ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 25

-اوووووووههههههه هوشنگ جون حالا من حواسم به کدومش باشه .. بخور نوکشو نوکشو بخور ... ووووووووویییییییی سوختم پسر منو سوزوندی .. بهت گفتم هر قدر هم کسم تنگ باشه می تونی کیرت رو تا ته بکنی توش .
 -ویدا .. وبدا بهم بگو دوست داشتی حالا شوهرت تو رو می دید که داری زیر کیر من حال می کنی ؟
 -اون منومی کشه ولی ته دلم دوست دارم که اون منو ببینه وحالیش بشه که چه جوری به یک زن حال میدن و کاری می کنن که اون راضی اشه .. آخخخخخخخخخ بکن بکن .. تند تر تا آخر بکشش بیرون و تا آخر بفرستش داخل .. فقط نوک سینه هامو پایین ترشو هم بخور .. تو که حالا داری می خوری نمی تونی زیاد حرف بزنی .. اوووووووممممممم جووووووون سینه هام .. کسسسسسم .. کف دستت رو بذار رو کونم . ازعقب بازشون کن ...بازش کن ..نازش کن .
ویدا به مغزش فشار می آورد با این که اولین تجربه سکس چت اون بود ولی از اون جایی که نیاز داشت  هوس داشت خیلی راحت می تونست با کلمات بازی کنه . اون حالا پنجه شو کاملا باز کرده بود تا کل ناحیه کسشو تحت پوشش قرار بده . هوشنگ هم هیجان زده در حالی که کیرش شق شده بود به تصویری سکسی نگاه می کرد و در ذهنش ویدا رو تصور می کرد که داره بهش حال میده .
-دلم می خواد جلوشوهرت بکنمت تا اون بفهمه که معنای حال دادن چیه.
 -ولی اون مرد خوبیه .
-کیر من هم کیر خوبیه و تو هم زن خوبی هستی . اون که نباید این قدر بهت بی توجه باشه .اون اگه خوبی تو رو می خواد باید خوشحال باشه که یه کیر کلفت مهربون داره زنشو می کنه . باید حال کنه که کیر من میره توی کس زنش و سر حالش می کنه . 
-آره همین جوره .. آخخخخخخخ بمالون . روی کسمو بمالون . کونمواز از زیر و با جفت دستات بازش کن . داری چیکار میکنی ؟
-هر کاری روکه تو میگی دارم انجام میدم . ویدا من دو تا دست بیشتر ندارم .
-چی داری میگی .تو حالا باید ده تا دست داشته باشی . من برم از غریبه ها کمک بگیرم ؟ واااااااییییییی هوشنگ  چیکار می خوای بکنی که آبمو بیاری . سوختم . سوختم آتیش گرفتم . ...
ویدا با تمام وجود و هوسش طوری ناله می کرد و فریاد می زد که خواسته های دلشو یه بار دیگه بهش یاد آوری می کرد . زیر چشا و گونه هاش هم در حال سوختن بود . به هر جای بدنش دست می زد حس می کرد که تب داره -ویدا نگاه کن .. نگاه کن من انگشت تو کونت کردم .. دارم سینه هاتو می خورم .. از رو سینه هات  می خوام برم رو لبات .. آبم داره میاد . بگو من چیکار کنم . نگاه کن . حس کن . انگشت منم رفته توی کونت . چیکار کنم .. کیرمو بکشم بیرون و اونو فرو کنم توی کونت ؟ کونت کیر  می خواد ؟ این جوری بیشتر حال می کنی ؟ آره عزیزم ؟ فدای کست شم ؟
ویدا جونی نداشت حالی واسش نمونده بود تا بنویسه .. فقط سکوت کرده بود .. هوشنگ چند بار به زور جلو ریزش آبشو گرفت تا همچنان با هیجان بیشتری به بازی هوس ادامه بده و بتونه روی فکر وجسم و روح ویدا اثر بذاره . اون به خوبی متوجه بود که چیکار کرده و چرا این دختر ساکت مونده . ویدا از هوس به خود می لرزید .. دوست داشت در واحدشو باز کنه و بره ببینه مردی هم از اون حوالی عبور می کنه یا نه ؟ نفسش به سختی بالا میومد .. کاملا حس کرده بود که این جور حرکات  به تنهایی اونو به سر منزل مقصود نمی رسونه .  حالا ترس در کنار نیاز و هوس قرار گرفته بود . هر چند می دونست وقتش نیست که به این چیزا فکر کنه ولی نمی تونست خودشو از دام این اندیشه ها رهایی بده .
-هوشنگ به من بگو کیرت حالا کجاست .. داری چیکارش می کنی ..
-اونو می کنم توی کست و می کشم بیرون .. منتظرم کی ارگاسم میشی تا توی کست خالی کنم . تا حامله ات کنم .. تا شوهرت فکر کنه که بچه مال اونه .. زود باش ارضا شو می خوام توی کست آب بریزم . بعدش می خوام بکنم توی کونت .. اووووووفففففففف .. چه کون توپی داری ..
-حالا به اون کاری نداشته باش .. کوسمو بکن .. کیر می خوام . بزن تا ته کسم .. منو کبودم کن .. به درک .. بذار رامین آتیش بگیره .. بدونه که اگه به من توجه نکنه یکی دیگه هست  که عزیزش باشم
-واست می میرم ویدا .. یک ریز دارم تو و می کنم .. ارضا شو ..
ویدا حس کرد که باید مسیر این بازی رو عوض کنه چون می دونست به آخر هوس و اوج اون نمی رسه حداقل در این نمایش می تونه به هوشنگ حال بده ..
-بزن بزن یه خورده دیگه .. نزدیکه آخخخخخخخخ کسسسسسم کسسسسسسم .. کسسسسسم .. محکم . فشارش بده ... اومد .. اومد .. خالی کردم .. خالی شدم .. چقدر داغه آبم اومد .. آب بده هوشنگ آب کیرت رو می خوام .. حالا که آخر کیف و هوسمه آب بده آب بده تکمیلم کن .. -بگیر ویدا داره میاد داره میاد .. یه دریا آبه .. بپا توش غرق نشی ... داره می ریزه .. داری ؟ یکی .. دو تا و... ده تا .. پونزده تا .. همین جور کیرم داره توی کست پرش می کنه و آبش خالی میشه . .... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی