ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

از عشق تا ضربدری 10

پونه حساسیت عجیبی  نسبت به دیدن این جور فیلمها داشت . مخصوصا اون قسمتهایی که بدن زنان رو نشون می داد .  دوست نداشت شوهرش به دیدن اون اندام لذت ببره . -پونه اینا همش فیلمه . می خوام هیجانت زیاد شه . نه این که بخوام حس بدی بهت دست بده . تو که می دونی من نسبت به این چیزا خیلی حساسیت دارم ... حالا نگاه نکن . صداشون هم که خارجیه ..  اصلا نگاه نمی  کنم خوب شد ؟
پونه : ولی این تصویر که درست رو بروی منه ..
-عزیر دلم بهش زوم نکن . چقدر گیر میدی ..
پیمان دستشو به آرومی توی لباس خواب نازک زنش فرو برد .  پونه از نوازش دستای همسرش لذت می برد . دوست داشت که شوهرش بیشتر با اون ور بره . کف دستای پیمان رو کمر همسرش قرار داشت و همزمان با اون اومد پایین تر و باسنشو به آرومی در چنگش داشت . در همین لحظات بود که سر و  صدای بازیگران  فیلم پور نو زیاد تر شده بود ..
پونه زیر چشمی یه نگاهی به فیلم انداخت . با این که چندشش می شد ولی حس می کرد که همزمان با اون وقتی که دستای پیمان رفته لای پاش احساس لذت می کنه و همین تحرک و انگیزه بیشتری درش به وجود میاره . منتها نمی خواست که پیمان متوجه این حرکت اون بشه و انگشت روش بذاره .. ولی حالت و آلت مرد رو که دیده بود با چه عطشی داره میره سراغ زن از خود بی خود شده بود و خودشو بیشتر به شوهرش چسبوند . پیمان متوجه این تغییر حالت زنش شده بود . چون اون به کلیه حرکات زنش در سکس آ شنایی داشت و می دونست که هر وقت به این جای کار می رسند اون  به این زودی این قدر هیجان زده نمیشه . پونه یه حرارت خاصی پیدا کرده بود . دوست داشت بدونه بقیه فیلم چی میشه . می خواست واکنش اون زنو ببینه .. الان درست در بهترین حالتی قرار داشت که می تونست چشاشو به مانیتور بدوزه .. وشوهرش حالت چشاشو نبینه  . پیمان پونه رو کاملا بر هنه کرده بود .
-عزیزم صداش بلنده اذیتت می کنه کمش کنم ؟
-نه ..واسه من که اهمیتی نداره . من وقتی که تو رو دارم و عشق تو رو دیگه این غریبه ها برام ارزشی ندارن .
 -انگار که برای من ارزش دارن .. نه عزیزم .. فقط می خوام که یه هیجانی بیاد توی سکس ما ... باز خوبه که این دوره زمونه من و تو از اونایی نیستیم که بخوایم بریم دنبال عشق و تفریحات خاص . تازگی ها مد شده که زنا میرن دنبال دوست پسر .. پونه : حالا چه وقت این حرفاست . تا اون جایی که من می دونم این مردا هستند که میرن دنبال زنای دیگه و به عشقشون پشت پا می زنن . آخخخخخخخخ .. با کف دستت لاپا مو چنگش بگیر ... زود تر .. زود تر . من امشب زود تر می خوامش ..
 نگاه پونه افتاده بود به تصویری که  درشت نمایی کیر به انداره ای رسیده بود که نصف صفحه تلویزیونو گرفته بود و همون از پشت رفته بود توی کس زن ... پونه از جاش بلند شد و افتاد روی کیر شوهرش ..
-آخخخخخخخخخ چه حالی میده .. بکن منو .. تند تر .. زود باش ...
 لبخندی رو لبای پیمان نشسته بود . این حالت پونه رو چراغ سبزی می دونست برای ادامه کارای دیگه  .  با این که برای پیشرفت در این خصوص و راضی کردن همسرش کارا به کندی پیش می رفت ولی از اون جایی که اون خیلی سر سخت بود همینو واسه خودش موفقیت بزرگی می دونست . پونه  با این بهانه که داره تاسف می خوره نگاهشو به صحنه های سکسی دو خته بود و به علامت تاسف سرشو تکون می داد .. پیمان هم که اخلاق اونو می دونست با هاش همراهی می کرد و نمی خواست کاری کنه که اون احساس خجالت کنه .
-می دونم عزیزم . می دونم که خوشت نمیاد و احساس خاصی نداری .
ولی چشای پونه نشون می داد که اون غرق شهوت عجیبی شده ... کف دست پیمان قسمت بالای کس زنش قرار گرفت و گفت واقعا این زنا کیر به این درشتی رو چه جوری تحمل می کنن . پونه این حرفا رو می شنید و با سرعت بیشتری خودشو رو کیر شوهرش حرکت می داد . گاه زیر چشمی به اون تصاویر نگاه می کرد .. حالا دیگه اون حس چندش رو نداشت .. فقط به این فکر می کرد که اگه جای اون زن هنر پیشه بود چی می شد .. سرشو خم کرد و کمی خودشو بالا کشید تا یه نگاه یکسره ای به کیر شوهرش بندازه و اونو با کیر اون مرد توی فیلم مقایسه کنه . حس کرد که حالا داره با لذت به فیلم نگاه می کنه . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی