ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 97

بنفشه  هیچوقت شوهرش افشینو تا به این حد نسبت به خودش حریص ندیده بود . اون از این که می دید افشین داره با همه وجودش با اون سکس می کنه لذت می برد ..
-جوووووووووون ..افشین جون خوشم میاد این جوری با من حال می کنی ....
 افشین چند بار رفت یه چیزی بگه ولی هر بار حس  کرد که حرفاش طوریه که بقیه متوجه میشن که بنفشه زن اونه ... با هوس و نوعی حرص پنجه ها شو انداخته بود روی کون بنفشه و آروم اونو می گردوند ...
-آخخخخخخخخخ بنفشه لباتو می خوام بدش به من ..
زن لباشو گذاشت رو لبای شوهرش ... دو تایی شون رفته بودند به عالم حس و عاشقی ...  بنفشه فکر نمی کرد که پس از این همه سکسی که با بقیه کرده و لذتهایی که برده بازم تونسته باشه حال کنه . ولی می دونست که تونسته شوهرشو به حدی برسونه که تحریکش کنه و نشون بده که می خواد خودشو به عنوان مرد اول زندگیش معرفی کنه اون به خوبی با روحیه افشین آشنایی داشت . سینه های افشین و بنفشه روی هم قرار گرفته بود ... مهرزاد با سرعت همچنان سر سام آور بلایی بر سر ستایش آورده بود که اون دیگه نمی تونست خودشو کنترل کنه .. مهناز هم به شدت هیجان زده شده و دیگه طاقتش طاق شده بود .. می دید که دو تا مرد کنارش دارن با دو تا زن سکس می کنن و توجهی به اون ندارن . نمی تونست به اونا ایرادی بگیره . چون هر دو کیر داخل کس قفل شده بود . برای همین تر جیح داد که از تخت  بیاد پایین و یه سری بزنه به حمام و بره پیش بقیه ...
ستایش : آخخخخخخخ مهرزاد جونم .. داره میاد .. بازم داره میاد ..
ستایش حس می کرد که آب هوسش بازم داره خالی میشه .. هر چند این لذتش به اندازه بار اولی نبود که توسط افشین آبش اومده بود ولی می دونست که نیاز داره و باید که آبشو خالی می کرد .
- جوووووووون ... اوووووووففففففف .. یه حس خوبی دارم ... آخخخخخخ می خوام همین جا زیر کیرت بخوابم . می خوام جیغ بکشم . آییییییییی رو من دراز بکش بخواب مهرزاد . چقدر تو با حالی .. آخخخخخخخ من دیوونتم .. کسم بازم می خاره . حالا فقط می خوام بخوابم . منو از عشق و هوس خودت بردی به اون بالا بالا ها .. بازم می خوام .
مهرزاد هنوز سیر نشده بود .  آبشو هم توی کس ستایش خالی نکرده بود که با اشتیاق و شور حال بیشتری بتونه با مهناز حال کنه . اون هنوز متوجه نبود که مهناز رفته .. ولی واسه لحظه ای نگاهش افتاد به کون قلمبه شده بنفشه که رو کیر شوهرش افشین سوار بود .. صحنه ای رو که اون می دید بی اندازه تحریک کننده بود . یه نگاهی به چهره ستایش انداخت و اونو کاملا خمار و خواب آلود دید . هر چند می دونست که اگه کیرشو بیرون بکشه ستایش اعتراض می کنه .. ولی کون بنفشه شده بود واسش عین قرص ماه .. که از پایین یه پیکانی رو هدف کسش می شینه . اون سوراخ دیگه ای رو هم می دید  که بیکار مونده باشه ..  یه تیر دیگه ای رو جا داشت که وارد اون شه . ..  مهرزاد به آرومی کیرشو از توی کس ستایش بیرون کشید .  ستایش اون قدر غرق در لذت بود که متوجه نشد که مهرزاد کیرشو کشیده بیرون .اون فقط به شوهرش فکر می کرد که  وقتی بر گرده خونه حتما خیلی احساس خوشحالی می کنه از این که بالاخره زنش بکارتشو از دست داده و اونم می تونه سری میون سر ها بلند کنه و بگه که من هم تونستم  کاری انجام بدم . مهرزاد همچنان به کون بنفشه نگاه می کرد. بد جوری هوس اون کون رو کرده بود . کیرش لحظه به لحظه پر هوس تر می شد . حس می کرد که نبضش به سمت کون بنفشه می زنه ... قوطی کرم اون نزدیکی بود ..  کیرشو با اون چرب کرد و یه تیکه هم ریخت  رو دستش .. بنفشه انگشت مهرزاد رو روی کونش حس می کرد .. می دونست که اون پسر هوس کونشو کرده .. و اینو هم می دونست که شاید  افشین ناراحت شه .. با این که خوشش میومد از تماس انگشت مهرزاد با کونش ولی می ترسید از عصبانی شدن شوهرش .. با این حال دوست داشت که از زندگیش لذت ببره ..اما حالا دو دل بود .. اگرم می خواست خودشو کنار بکشه افشین متوجه جریان می شد .  مهرزاد هم طوری زرنگی به خرج داده بود که بدنش با بدن افشین تماسی پیدا نکنه و وقتی که کیرشو کرد توی کون بنفشه اون وقت متوجه جریان شه . مهرزاد انگشتشو از توی کون بنفشه بیرون کشید و سر کیرشو به  به سوراخ کونش فشار داد .. بنفشه واسه یه لحظه از فشار کیر مهرزاد روی سوراخ کونش احساس درد کرد طوری که بی اختیار لبای افشینو با فشار بیشتری می مکید .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی