ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 98

مهرزاد یه فشار دیگه به کون بنفشه آورد . بنفشه درد رو با تمام وجودش حس می کرد .. دو سه بار دیگه هم لبای افشینو گازش گرفت . افشین اولش حس می کرد که زنش به خاطر حشر زیاد از کیری که رفته توی کسش و لذتی که می بره لباشو گاز می گیره ولی حرکت غیر عادی رو به جلو شو که دید یه لحظه چشاشو باز کرد و حالت مهرزاد رو که دید خونش به جوش اومد .. بنفشه تا حرکت اونو دید فهمید که افشین چقدر عصبی شده .  آروم زیر گوشش گفت
-عزیزم خواهش می کنم این قدر حساس نباش . مگه مقررات این جا رو نمی دونی ؟ بنفشه : هیس این جوری نگو ..
مهرزاد طوری کیرشو می کرد توی کون بنفشه و بیرونش می کشید که حالا  زن از احساس کیر مهرزاد توی کونش لذت می برد ولی نمی تونست پیش شوهرش عکس العمل زیادی نشون بده . با این حال حرکات کونش رو به شکلی  انجام می داد که هم بتونه به خوبی رو کیر شوهرش بشینه و هم کیر مهرزاد رو بتونه با کونش تنظیم کنه .. با خودش فکر می کرد  که با همه عشقی که به شوهرش داره دیگه نمی تونه با یک مرد سر کنه ... مهرزاد تا حدودی حس کرده بود که افشین کمی عصبانی به نظر می رسه . اون که نمی دونست اون دو تا باهم زن و شوهرند . اون پیش خودش حساب می کرد که افشین در اون لحظات می خواسته که احساس تملک خاصی نسبت به  بنفشه داشته باشه که با این کار اون نتونسته این احساسو داشته باشه ... ولی با خودش گفت عجب کونی داره این زن .  باشه سر فرصت اونو بیشتر و بهتر می کنه . یادش اومد اون وقتا که دوران ابتدای جوونی اش بود و حسرت اینو می خورد که چرا نمی تونه با یکی رابطه داشته باشه . گاهی حشرش اون قدر می زد بالا که حتی دوست داشت با یک پیر زن هم طرف شه . مهرزاد چند ضربه دیگه به کون بنفشه زد  و در حالی که با لذت به سوراخش نگاه می کرد با چند جهش بلند یه فریادی کشید که افشین فهمید که اون داره آبشو خالی می کنه .. مهرزاد با لذتی زیاد ریزش های پی در پی  منی رو توی کون بنفشه انجام داد .. سریع کیرشو کشید بیرون رفت سمت ستایش .. دستشو گرفت و  زیر گوش اون که هنوز خمار از سکس بود گفت بیا بریم و عاشق و معشوق رو با هم تنها بذاریم . ...
بالاخر زن و شوهر با هم تنها شدند .
 بنفشه : چرا این قدر ناراحتی ..
افشین در حالی که  کیرشو از توی کس زنش بیرون کشیده بود و حوصله ادامه سکس رو نداشت بهش گفت .
 -ببینم تو واسه چی به این پسره رو دادی ؟
-ببینم افشین تو چته . اصلا تو خودت منو آوردی این جا . من که داوطلب نشدم . تازه مگه مقررات این جا رو خبر نداری که هر مردی می تونه با هر زنی باشه ؟
 افشین : آره ولی اینو هم گفته که باید تمایل دو طرفه وجود داشته باشه. تو می تونستی یه جورایی شونه خالی کنی .
- عزیز دلم  منم داشتم درد می کشیدم .ولی این که اولین مرد من نبود .. حالا بیا قهر نکن ..
بنفشه کار شوهرش درازکشید و دو تایی تا صبح در آغوش هم به خواب رفتند ...  بقیه هم هر یک یه گوشه ای ولو شده بودند که بیشتر اونا توی حموم خوابیدن . بر نامه صبح و ظهر هم کاملا مشخص بود . فریده باز هم برای اونا سخنرانی کرد و امید وار بود که تا این جا به اونا خوش گذشته باشه . ازشون خواست که خودشونو خسته نکنند و تا اون جایی که می تونن از همه لحظاتشون به تناسب لذت ببرند . نگاه فریده هنگام سخنرانی متوجه نقطه ای بود که افشین قرار داشت .  هنوز برای اون جای تعجب داشت که چرا این بنفشه این قدر به افشین پیله کرده .. بر نامه بعدی دور و بر استخر بود .. یک سکس پارتی بدون لباس  و پیراهن و شورت و شلوار و سوتین .. کلا لخت مادر زاد ..  البته این سیستم برای اونا تازگی نداشت . چون همین حالت رو شب قبل هم در حمام یکسره داشتند ولی حالا این نقطه براشون تنوع داشت  . ضمن این که تمام وسایل پذیرایی هم آماده بود ...  رقص و پذیرایی و پخش آهنگهای شاد همچنان ادامه داشت . هر کسی با همون اندام واسه خودش و با دیگری می رقصید . بعضی ها به شوخی و بعضی ها هم به جدی به اعضای بدن هم دست می زدند ... گیلاس های شراب و انواع و اقسام نوشیدنی و غذا ها روی میز ها و در گوشه و کنار چیده شده بود .. انگاری بیشتر بر و بچه ها از سکس سیر شده و به دنبال تنوعات دیگه بودند . خیلی ها شون هم به این فکر می کردند که برن با اونایی سکس کنن که تا حالا با هاشون طرف نشدن . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی