ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

گناه عشق 110

-نه نوشین . تو همون ستاره آسمونی . همونی که می تونی تمام وجودمو نورانی کنی . از عشق خودت .. از مهربونی هات .
 -تو از کجا می دونی که من همون ستاره آسمونم ؟ 
-آخه وقتی که میای و نزدیکم قرار می گیری من می سوزم ..
 -ووووووویییییی عجب گناهی مرتکب میشم . راستی می دونی ستاره ها تنهان ؟ من نمی خوام تنها باشم .
-توتنها نیستی . مثل ستاره ها , مثل فرشته ها .. تو همه چیز منی .
 -نگو این قدر که لوس میشم .. بیا در آغوشم نادر . می خوام فراموش کنم که حالا کجا هستم .
-فراموش کنی از این که کنار من و در آغوش منی ؟
-چرا این قدر عجولانه قضاوت می کنی ؟ حالا کجا هستم یعنی شرایط من چیه . وگرنه من می خوام همیشه به یاد داشته باشم که این لحظاتو در کنار تو و با تو و برای تو هستم . تو عشق منی همه چیز منی هستی منی .. من دیگه نمی تونم وایسم دلم می خواد همین جا در آغوشت بخوابم .
-اگه بیدار باشی خیلی بهتره ....
نلی همچنان به رفتن ادامه می داد .  وقتی به خودش اومد که دید چند تا کوچه  رو هم رد کرده و فراموشش شده که ماشینشو بر داره . دچار استرس شده بود . اون باید خودشو زود تر می رسوند به ناصر و تمام تلفن ها رو به یه بهونه ای ازش دور نگه می داشت . نادر و نوشین تا می تونستن باید این چند روزه رو خوش می گذروندن . باید به هم عادت می کردن . برای اون کاری نداشت که همین الان بره اونا رو پیش ناصر لو بده . ولی این کار منجر به نابودی درجای عشقش می شد .ممکن بود بلایی سر خودش و اونا بیاره و خود نلی هم ناصرو از دست بده . شایدم این امکان وجود می داشت که نوشین به خاطر حفظ آبرو رابطه اش با نادر رو ادامه نمی داد . ولی از اون جایی که یک زن بود و به خوبی با احساسات خانوما آشنایی داست می دونست که یک زن هر چقدر عمق رابطه اش با یک مرد بیشتر شه  بیشتر اونو ببینه و صداقت و مهر و وفای بیشتری از اون ببینه دل کندن از اون مرد واسش غیر ممکن میشه . به هر قیمتی که شده گاه به قیمت جونش حاضر به جدایی نمیشه . و این برای نلی بیشتر اهمیت داشت تا بخواد همین حالا به ناصر ثابت کنه که عشقش همسرش به اون خیانت می کنه .نلی مرتب با خود در گیر بود و ببا خودش می گفت  ناصر ناصر این منم که به هر ساز تو می رقصم و هر کاری که بگی انجام میدم . چرا پاسم دادی طرف نیما ؟ من شوهرمو دوست ندارم . تو گناه می کنی ناصر ... ولی من می بخشمت . دوستت دارم . نمی خوام عذاب بکشی . منو ببخش که به خاطر خودت مجبورم خیلی چیزا رو فعلا اعتراف نکنم ولی به موقعش همه چی رو میگم . اون زنی رو که تو رو از چنگ من در آورده رسواش می کنم . نمی ذارم آب خوش از گلوش بره پایین . لعنتی حالا واسه من مایه میاد ؟ کاری می کنم که مرغان آسمون به حالش گریه کنن . نلی مظلوم .. نلی بی سر و زبون .. نلی ساکت .. نلی خجالتی .. آره همه و همه به من همینو می گفتن . همه فکر می کردن که تو میای منو می گیری . من محجوب بودم . خجالتی . فکر می کردم که همه اینا واست ارزش داره . تو درکم می کنی . تو دوستم داری . تو رفتی و با یکی بودی که اصلا نمی دونه وفا چیه . عشق چیه . قدر تو رو نمی دونه . خودم مراقبتم . دوستت دارم . ....
-نلی چته این قدر نفس نفس می زنی ..کارت رو انجام دادی ؟
-آره ناصر نگران تو بودم .
-واسه چی ؟
-واسه اتفاقات اخیر ..
-من که بچه نیستم .
-گاهی از یه بچه هم بچه تر میشی
-منظورت رو نمی فهمم .
 -نمی دونم چی بگم . حرف بزنم سرم داد می کشی . دلم می شکنه .
-نه بگو ..
-کاش من می شدم زنت . اون وقت نمی ذاشتم  حتی سر سوزنی چشنده این لحظه های تلخ باشی . آدم کسی رو که عاشقشه از خودش نمی رنجونه .. میگم ناصر بیا با یه بهونه ای بریم آپارتمانت .. دو روزه رو خوش بگذرونیم . اصلا جواب تلفن ها رو هم نمیدیم . میگیم بودیم یه ماموریت کاری .
 -یعنی تو دوروز به خونه ات نری ؟ شوهرت نمیگه با کی بودی و با کی رفتی ؟
-ببین می تونم بگم با یکی از زنای شرکت دارم میرم ماموریت . اون که همکارامو نمی شناسه . من درستش می کنم . یه زن اگه بخواد هر کاری رو واسه عشقش انجام میده .
 ناصر یه نگاهی به نلی انداخت و گفت اینم بد حرفی نیست ولی اگه نریمان خان ازم گزارش بخواد چی .. ؟ اصلا من نمی دونم شرایط خونه ام چطوره ؟
-من به تلفن ها جواب میدم .  یه چیزایی رو سر هم بندی می کنم . فقط کاری نکن که نوشین حساس شه . اصلا طرف خونه نرو ..
-سر در نمیارم . خیلی آشفته ای نلی . اگه موضوع خاصیه که منم باید  در جریان باشم به من بگو ....
-نه موضوعی نیست . همه چی امن و امانه .
-ولی من تو رو خیلی نگران می بینم .
-من نگران تو هستم ناصر . چون دوستت دارم . عاشقتم . دیوونتم . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی