ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 78

از اون جایی که می دونستم این زن و شوهر خیلی کارا از دستشون بر میاد و باید هواشونوبا کیر زدن به اونا داشته باشم ودر واقع با این جور کیر زدن به اونا اون جور کیر زدم ..  تلاشمو می کردم تا اونا از من راضی باشن . واسه همین حواسمو خوب جفت کردم و این آرامش هوسمو زیاد تر کرد . آخه من باید زود تر از این مخمصه خلاص شده می رفتم به دانشگاهم می رسیدم . لاله و خونواده و بقیه همه , دلواپس بودند . ولی کون خیلی با حالی داشت این بسیجی پاسدار ..  تعجب کردم این کونش چقدر گوده . کیرم تا عمق بیشتری رفت توی کونش . ولی اون همین جور حرص می زد . اصلا قانع نمی شد . همین جور کونشو به عقب می مالوند تا کیرم به عمق بیشتری در کونش نفوذ کنه . خیلی هم راحت حرکت می کرد . جاااااااان این جور کون کردن ها به من خیلی مزه می داد . این دیگه چه کونی بود؟! چاقالو, تپل , سفت . ولی کون مردونه جبار دیگه مثل کون خانوما نبود که بیشترشون یه لرزش ژله ای دارند  . سمیه : تعجب می کنی که کیرت راحت داره توی کونش میره ؟ آخه تو ایران خودمون شاید چهل پنجاه نفر بیشتر نکرده باشنش .. ولی برادران عرب  توی لبنان و فلسطین حسابی از خجالتمون در اومدن .
 جبار : ولی خود سعودی ها و وهابی ها از همه کیرشون با حال تر بود .
 -ببینم  اونا نمی گفتند که لواط خیلی بده و از این حرفا ؟
-نه اونا میگن ما چون از دین بر گشته ایم گاییدن ما حتی مردا ثواب داره مخصوصا اگه دولتی و پیرو خط امام و ولایت باشیم . به بر کت همون کیر ها بود که امروز این قدر راحت دارم از کون دادن کیف می کنم .در ضمن دو سه تا کیر امریکایی هم خوردم .
 -حالا با کیر من حال نمی کنی؟
 - اگه بگم این بهترین و با حال ترین کیریه که رفته توی کونم شاید باورت نشه . می دونی چرا .. عربها که من پاسدار بسیجی رومی گاییدن بیشتر با درد همراه بود .. یکی دوبار مقعدم طوری درد گرفت که تا سه ما ه کون ندادم . از بد ترین روزای عمر من بود .
سمیه : حالا این قدر حرف نزن حالتو بکن ..  
دستمو به کیر جبار رسونده باهاش بازی می کردم تا یه حال دو سره بهش داده باشم و اونم فراموش نکنه که من هم یه کونی دارم . آخه این بسیجی ها همش هم بخوان کون بدن فراموش می کنن که مردن .. ولی باشه به کیرم . بذار فراموش کنن .
-آخخخخخخخخ محکم تر محکم تر .. واااااایییییی سمیه .. عزیزم .. این باید تا صبح منو بگاد .. زندانیا رو تو باید کنترل کنی ..
 -من حریفشون نمیشم .
 -تو .. تو مورو از ماست می کشی بیرون .. ببینم نکنه بازم می خوای حال کنی و با کیر این شی میل گاییده شی .
-این قدر خود خواه نباش مرد . بهشتو که واسه خودت می خوای . حداقل دنیا رو با هم قسمت کنیم .
-تو خودت به کی میگی ..
رو کردم  به هر دو تاشون و گفتم حالا این قدر با هم دعوا نیفتین . با این چیزی که به خوردم دادین کیرم به این زودی ها بخواب نیست .
چه حالی می داد  وقتی که جفت دستمو رو سینه های جبار می ذاشتم و خودمو از عقب به طرف جلو حرکت می دادم . سردردم کمی بهتر شده بودعجب قرصی بهم داده بودند .سمیه : جبار زنگ بزنم که جمال هم از شمال بیاد این جا و یه حالی بکنه ؟
-اون تا ده روز دیگه کار داره . دستش بنده .
-عیبی نداره . شیدا جونو همین جا پیش خودمون نگهش می داریم .
دلم هری ریخت پایین . همین که نمی دونستم جمال کیه .. هم این که من قرار بود یک هفته دیگه مرخص شم معلوم نبود اونا برای من چه نقشه ای چیدن . داشتم به گریه می افتادم .
-ببینید من درسای دانشگاهم داره شروع میشه . تا یک هفته دیگه مهمون شما هستم . سمیه دلش سوخت و فوری زنگ زد برای جمال ..
-الو جمال جون .. اگه تونستی سه سوته خودت رو برسون تهرون . نیای سرت کلاه رفته . فدات شم پسرم .. اگه می تونی به عمو جلالت هم بگو بیاد .. چی ؟ چی شده ؟ بابا حالش بد شده ؟ خدا نکنه اون مرده باشه . الان هم من بهش احتیاج دارم هم انقلاب و هم ولایت .. مادر فدات شه بیا که یه سوژه گیر آوردیم که  می تونی باهاش حال کنی . ..ای کلک . حتما باید جریانو می گفتم که میومدی ؟ زود باش می دونم خیلی وقته حال نکردی . بیا تا سر حال شی و مادر خنده هاتو ببینه ..
 معلوم نبود من این یک هفته رواومده بودم زندان یا بیگاری . یه جایی خونده بودم که یه مرد یا گی مفعولی ازیه مرد دیگه یا گی فاعلی خواهش کرده بود که بکنه توی کونش . اون مرد بهش گفتم عاشق کون کردنه ولی چون به وقت کردنش کیراون مفعولیه  از جلو تلو تلو می خوره چندشش میشه . اون کونی کاری کرد که کیرش استتار شه و کونشو بده ولی من داشتم لذت می بردم از این که می دیدم کیر جبار داره تکون می خوره و منم دارم کونشو می کنم . .... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی