ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 24

-هر دو تاشو برات انجام میدم . لاپاتو بازش کن . بازش کن بیشتر . بیشتر .. دوست داری با زبون زدن شروع کنم یا همون اول میکش بزنم ..
ویدا سربع فکر کرد که چی باید جواب بده ..
-اول یه زبون می زنی نرمش می کنی گرمش می کنی و بعد با میک زدن داغش می کنی ..
- حالا زبون زدم . بعدشم دارم میکش می زنم . بگو تو داری چیکار می کنی ..
ویدا چشاشو بسته بود . اون صحنه ای رو تصور می کرد که هوشنگ داره همون کارایی رو می کنه که حرفشو می زنه . اگه شوهرش رامین این کارا رو واسش می کرد ا ون چه واکنشی نشون می داد . خوب فکر کرد .. به اون چند باری که این کارو براش انجام داده بود ..
 -با دو طرف پاهام رو صورتت فشار میارم . فشار میارم تا کسمو بیشتر مال خودت بکنی . من مال توام .. اووووووووووهههههههه هوشنگ .. هوشنگ .. میکش بزن .. چوچوله موتوی دهنت بگردون . یواش یواش فشارش بگیر و یهویی ولش کن .. آخخخخخخخ نذار فرار کنه .. نذار ..  
کف دست ویدا روی کسش بود و همچنان با انگشتش لبه های کسو لمس می کرد با این تصور که هوشنگ داره اون کسو میک می زنه .. دلش می خواست ارگاسم شه ولی چزخش هوس اونو تا یه حدی پیش می برد . اون فشار قوی و نهایی که باید برش وارد میومد به این صورت امکان نداشت . فقط هوسش زیاد و زیاد تر شده احساس سنگینی و دردی در ناحیه کمر می کرد که تنها چاره اش کیری بود که از مرز کسش رد شده ..
هوشنگ : وبدا عزیزم ساکت شدی
-من که ساکت نشدم . مگه صدای جیغ زدنهای منو نمی شنوی .. مگه نمی شنوی که چی دارم میگم و چی می خوام -منو ببخش عزیزم . چرا می دونم .. می شنوم چی میگی .
-پس چرا انجامش نمیدی ؟
 هوشنگ حدس زد که ویدا حالا داره از کیر حرف می زنه . از این که طوری به هیجان اومده که باید کیرشو در خیال وارد کس داغ و تنگش بکنه . زنی که تازه ازدواج کرده  اونم برای اولین بار .. حتما کس تنگی هم داره .. 
-عزیزم  .. حالا می خوام کیرمو بفرستم سراغ کس نازت .
-بفرست ..  بدش به من ..  ولش کن .. اون راهشو پیدا می کنه . خودش می دونه که  باید از کدوم سمت بره .. .. ولش کن بذار خودش بیاد ..
 -منم همین کارو کردم . ببین  حس می کنی ؟ حالا نوک کیر من روی کسته ..
 -اوووووووفففففف هوشنگ چقدر داغه .. داره می سوزونه .. داره می سوزونه ...
 ویدا وقتی این حرفا رو تکرار می کرد به یاد روند پیشرفتش در عملیات سکسی با رامین می افتاد . که بار اول چقدر سختش بود اما  بعد از شروع کار بعد از شروع حرف زدنها همه چی واسش آسون شد و این که وقتی فهمید دو تایی شون هدف مشترکی دارند . هدفی که با اتصال وسط بدن اونا خودشو نشون میده و راهی که به  اون جا ختم میشه . این بار ویدا سکوت رو شکست .
-بذارش تو .. دیگه . این قدر با روی کسم بازی نکن . منو کشتی . چقدر دله ام می کنی ..
-چشم .. چشم .. من که آخر خواسته امه .. تو جون بخواه . بیا بگیرش .. ببین چقدر آروم داره میره ؟ خیلی کلفته . آتیش میده . می سوزونه .
-منم می خوام بسوزم . آتیش بگیرم . باید آبمو بیاری . بکن منو تا ته .. تا آخرش بکن ..
 ویدا داغ شده بود . داغ داغ داغ . اون صحنه یک سکس واقعی رو ترسیم می کرد . اعصابش به هم ریخته بود . با این حال انتظار داشت که این چت اونو به اوج برسونه ولی می دونست که نمی تونه . نمیشه . اونی که با کیر رامین و  سکس با اون بود که به نهایت هوس و لذت سکسی رسیده بود واقعا واسش سخت بود که از این طریق خودشو ارضا کنه هرچند  هم کلامی با کسی غیر از شوهرش می تونست برای اون تنوع داشته باشه .
-ببین تا نصفشو کردم توی کست ..
-من کسم تنگه . یه خورده دردم می گیره ولی خوشم میاد همه شو می خوام . همه شو می خوام . بذار تا ته بره .. به من بگو تنگی رو حس می کنی ؟
-آره .. کست مث یه لباس تنگ چسبیده به سر کیرم ..
-فشارش بده .. کیرت رو فشار بده به لبه های کسم و به اون وسطش . بذار بره . خودش راهشو وارده . بهش زور نگو ..
-ویدا می دونی الان چی دوست دارم؟
-نه بگو .. هر کاری که دوست داری انجامش بده .. کبودم کن گازم بگیر ...
-اگه شوهرت بفهمه چی
-بذارربفهمه .. بذار بفهمه که عرضه منونداره . لیاقت منو نداره .. بذار حال کنم .. بگو چی دوست داشتی . چی دوست داری.. بکن .. منتظرم . هر کاری دوست داری بکن ..
 ویدا با ناخناش به پهلو هاش و به سینه هاش چنگ مینداخت . با نوک نیز سینه هاش باازی می کرد . کاش هوشنگ این جا بود و با دستاش این کارو واسش انجام می داد . کاش لباشو می ذاشت رو نوک سینه هاش و میکشون می زد .. در همین افکار بود که این پیام اومد ..
-دستامو حالا میذارم دور سینه ات اونومیارم بالا تر و لبامو می ذارم روی نوکش .. چقدر خوشمزه و شیرینه ..
ویدا دیگه توان تایپ کردن نداشت . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی