ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 147

یه نگاهی به دور و برم انداختم .. لاله هم که اسیر دستای مردی شده بود که اونو جری صداش می زد . دور و بر من پر بود از انواع و اقسام کون های تر و تمیز .. دیگه یواش یواش حس کردم که وارد یک جنده خونه عمومی شدم . همه دیگه کاملا بر هنه شده بودند .  اون کونایی رو که توی دید بودندرو یکی یکی وا رسی می کردم که مثلا کدومشون بیشتر به آدم حال میده . می خواستم همه رو داشته باشم . دیگه حرکات ما از فرم ماساژخارج شده بود . جووووووووون .. خیلی دلم می خواست که الان از رو این تختای ساده و کوچولو پا می شدیم و می رفتیم به جایی که قدرت مانور زیاد داشته باشه . یک آن دیدم که مهران از رو تخت اومد پایین و در حالی که بین ن مری و مایکل قرار داشت به اتاقی دیگه رفت .انگاری اونا می خواستن کارای دیگه ای صورت بدن که مهران نمی خواست که سمیه متوجه جریان شه یا این که ما چیزی بفهمیم . احتمالا خجالت می کشید .  طرز رفتنشون هم عجیب و غریب بود .طوری که مهران وسط قرار داشت سمت راستش مری بود که دستشو گذاشته بود رو کیر مهران و اونم دستشو گذاشته بود رو کیر مایکل ...
سمیه در آخرین لحظه متوجه شد که مرغ از قفس پریده . حالا معلوم نبود اونم می خواست احساس راحتی کنه یا این که دوست داشت کارای شوهرشو زیر نظر داشته باشه که فریاد زد پس ما چی ؟ ما هم دوست داریم بریم اون سمت . مگه شوهرم می خواد خلاف کنه که  اونو بردن اون ور . اگه یه چیزی هست باید برای همه باشه ...
 جیم با ایما و اشاره و یکی دو کلمه که حالیمون می شد به ما رسوند که صبر کنید عجله نداشته باشین ..
سمیه واسه خودش حرف می زد و خطاب به جیم بیان می کرد با این که می دونست اون مرد از حرفای اون چیزی سر در نمیاره .
-یعنی چه . الان کون شوهر منو دارن جر میدن .  وقتی که اون دراز کش نقش زمین شد اون وقت ما می خوایم بفهمیم که چی به چیه ؟  ..
 ظاهرا مایکل بد جوری کرده بود توی کون مهران .. و مهران هم حالا داخل کس مری گذاشته بود کیرشو .. یا جای دیگه فرو کرده بود مشخص نبود . فقط سر و صدای هر سه نفر به گوش می رسید که چه جوری داشتن با هم حال می کردند ...
مهران : آخخخخخخخ  بیشتر بکن ..  فشار بده .. آخخخخخخخخ .. چقدر کلفته .. بازش کن . کونمو بازش کن ... بگردون .. گشادم کن .. گشادم کن که دیگه کون دادن برای من سخت نباشه می خوام حال کنم .
معلوم نبود مهران این حرفا رو برای چی می زنه ؟! می دونستم در یه حالتی قرار داره که دیگه هر حرف حشر آلودی که باشه از دهنش خارج میشه .. سمیه حرصش گرفته بود .. عصبی بود و  از رو لجش دیگه به کیر جیم دست نمی زد . جیم هر قدر کیرشو به دهن سمیه فشار می داد اون جفت لباشو به هم قفل کرده بود و بازش نمی کرد  -چی شده سمیه ..
-ببین شیدا ! من دوست دارم برم اون ور ببینم این شوهرم داره چیکار می کنه . اصلا کون دادن یک مرد  به مرد دیگه خیلی زشته . من به توی شیدا اجازه دادم که کون شوهرمو بکنی واسه این که اون به مردای دیگه کون نده ... -ببین سمیه جون .. دیگه مردی که کونی شد و سوراخ کونش طعم کیر رو چشید و حالا بهش عادت کرد خیلی سخته ترک کنه عادت کون دادن رو . درست مثل زنی که میگن یک کیر حرام اگه بخوره  و به شوهرش  خیانت کنه اونم بعیده که بخواد اینم مرضشو ترک کنه . ببین مهران چقدر تو رو دوست داشته که بهت اجازه داده با یه مرد دیگه حال کنی . حالا شوهرت هم خواسته مثل شما یه صفایی کنه .  ممکنه از این فضا که اومد بیرون دیگه دنبال این کارا نره . منم هواشو دارم . الان تو سمیه جون   این جیم جان   بالا سرت وایساده و می خواد حال بده و حال کنه و تو هم  مثلا با هاش قهری که می دونم این جورم نیست . خلاصه پاتو که از این فضا بیرون گذاشتی دیگه امکان نداره بری دنبال هرزه گردی ..
 سمیه : آخخخخخخخخخ شیدا جون نگو .. خیلی حال میده . چه کیفی داره . تو خودت الان گفتی زنی که کیری غیر از کیر شوهرشو خوره همیشه تا آخر عمر لذتشو حس می کنه و بعید به نظر می رسه که بخواد بر گرده به سیستم قبلش و زنی وفا دار شه .
-آره همین طوره
سمیه : یعنی میگی بذارم شوهرم به کون دادنش ادامه بده و این جور با جیغ و داد از این بگه که داره لذت می بره ؟ -چه ایرادی داره . مگه تو الان حال نمی کنی ؟ بذار اونم اون جوری که دوست داره زندگی کنه . اتفاقا این جوری خیلی بهتره برای هر دو تا تون .یه درک متقابلی از هم دارین که بعدا در رفتار های شما نسبت به هم تاثیر مستقیم می ذاره .... ادامه دارد ....نویسنده .... ایرانی 

1 نظرات:

ایرانی گفت...

با درود به باز دید کنند گان گرامی .. و با عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهات امام رضا (ع ) .. داستانهای امروز جمعه و فردا شنبه را با هم منتشر کردم که برای فردا انتشاری نداشته باشم .. آپدیت بعدی برای 48 ساعت آینده خواهد بود . موفق باشید ... ایرانی