ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد زنان متاهل 95

بنفشه و مهرزاد در همون حالت وارد اتاق و سوئیت افشین شدند ..  افشین یه نگاهی به زنش انداخت که چه جوری خودشو از پشت می کوبه به بدن مهرزادی که دستاشو دور کمرش حلقه کرده و یک ریز داره اونو می کنه ... بنفشه وقتی خودشو انداخت روی تخت مهرزاد واسه لحظاتی از اون جدا شد طوری که کیر خیس شده از کس بنفشه  و خیسی دور و بر شکاف کون زنش نشون می داد که اون تا چه اندازه لذت برده و داره می بره . مهرزاد به بنفشه که به دمر افتاده بود روی تخت رحم نکردو کیرشو یک ضرب  فرستاد تا ته کس اون بره و در همون  حال به تلنبه زدنش ادامه داد . دهن ستایش از تعجب وا مونده بود . چون تازه اومده بود توی خط با این حرکات آشنایی نداشت .  اما مهناز که بار ها و بار ها با این موضوع مواجه شده  تعجب نکرد . هر چند اونم هنوز مثل سایرین نمی دونست که افشین و بنفشه زن و شوهر ند و با این که هر دو شون پذیرفتن که در این مجلس باشن ولی ته دلشون حسادت می کنن .
بنفشه : اووووووووخخخخخخ بکن .. بچرخون کیرت رو ..  بچه ها ببخشید  ..من باید با دو تا مرد وارد می شدم که بشه کمبود مرد رو در این جا جبران کرد . خیلی از تون عذر می خوام دختر خانوما . هر چند که دیگه دختر نیستین .
افشین کلافه شده بود . چون متوجه بود که بنفشه داره رو مخش راه میره . ولی زن نیم نگاهی هم به شوهرش داشت .. مهناز خودشو روبروی افشین قرار داده طاقباز کرده بود و اون داشت کسشو لیس می زد و از طرفی ستایش هم اومده بود و کیر افشینو گذاشته بود توی  دهنش . همه با هم ناله می کردند و فقط ستایش بود که ناله هاش تو دهنی شده بود .
 مهناز: اوووووووووففففففف جووووووون کسسسسسم کسسسسسسسم ... افشین جون بکنش بکنش تا ته ...
 این صدای مهنازبود که دمی اونا رو راحت نمی ذاشت و مدام کیر می خواست . بنفشه رو کیر مهرزاد قرار گرفته بود و حالا اون بود که رو کیر مهرزاد تلنبه می زد . افشین برای لحظاتی به کون زنش نگاه کرد .. دور و بر حلقه کس بنفشه خیسی هوس و لکه های سفیدی رو دید که دلش رفت .. به این فکر می کرد که آیا مواردی هم بوده که زنش رو تا به درجه ای از هوس رسونده باشه که تا به این حد لذت برده باشه؟ تا به این حد بدنش داغ کرده  دور و بر کس این جور روغن بسته باشه ؟ چقدر هم حرصش می گرفت که می دید کیر کلفت مهرزاد رفته توی کس زنش اونم از راه قالب کون و شاهد اونه که چه جوری و با چه هیجانی این کیر تا ته کس زنش میره و بر می گرده . بنفشه : ووووووووویییییییی نهههههههههه اووووووفففففف کسسسسسسم کسسسسسسم داره می لرزه .. مهرزاد جون ..مهرزاد جون کسسسسسسسم داره آتیش می گیره .. تنم داره می لرزه .. وااااااایییییییی بزن بزن .. کیرت رو می خوام . کسسسسسسسم کییییررررررررت رو می خواد .. آخخخخخخخ ..طوری مهران رو به وجد آورده بود که پسر  نتونست جلوی خودشو بگیره ..
 -آخخخخخخخخخخخ بنفشه جون .. بنفشه جون ... بنفشه : جوووووووووون فدای کیرت بشه بنفشه .. بماون .. دو دستی سینه ها مو بمالون . من خوشم اوموه , خوشم اومده لذت می برم . بزن .. بزن بازم تلنبه یزن ...
مهران : آهههههههه داره میاد داره میاد .. بنفشه : خالی کن .. زود باش ... هر کاری دوست داری با من انجام بده تو آزادی .
مهرزاد : آخخخخخخخخ داره میاد . داره می ریزه .
 صدای بر خورد کس و کیر به هم و حرکات موجی شکل و ژله ای کون بنفشه یه جلوه و روشنی خاصی به اون فضا داده بود ... آهههههههه  نهههههههه .. مهرزاد حریص و داغ شده .. چند ضربه دیگه هم به کون بنفشه زد ..
 مهرزاد : آخخخخخخخ بگیرش که اومد .. بگیرش که الان کس تو داره میشه یک کس بارون زده ..
بنفشه : بکن بکن خوشم میاد ..محکم بزن .. بزن . تاب و توان ندارم  . دارم دیووووونه میشم ..
 مهرزاد : اومد .. جووووووووون ..
 بنفشه صدای پرش های کیر مهرزاد رو توی کسش به خوبی احساس می کرد .
بنفشه : جوووووووون .. چه پرشهایی ! چه جهشهایی ! چه خوب داری آبت رو توی کس من خالی می کنی .. من بچه هم ندارم . اگه بار دار شم جواب شوهرمو چی بدم .. افشین در این لحظه به حرف اومد و گفت خیلی از خا نوما قرص ضد بار داری می خورن . تو هم همچین حالتی داری ...
 مهرزاد دیگه خالی کرده  بود
 مهرزاد : جااااااااان ..اووووووویییییییی .. بگیر ...
 بنفشه داغی آب کیر رو با تمام وجود توی کسش حس می کرد . وقتی مهرزاد کیرشو بیرون کشید ستایش اومد به این سمت,  تا کیر مهرزاد آزاد شد فوری دهنشو گذاشت رو کیر اون پسر ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی