ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 84

با این که ار گاسم شده بودم ولی رامین همچنان کیرشو توی کونم حرکت می داد . خوشم میومد . اصلا از کون دادن احساس سیری نمی کردم . دوست داشتم همچنان با من مشغول باشه . بهم حال بده . حالا کونم یه حس داغی خاصی داشت  . احساس نیاز می کرد .  تشنه اش بود . سوراخ کون من مقعدم آب می خواست خودمو  رو به عقب حرکت داده تا رامینومتوجه اش کنم که کیرشو باید توی کون من نگه داشته باشه و قبل از این که آبشو خالی کنه ولم نکنه . یه ندایی هم باید بهش می دادم .
-اوووووووفففففف رامین هر کاری دوست داری با شیرین انجام بده ولی جون اون که دوستش داری فقط آبتو زود تر توی کونم خالی کن . من می خوام . می خوام . آبتو می خوام .. بده زود باش ..
 نزدیک بود پشیمون شم از این که چرا به رامین گفتم که شیرینو ببوسه . ولی این مرد عجب تمرکزی داشت . هم داشت دوست دختر سابقشو که در حال کون دادن به فرشید بود می بوسید و هم این که کیر خودشو طوری توی کون من می پیچوند که هوس کرده بودم بازم به این کارش ادامه بده و یک سرویس دیگه هم منو بکنه.. ولی ریزش آب داغشو توی کونم حس می کردم که داشت به من ندا می داد که تا لحظاتی دیگه باید برم سراغ فرشید یا این که اون بیادبه سراغ من . خیلی آروم ازش فاصله گرفتم . برای لحظاتی چشامو بستم . نمی دونستم داره چیکار می کنه . انگشتمو فرو کردم توی کونم تا اون مقدار آبی رو که توی کونم مونده همون داخل حلش کنم . ویتامین به کونم برسه . بعد دستامو گذاشته بودم رو قاچای کونم و اونا رو به دو طرف بازش کرده و طوری رو در روی فرشید قرار گرفته بودم که اون به خوبی می توست حالت کونمو ببینه و تا اون حدی که من دلم می خواست تحریک شه . می دونستم که اون به اندازه کافی شیفته من و اندام من شده و می خواد هر چه زود تر از دست شیرین خلاص شه و بیاد سمت من .
-فرشید تو حالا می تونی بری سراغ آتنا و  منم کار نیمه تمومتو با شیرین تموم می کنم .
-رفیق مگه تو آتنا رو نیمه کاره رها کردی که منم شیرین رو نصفه کاره ول کنم ؟
-خب این خانوم یه چیزی می خواد که توی سوراخاش بگرده .. یه آلتی به اسم کیر ..
 شیرین : چی شده رامین . تو همش می خوای منو تحقیرکنی . از این کارت چه نفعی می بری ؟ بازم منو با یه زن هرزه برابر دونستی ؟ می دونم ته دلت این فکر رو نداری .
-پس تو با ته دلت منو دوست داشته باش شیرین !
 فرشید که دید حرفای اون دو نفر رسیده به نقطه حساس ترجیح داد که کیرشو از کون شیرین بیرون بکشه بیاد سمت من . عین یک گرگ گرسنه افتاد رو من که تا حدودی احساس سیری می کردم ولی از این که مردی این جوری حریصانه بیفته روی من لذت  می بردم و حاضر بودم باهاش همکاری کنم ولی نه به اون حدی که با دندوناش بخواد تیکه  پاره ام کنه .
 رامین : حالا بگو ببینم حرف حسابت چیه .
شیرین : من حرفام سراسر حساب و کتاب داره . تو اصلا منطق حالیت نیست .
رامین یک بار دیگه دستاشو دور کمر شیرین حلقه زده و وسط پاشو گذاشت لای پای شیرین و کلیدشو وارد قفل شیرین کرد . دو تایی شون به هم چسبیده بودند . برای من  و فرشید هم جالب بود و هم معمایی که این که سر انجام رامین و شیرین با هم چه می کنند ! تمام این کری ها خیلی زود با یه هماغوشی داغ حل شد . بوسه های رامین بر سر و گردن شیرین سبب شده بود که دیگه اون زن با متلک هاش رامینو اذیت نکنه .
رامین : هنوز هم همون تن و بدنو داری .
-اینو جدی میگی ؟
-من با کسی رو در بایستی ندارم . حرفامو کاملا رک میگم .
 -آره یادم میاد . خوب می شناسمت ویعنی خوب می شناختمت .
-حالا هم می تونی خوب منو بشناسی .
-نه تو دیگه اون روحیه سابقو نداری . خوب نشونم دادی که دوستم نداری .
 -توهم رفتی ازدواج کردی . رفتی تا به من نشون بدی اگه من پاشدم رفتم توهم می تونی خیلی راحت و زود به همه چی پشت پا بزنی . در حالی که من هنوز مجرد هستم .
-واسه این که از بس به دنبال تفریحی و رنگ و وارنگ و از همه رنگ می خوای .
 اون دو تا داشتن با هم کل کل می کردند و فرشید هم که دیگه حوصله اش از بحث های الکی اونا سر اومده بود خودشو بیشتر بهم چسبوند .
-حالا دیگه نوبتی هم باشه نوبت منه آتی جون . ببینم تو چی داری که رامینو شیفته خودت کردی .
واسه این که به شیرین بر نخوره و بتونه به اندازه کافی از رامین لذت ببره گفتم رامین شیفته شیرینه  اونو دوست داره . هنوز مثل گذشته ها اونو می خواد . با این که شیرین شوهر کرده ولی هنوز براش الهه مقدسه .
-تو همین چند دقیقه ای اینا رو فهمیدی ؟ من که نشنیدم رامین واست چیزی تعریف کنه .
-حس و شم زنانه خیلی قویه . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی