ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 110

رودابه همچنان در فکر این بود که این چهره رو کجا دیده . سینا هم خیلی نگران شده بود . نکنه اون منو شناخته باشه . سینا انگشتشو گذاشت رو سوراخ کون رودابه و آروم آروم  یه بند انگشتو فرو کرد توی کون دختر .. رودابه خیلی خوشش اومده بود . سرشو  به طرف کیرش گرفت تا اونوببینه .. اووووووههههههه چقدر کلفته . این باید بره توی کون من ؟ ولی من اونوکجا دیدم .. این پسر خیلی برام آشناست . کاش یه بار دیگه هم می تونستم اونو ببینم .. دوست داشت نقاب از چهره این پسر بر داره .ولی اگه ناراحت می شد چی ؟ شاید لج می کرد و ادامه نمی داد . نه این کار درست نبود .. اون کیه .. کیه .. من اونو یه جایی دیدم .  انگشت شست سینا رفته بود روی سوراخ کون و اون با چهار تا انگشت دیگه اش با سوراخ کس رودابه بازی می کرد ..
 -اوووووووووههههه پسر پسر یه حرفی بزن . یه چیزی بگو .
ولی سینا ساکت بود . اون دوست نداشت که رودابه بفهمه که داره با داداش دوستش سکس می کنه .اگه به گوش اون برسه .. نهههههههه نهههههههه من نمی تونم تحمل کنم. ساناز هر گز منو نمی بخشه . اون دهن لقه .. پس بهتره زود تر این دختر رو به اوج هوس برسونم . کاری کنم که دیگه از خود بی خود بشه و داغ داغ کنه .. خالی کنه .. انگشتای سینا رودابه رو به آتیش کشیده بود .مخصوصا اون انگشتی که روی کس اون قرار داشت و خیلی آروم با لبه های کس و مغزی روی کسش بازی می کرد ..
 -آههههههه  پسر .. پسر .. کاش می دونستم اسمت چیه و تو رو به اسمت صدا می زدم . بکن .. می خوام بگم نکن .. ولی نمی تونم .. نمی تونم .. اوووووووففففففف دارم می سوزم دارم می سوزم ..
سینا سریع تر از قبل به کارش ادامه داد .لباشو گذاشت رو لبای رودابه و قفلش کرد تا نتونه حرف بزنه . دستشو گذاشت زیر کمر دختر اونو محکم به خودش فشرد . سینه هاشو رو سینه های اون حرکت می داد . رودابه لبای سینا رو گاز می گرفت .. و یواش یواش این گاز زدنها به میک زدن تبدیل شد . 
-نههههههه نهههههه .. اوووووووففففف کیسسسسسم کسسسسسم نوک سینه هام .. زیر سینه هام .. چقدر کسم هوس کیر کرده .. نههههههه خونه خراب میشم .  دلم می خواد .. جای  ساناز خالی .. اون نمی دونه آدم این جا چقدربی دردسر حال می کنه . دلش خوشه که داداشش بهش حال بده ..
سینا ..راننده آژانس .. سینا .. یه لحظه چهره سینا  رو جلو چشاش دید .. نه.. نهههههه ..شاید از بس به ساناز فکر می کنم داداشش به نظرم میاد . ساناز و سینا هم شباهت زیادی به هم دارن . حالا یکی موهاش بلند و دخترونه هست و یکی هم موهای مردونه و کوتاهی داره .. سینا .. سینا .. خیلی آدما هستند که چهره شون شبیه به همه .. اصلا ولش . به من چه مربوطه که اون کیه . سینا سرشو گذاشت لاپای ساناز . این بار دیگه واقعا نذاشت که رودابه جز به سکس و ارضا شدنش به چیز دیگه ای فکر کنه .
 -اووووووووففففففف آقا پسر آقا پسر .. تند تر تند تر .. دارم می میرم .. دارم می میرم .. الان همه این جا صدامو می شنون . چرا .. چرا این جوریه .. چرا حرفی نمی زنی .. آخخخخخخخخ آخخخخخخخ کسسسسسسم..کسسسسسسم  کباب شد .. کباب شد .. داره توی روغن و نمک می سوزه . چرا سیر نمیشی .. حرف بزن .. به من بگو کی هستی ..
 رودابه حس کرده بود که دیگه توانی برای حرف زدن نداره . صداش در نمیومد .. دختر چشاشو بسته بود . فقط دلش می خواست که اون پسر به کارش ادامه بده . می خواست از مرز اوج هوس رد شه . یه آب خنکی بر آتیش هوسش ریخته شه . در حال سوختن بود .. یه حس داغی عجیبی رو در مغز کسش و دور و بر اون حس می کرد . داغ داغ شده بود .. چند بار رفت پاهاشو حرکت بده حتی توان اونو هم نداشت . فقط دوست داشت به جایی برسه که دیگه سبکبال شه .. و همین طورم شد .. مرتب جیغ می کشید و دستشو به موهای سینا رسونده بود و اونو محکم می کشید .. می خواست کیر سینا رو حسش کنه لمسش کنه . پسر یه دور اونو بر گردوند و در یه حالت قمبلی قرار داد . کیرشو چسبوند به کون رودابه . اون قدر باهاش بازی رد تا حدود یه سانت بعد از کله کیرشو فرستاد توی کون دخترونه و نه چاق و نه لاغر رودابه . به نظرش میومد وقتی که رودابه رو با ساناز دیده کونش از این درشت تر بوده .
-آخخخخخخخ اوووووووهههههههه کیر ت چقدر کلفته .. خیلی کلفته .. فکر نکنی که من دختر هوسبازی هستم ولی فیلم زیاد دیدم .. ووووووویییییی ووووووووییییییی.
 بازم  سینا کف دستشو گذاشته بود رو کس ساناز . هوسشو یه بار دیگه به اوج رسونده بود . رودابه از کیری که به کونش رفته بود لذت می برد ولی از درد شدیدئ هم نفسش بند اومده بود . نمی تونست پیشروی کیر پسر رو در کونش حس کنه . با این حال از این که این تابو رو شکسته شده می دید لذت می برد ..... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی