ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 83

رامین کف دستشو گذاشته بود روی کسم و ولم نمی کرد . کیری که توی کونم بود انگاری کونمو مثل یک تلنبه باد کرده و داشت به هوا می فرستاد .می خواستم از هوس و لذت جیغ بکشم . یه حس خوبی داشتم . چه بی حسی خوبی بهم زده بود . فقط درد رو حس نمی کردم اما کیر و لذت اونو به خوبی احساس می کردم .
-.وووووووییییییی رامین جون رامین جون فدات شم . تو حق نداری کیرت رو از توی کونم بیرون بکشی تا  این که منو به آخر هوس و لذت برسونی .
 شیرین مات و مبهوت مونده بود .  ولی دیگه به عملیات فرشید قانع شده بود . حس کردم از این که همون اول رامینو در اختیار من گذاشته پشیمون شده چون دنیایی حرف نگفته داشت که در حال منفجر کردن اون بود . دلش می خواست فرصتی پیدا کنه تا عقده هاشو خالی کنه . هنوزم به درستی متوجه نشده بودم که حق با کدومه . درسته ما زنا گاه خیلی عجولانه قضاوت می کنیم ولی این جوری هام نیست که بی دلیل چیزی رو قبول کنیم . اگه بی دلیل پذیرفتن یه مسئله ای دلیل بر نقطه ضعف آدما باشه مردای زیادی هم هستند که عجولانه و بی هیچ منطقی قضاوت می کنند پس اونا هم محکومند . رامین لباشو پشت گردنم قرار داده و مرتب منو می بوسید . اون دست از این کارش بر نمی داشت . کیرشو تا نیمه توی کونم حس می کردم . ظاهرا خودش  حس کرده بود که نهایت لذت بخشی و لذت بردن تماس کیر اون و کون من در اینه که کیرشو تا نیمه فرو ببره توی سوراخ کون من ..
 -اوووووووههههه رامین چه کیر نازی داری .. واقعا خارجی ها خوب حال می کنن این چند مین باریه که دارم این حرفو بهت می زنم . اگه ان دارو ها و محلول ها به قیمت مناسب در اختیار هم وطنای ما بود چی می شد ..
 رامین  با صدای بلند گفت
 -ولی وقتی که  می خوام کون شیرینو بکنم دیگه اونو بی حسش نمی کنم . همین جوری فرو می کنم تا ته تا اشکش در آد ..
 شیرین : رامین خودت داری شروع می کنی . تازه کی خواست به توکون بده .
 رامین : تو همین حالاشم دل تو دلت نیست . منتظری تا آتنا به کیر من مرخصی بده و تو هم از این تعطیللات کیر من استفاده کنی .
 فرشید به حاشیه کون شیرینو بسته بود  به رگبار .. ما چهار تایی مون بهم نزدیک شدیم . در حالی که کیر رامین توی کون من بود فرشید دستاشوبه سینه هام می مالوند و با اون بازی می کرد .
-اووووووههههههه بمال بمال فرشید جون نوکش چقدر تیز شده ..
 فرشید هم کیرشو از توی کون شیرین در آورد و فرو کرد توی کسش .. مرتب سوراخ عوض می کرد ولی رامین در مورد من تقریبا کیرشو روی کون من متمرکز کرده ازش خواسته بودم که به همون صورت با انگشتاش با کسم بازی کنه . شیرین چند بار خودشو به رامین نزدیک کرد تا مورد انگولک رامین قرار بگیره اما مورد بی توجهی اون قرار گرفت . خشم وناراحتی و تحقیرو در چهره شیرین می دیدم . یه خورده هم با رامین پیچیده بود . مقصر خودش بود . حالا سالها پیش یه چیزی شده .. دیگه نباید این قدر گیر داد . سرمو بر گردوندم و آروم طوری که شیرین نشنوه به رامین گفتم شیرینوببوس .. دو دقیقه دیگه ..  این دو دقیقه دیگه به خاطر این بود که شیرین متوجه نشه که به خاطر سفارش من بوده که رامین دست به همچه کاری زده .. این طور حس کردم اگه مثلا عشق و دوستی خاصی بین این دو نباشه  یه خاطره و یه محبتی هست که  اونا رو یه جورایی به هم نزدیک می کنه .. و شاید بهتره بگیم یه تاسفی به خاطر گذشته و ماجرایی که خوش تموم نشد . هر چه بود گذشته ها گذشته .. یک بار دیگه سر های رامین و شیرین روبروی هم قرار گرفت .
-رامین جون منو فراموش نکنی ها .. دارم داغ می کنم با انگشتات تند ترو تند تر بمالون روی کسمو .. کونمو هم محکم تر آتیشش کن . داره میاد داره میاد ..
این بار هم شیرین شانس نیاورد ولی  رامین با سرعت بیشتری کیرشو می کرد توی کونم و می کشید بیرون .. وااااااییییییی چه کیفی داشت ! من باید این محلولو ازش بگیرم . امانباید خودمو بهش عادت بدم . این چند باری که از بی حسی استفاده کردم این یه چیز دیگه ای بود . بدون عیب با حفظ لذت کون دادن . انگشتشو همچنان روی کسم می مالوند ..
 -رامین رامین جون داره میاد .. اومد .. ولم نکن .. ادامه بده .. هم با کیرش داشت منو می کرد و هم با انگشتاش به کسم صفا می داد .. دیگه به اوج رسیده بودم . رو زمین درازشدم و  فقط زیر چشمی برای چند لحظه مراقب بودم و در همون لحظات بود که دیدم لبان رامین رفت رو لبای شیرین .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی