ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 39

عرفان حس کرد که باید تلاششو زیاد کنه . اون بیش از اون که بخواد به فکر حال کردن خودش باشه باید کاری کنه که به اون دو تا زن لذت بده و پیش اون پسرا , پیش سهیل و سیاوش رو سفید از آب  در آد . نمی دونست دیگه چیکار کنه . خیلی داغ کرده بود . کاش از اون قرصایی می خورد که کیرشو پس از انزال بازم سفت و شق نگه می داشت . ولی حالا خیلی دیر شده بود . اما حس کرد که طراوت آب استخر و این مناظر زیبا و اراده قوی اون و مهم تر از همه سانازی که شوهرشو نزدیکی خودش می دید می تونه اونو تا حدی تحریک کنه که  حداقل یک ساعتی رو با لذت اون دو تا خواهرو بکنه حتی اگه آب کیرشو خالی کنه . سارا همچنان  اسیر کیر عرفان شده بود . دستاشو به دیواره استخر چسبونده کمی گارد رو به عقب گرفته حالا در یه استیل سگی قرار داشت . پاهاشو ستون کرده بود و عرفان تند و تند کیرشو می کوبوند به ته کس سارا . سهیل چشم از اونا نمی گرفت ..
سارا : اووووووههههههه عرفان .. سوختم سوختم ..
 پسرا در حال کف زدن مرتب بودن ..
-جووووووون جووووووووون .. این چه حالی میده .. بکن منو عرفان جون .. ول نکن .. ول نکن .. بزن ..
دستای سارا رو دیواره استخر شل شده بود .. تنه اش هم داشت می رفت زیر آب . عرفان مونده بود که چیکار کنه . آیا توی کس سارا خالی کنه یا اونو بذاره برای ساناز . الان اگه کیرش شل می شد می تونست با دقایقی ور رفتن با ساناز اونو بر گردونه به حالت قبل . ولی اگه وسط سکس با ساناز آبشو خالی کنه و کیر شل شه و اونم ازش کیر بخواد دیگه آبروش پیش اونا میره . ..همش واسه اینه که من از کیرم  کار نکشیدم ولی از این به بعد می دونم چیکار کنم . همه اینا در اثر تجربه می تونه آدمو قوی کنه و راههای مناسبو به آدم نشون بده . کمر سارا رو گرفت و کیرشو تا اونجایی که می تونست به طرف جلوی کس سارا حرکت داد . خودشو کاملا بهش چسبوند .  در یه حالت میانه که هم میشد بهش گفت نرم و هم جهشی آب کیر عرفان در حال ریزش به کس سارا بود .. کارش که تموم شد اونو آروم آروم به بیرون استخر هدایت کرد . طوری شل شده بود که داداش و داماد سارا اومدن و اونو از آب بردنش بیرون . حالا عرفان رودر روی ساناز قرار داشت .
-هرچی داشتی رو سارا خالی کردی ؟
 -نه . واسه تو هم نگه داشتم .
-آفرین پسر خوب .
 زن اومد جلو تر . یه نگاهی به کیر عرفان انداخت  و یه دستی به اون زیر زد و تکونش داد و گفت لرزشهای خوبی داره ولی حس می کنم آلتت خیلی شل شده .
-ساناز جون این در مردان طبیعیه که پس از هر انزال تا دقایقی رو کیرشون شل میشه و به زور وارد کس میشه ولی همین که یه ورزش و نرمشی بکنه راحت سفت میشه .کیر یهو میاد جلو .
-خودم ورزشش میدم .
یه دست نوازشی بر سر کیر عرفان کشید و به ناگهان دهنشو گذاشت رو سر کیر . عرفان بازم احساس لذت می کرد .
 -آخخخخخخخخ ساناز ساناز ..
سیاوش شوهر ساناز که از چند متری شاهد این حرکت زنش بود که چه جوری داره کیر عرفانو ساک می زنه گفت
-عرفان جون ! ساک زدن زنم حرف نداره . اگه کیر بچه ها رو ساک بزنه درجا اونا رو بالغ می کنه .. 
عرفان حس می کرد که شوهر ساناز همچین بی ربط هم نمی گفته .. اول ساک زدن چند قطره ای از ته مونده آب کیر عرفانو خورد . با آهنگ تو دهنی کیر عرفانو ساکش می زد . ساناز سفتی کیر عرفانو لحظه به لحظه بیشتر حس می کرد . کیرو از دهنش در آورد و یه بار دیگه کف دستشو دور کیر لول کرد و گفت پسر حالا اینو می فرستی توی کس من . همون جوری که به خواهرم حال دادی به منم حال میدی .
-باشه .. باشه بیشتر بهت حال میدم ..
 این بار ساناز هم به دیواره استخر چسبید ولی کاملا روبروی عرفان قرار داشت با این  که سختش بود یه پاشو گرفت بالا تا راه کسش باز تر نشون بده وقتی عرفان کیرشو فرو کرد توی کس , اون پاشو گذاشت زمین . عرفان حس کرد که کس ساناز کمی گشاد تر و جا دار تر از کس ساراست . معلوم بود اون مدتی شوهر داری کرده و  از بدو تاسیس  محفل سکس خونوادگی اون فعالیت گسترده ای داشته ولی با همه اینا زیاد گشاد نبود .
-اووووووخخخخخخ عرفان عرفان . خودت رو بچسبون به من . منو ببوس . سینه هام .. سینه هامو ببین .. وووووووییییییی ..
سیاوش : هرچی زنم میگه رو گوش کن . به نفع خودته . دیگه یواش یواش باید تو رو بیاریم داخل خودمون و خانه محرمت کنیم . مامان فیروزه تو هم خیلی با حاله . چه تن و بدنی داره ..
عرفان خونش به جوش اومده بود .ک
-مامان فیروزه من اهل این بر نامه ها نیست .
سهیل : همه زنا اهل این بر نامه ها هستند . ولی جامعه ایران بهشون سخت می گیره . عرفان : اگه مادرم بفهمه من دارم چیکار می کنم منو می کشه . ..
 سهیل : از این حرفا نیست . به جای این که تو رو بکشه خودشو می کشه که چرا تا حالا این قدر به خودش سخت می گرفته .
 ساناز : پسرا بس کنین تمرکز عرفان جونو به هم نزنین . بذارین با هم حال کنیم . حالا مامانش هر کاری دوست داره انجام بده به خودش مربوطه .. چرا رو احساسات عرفان انگشت می ذارین ؟سیا جون مگه تو نمی خوای زنت خوب حال کنه و سر حال شه ؟ اگه عرفان نتونست خوب سر حالم کنه پدر کیرت رو در میارم . بلایی  بر سر کیرت میارم که دیگه نتونی بقیه خونواده رو خوب باهاشون ور بری . ..
-عزیزم به داداشتم بگو ..
ساناز رفت تا حرفی بزنه لبای عرفان اومد و رو لباش قرار گرفت . سینه های سفت و خوشگل ساناز هم به سینه های عرفان چسبیده بود . حالا پسر آروم آروم کیرشو توی کس سانازحرکت می داد . در حالی که سارا هنوز در حالت خماری بعد از سکس قرار داشت و سهیل و سیاوش با لذت به عرفان نگاه می کردند که چطور داره ساناز,  دختری از خونواده اونا رو می کنه ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش عال عالی خیلی عالی بود منتظر ورد فیروزه هستم

ایرانی گفت...

سلام داداش .. اواخر قسمت بعدی سحر وارد میشه .. و برای اوایل دو قسمت بعد ورود فیروزه رو در نظر گرفتم . با سپاس از همراهی دلفین جان گل و نازنین ....ایرانی