هم واسم کیف آور و لذت بخش شده بود و با فریاد از پویا می خواستم که کیرشو فرو کنه توی کسم  و .. پویا هم با سرعت کیرشو می کرد توی کسم و بیرون می کشید . بذار هر طور که فکر می کنه بکنه . مشت اون پیش من وا شده . من که یک زن مجرد هستم و باید هر جوری که شده از زندگیم لذت ببرم . اون باید به این فکر باشه که با این کاراش داره شیرازه زندگی خودش و خواهرمو از هم می پا شونه و بیشتر دلم واسه فر هاد کوچولوی چند ساله می سوخت . ماهان کیرشو به سوراخ کونم فشار داد . حس کردم که خیلی راحت تر از دقایقی پیش که پویا می خواست کونمو بکنه این کیر راهشو پیدا کرده .. دو تا یی از دو طرف خودشو نو به من چسبونده بودند و ولم نمی کردند .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی