ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 150

مهران : عجب لبخندی می زنه این استیو . چه جوری داره از کون دادن لذت می بره  شیدا یه خورده بیا این ور تر ببینم . حیف که نمیشه خم شد کیرشو گرفت توی دست . ولی خیلی با حاله .
 استیو که اشتیاق مهران رو دید رفت سمت اون . در همون حالتی که کیر من توی کونش بود . مهران راست می گفت چه لبخندی می زد این استیو .
 مهران : سمیه کجاست ببینه که مردان این جا از کون دادن چه لذتی می برند و اونو ننگ نمی دونن !
 شیدا :  مثل این که یادت رفته من یک شی میل هستم و دارم استیو رو می کنم .
-نه یادم نرفته . ولی این اطمینان رو دارم که اگه یک مرد هم استیو رو بکنه اون همین جوری لبخند می زنه و این مسائل برای  اونا حل شده .
-شاید حق با تو باشه . ولی جامعه این جا با ایران فرق می کنه . الان وقت فلسفه بافی نیست آقا مهران . ببین استیو کیر درشتشو گرفته سمت تو . حیف  که نمی تونم اونو ساک بزنم .
 اگه مهران می خواست کیر استیو رو ساک بزنه  کیرش از توی کون مایکل میومد بیرون . مگر این که  استیو می رفت رو یه بلندی تا کیرش هم تراز دهن مهران شه . مهران کیر استیو رو گرفت توی دستش و با اون بازی می کرد ... طوری با حرص و ولع به اون کیر نگاه می کرد که  آدم اگه نگاش می کرد دلش واسش می سوخت و می گفت که طفلک عجب کیر نخورده هست . خلاصه  این سمیه هم باید یه جورایی با این مهران می ساخت . دستمالی شدن کیر استیو توسط مهران هیجان هر دو تا شونو زیاد تر کرده بود . الان مهران شده بود مرد سه جبهه ای و در سه جبهه داشت می جنگید . دستامو گذاشته بودم رو شونه های استیو و کمرمو با یه حرکات خاصی به سمت جلو حرکت می دادم ..
 اون طرف هم که سر و صدای لاله و سمیه رو می شنیدیم که چه جور دارن ایف و اوف می کنن . لاله  مرتب جری رو فریاد می زد و سمیه هم دست از سر جیم بر نمی داشت ..
 سمیه : شیدا چه خبره هنوز این شوهر کونی ما کونش جر نخورده ؟. دو تا تیر برق با هم برن توی کون اون بازم کم میاره .
مهران : من کون نمیدم . دارم کون می کنم .. اوووووووخخخخخخخخخ ..
سمیه : جون خود ت , تو  گفتی و منم باور کردم . این طور حرف زدنت نشون میده که همین حالا یه کیر کلفت رفته توی کونت ...
 مهران : زن حالتو بکن . حالا من بهت اجازه دادم بری زیر کیر مردای غریبه این قدر زبون در نیار ..
 سمیه : خجالت نمی کشی پیش غریبه ها آبروی آدمو می بری ؟
مهران : زن ! تو قاطی کردی ها . اونا که زبون ما حالیشون نیست . جووووووووون چه عشقی می کنیم ما ..
یه نگاهی هم به مایکل انداختم .. عجب کیر کلفتی رو می کرد توی کون مهران و می کشید بیرون .. منم کارم شده بود مقایسه کیر ها با هم . مهران گردنشو خم  کرد و به زحمت طوری که کیرش از توی کون مری بیرون نیاد کیر استیو رو گذاشت دهنش .. و طوری مزه مزه می کرد که بازم سمیه گفت ..
- آهای شوهرم ظاهرا دیگه این بار زبونت بسته شده و داری حسابی حال می کنی . 
-نه سمیه جون اون خودش تر جیح داده دیگه جو رو زیاد شلوغ نکنه . تو که می  دونی اون چقدر زنشو دوست داره .
 ولی عجب با حالی بود این جا دو  تا مرد داشتند کون می دادند و خیلی هم کیف می کردند ..
مهران پا هاشو ستون کرده بود تا کیر مایکل راحت تر بتونه توی کونش مانور بده . استیو هم خودشو خم تر کرد تا مهران واسه ساک زدن کیر اون  به مشکل نخوره  از اون جایی که بین ما و اون چهار نفر یه حد فاصل,  دیوار وجود داشت و  مرز و ورودی هم طوری  بود که نسبت به هم دید نداشتیم لاله و سمیه هم هوس کردند که بیان سمت ما  ..
 گوشه و کنار چند تا تشک و ملافه افتاده بود رو زمین . لاله و جری و سمیه و جیم هم دیگه وارد فضای ما شدند . سمیه تا چشمش به شوهرش افتاد که کیر استیو رو فرو کرده توی دهنش و تازه دستشو گذاشته زیر بیضه هاش و چه جورم داره با تخماش بازی می کنه گفت
-بپا خفه نشی خوش اشتها . هر چی  این جا به مردا کون میدی بده ولی توی ایران ما از این خبرا نیست .
-سمیه جون ولش کن بذار حالا حالشو کنه . این قدر سر به سرش نذار . تو هم الان کیر چند تا از این مردا رومی خوری خلاصه از یکی در میاد فرو میره توی یکی دیگه ..
 لاله : من که به همون یک دوم قانعم .
-ولی لاله جون به وقت عمل اشتهات باز میشه ..
سمیه :  خودمونیم این مردا هم مثل این که تا حالا زنای درست و حسابی ندیده بودن  ولی ازوقتی که ما رو دیدن دل دل کندن از ما رو ندارن ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی