ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ازعشق تا ضربدری 6

پیمان : وااااااااااییییییییی نهههههههههه پرستو .. داری چیکار می کنی ؟ اووووووووهههههههه .. الان می ریزه .. الان آبم می ریزه ....
ولی پرستو گوشش به این حرفا بد هکار نبود .. حالا که اون پیمانو پس از سالها پیدا کرده بود نمی خواست که اونو به سادگی از دست بده ..
پیمان : آهههههههههه کیرم ... نههههههههههه . آخخخخخخخ داره میاد .. داره می ریزه توی دهنت ...
 پرشهای کیر پیمان توی دهن پرستو شروع شده بود و پرستو هم وقتی اون حالت رو می دید  حسابی میک زدنو با فشار بیشتری انجام می داد . حس کرد که لذت ساک زدن و خوشحال کردن پیمان واسش به اندازه دنیایی می ارزه . انگار فراموش کرده بود که در چه  روز گاری سیر می کنه . زمان براش رفته بود عقب . حالا اون به خوبی می تونست   سیزده سال پیشو حس کنه .. دنیای امید و آرزو ها شو .. عاشق پیمان بود . .. اصلا متوجه نشد که کی تا قطره آخر منی پیمانو خورد . مست مست شده بود . همچنان کیر پیمانو بی اراده ساک می زد .. وقتی هم که دهنشو از رو کیر پیمان بر داشت پیمان با لذت اون لباشو رو لبای عشقش گذاشت ...
پرستو حس می کرد که واقعا خوشبخت ترین زن دنیاست . این که خیلی راحت در آغوش عشقش قرار گرفته ... حالا باید کاری می کرد که پونه هم بیاد توی خط . همه چیز کاملا عکس شده بود.اونی که از سکس ضربدری گریزان بود حالا باید به این صورت خودشو تسلیم می کرد . بذار شوهرش هر کاری می کنه بکنه .. به من چه ربطی داره !
-آههههههههه پیمان .. پیمان عشق من .. فشارم بگیر ..منو میون بازوهای خودت فشار بگیر .. من تسلیم توام .. من تسلیمم .
-یه وقتی پرویز سر نرسه ؟
-نهههههه نهههههههه اون نمیاد ... بذار سر برسه . بذار همه عالم و آدم بدونن که من عاشق توام تو رو دوست دارم اسیر دستای توام .. منو ببوس .. چنگم بگیر .. به سینه هام فشار بیار .. آخخخخخخخخ نهههههههه نهههههههه ..  همیشه  رویای یه روزی رو در سرم داشتم که بتونم خودمو در آغوش تو ببینم .. جوووووووووون ... هر کاری دوست داری با هام انجام بده .
پرستو همچنان به لحظاتی فکر می کرد که  داره سر پرویزو شیره می ماله و رو اون منت می ذاره . حالا باید چیکار می کردن تا دم پونه رو ببینن . آیا اون می تونه خودشو با این شرایط وفق بده ؟ یعنی راضی میشه ؟ نمی دونست چه کاری باید بکنه تا پونه رو هم به این کار راضی کنه . آیا اون می تونه این کارو انجام بده ؟ فکر پونه تا چه اندازه می تونه با خواسته های اون هماهنگ باشه .. ولش حالا بذار از سکس خودش لذت ببره .  اما از یه چیزی سر در نمی آورد . یعنی  سکس ضربدری اون قدر برای پرویز مهم بود که با این که می دونست ممکنه پونه هم وارد خط نشه این اجازه رو به اون داده بود که با پیمان باشه ؟ به یادش اومد که شوهرش گفته بود که می تونه نگران مسئله ای نباشه . اگرم موفق نشد حداقل می تونه این امید واری و دلگرمی رو داشته باشه که این تابو و طلسم , شکسته شده و اگه بعد ها بتونه زوج دیگه ای رو که هر دو شون راضی باشن گیر بیاره می تونن لحظات خوشی رو با هم داشته راحت تر با هم بر بخورن . جووووووووووون ..چه حالی می داد که پیمان اونو کاملا لخت در اختیار خودش داشت ... 
-عشق من .. من فقط می خوام مال تو باشم .. مال تو .. ولی توی بی وفا زن گرفتی ..
-دیوونه .. عزیزم .. این اول تو بودی که شوهر کردی ..
زن انگشتای عشقشو روی کسش احساس می کرد . پرستو حس می کرد که کسش عین یک قلب داره می تپه . یه هیجان و هوس خاصی روش نشسته بود . لحظه به لحظه خیس تر می شد ..
-آخخخخخخخخخ من می خوام .. می خوام .. نیاز دارم .. اووووووفففففففف نیاز دارم . ولم نکن .. ولم نکن ... اوووووووووففففففف ... ...
در سمتی دیگه پرویز شوهر پرستو استرس شدیدی داشت . از این که زنش داره چیکار می کنه .. آیا می تونه موفق شه که پرویز رو بیاره توی خط ؟ ..  شاید بیش از اونی که تشنه پونه زن پرویز باشه به این فکر می کرد که زن خودشو از خط خارج کنه . اون می دونست که خارج کردن پرستو از مدار اصلی زندگیشون یعنی وارد مدار هایی دیگه شدن و لذت بردن از اون . بی اندازه می تونست از لحظه های خود لذت ببره  .. نهههههههه کاش می دونستم که الان زنم داره چیکار می کنه . کاش یه جایی فالگوش وایساده بودم و  می شنیدم که پیمان کمر زنم پرستو رو گرفته و کیرشو از پشت تا ته کرده توی کس زنم و تلنبه می زنه .. طوری می زنه که تمام کونش بلرزه .. ولی من فقط صدای ناله های پرستو رو می شنوم .. پرستو زن خوشگل من میگه جاااااان جااااااان بکن منو پیمان ... به پیمان میگه بکن که کیر کلفت تو بیشتر از کیر شوهرم به من حال میده ... آخ که اگه  امشب پرستو  کاری کنه کارستون دنیا رو به پاش می ریزم . .. حالا اگه این زوج نشد بالاخره  این طور نیست که زوج دیگه ا ی پیدا نشه .. ولی می دونم .. میشه پونه رو آورد توی خط ... .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی