ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 228

نازی : شکوفه جون انگاری این دو تا سیاه کیر کلفت دست از سر من وتو بر نمی دارند . تازه موتورشون گرم افتاده . آخخخخخخ کونم .. دارم جر می خورم  . کیرش انگار همون شق بودن قبلو داره .
شکوفه : منو بگو که از دست مت دارم پاره میشم . اینا اصلا سیر نمیشن . من فکر می کردم همه این چیزایی رو که  از فیلمها دیدیم فقط یک فیلم بوده . آخ نازی .. نازی .. کونم ..آییییییییی ارسلان شوهر گلم کجایی .. کجایی که کون زنتو جرش دادن . باز میگن ایران بر امریکا پیروزه .. برادر امریکایی کونمو جر داد ..
نازی هم اکبرو صداش می کرد .  .. دو تا مرد بی خیال و خونسرد اومدن جلو .. ارسلان : چی شده شکوفه ؟ طوری جیغ می کشین که تمام  سالن دارن فکر می کنن این دو تا امریکایی گل دارن یه شما تجاوز می کنن . آبروی هیئت ایرانی رو بردین . مگه نمی بینین و نمی دونین که در مبارزات و مذاکرات هسته ای پیروزیم ؟ یه جورایی باید با این خارجی ها مماشات کنیم تا اونا به وقت مذاکرات هوای ما رو داشته باشن . کلید مذاکرات هسته ای همینه . الان قبل از انتشار  نتیجه مذاکرات من زنگ زدم ایران به فک و فامیلام گفتم که تمام جنسای لوکسو بخرن .. کل دارو های نایاب خارجی رو هم بخرن . بابت یه آمپول ساده خارجی که معلوم نیست تا چه حد در بهبودی مریض اثر کنه چشم مریض و خونواده اش هشت تا که دونه ای یک میلیون باید پولشو بدن .این تازه ارزون ترینشه .  چون ما تحریم هستیم . ما تحریم هستیم و از تحریم بودن خودمون لذت می بریم . تحریم بودن یعنی تکمیل بودن ما .
 شکوفه : میگم به جای این سخنرانی ها کون ما رو در یابید .
 نازی : شوهر جونم اکبر آقا .. حالا قدر کیر تو رو می دونم .
 اکبر : بخور .. بخور تا دیگه هستی هر وقت که می کنم توی کونت نگی که درد داره و جر خوردم و از این حرفا . وقتی که کیر این برادر امریکایی رفت توی کونت حالا متوجه میشی که با کون دادن به من باید حال می کردی .
 ارسلان : اکبر آقا در عوض خانومای ما از کس دادن به این  دو تا آقا کلی لذت بردن .. ولی من دلم می خواد یک کیر حسابی به زنای این دونفر بزنم ..
ارسلان خم شده بود و به کیری که توی کون زنش فرو رفته بود نگاه می کرد . 
-شکوفه این که فقط تا دو سانت بعد از کله رو فرو کرده توی کونت .. طاقت داشته باش . این قدر بی جنبه نباش . آبروی ما رو پیش دولت امریکا نبر . ما از سال 57 به بعد واسه خودمون آبرویی کسب کردیم   دنیا رو ما حساب می کنه ...
این دو تا مرد پاک مشاعر خودشونو از دست داده بودند . کس خل های بی ناموس و مردان بی غیرت به همینا میگن که فکر کنم اگه اون دوتا سیاه تا دسته هم می ذاشتن توی کون اونا یعنی کون مردا می گفتن  بازم فرو کنین  و کاش کیرتون تا اون جایی دراز می شد که از دهن ما در میومد و بازم فریاد می زدیم که انرژِی  هسته ای حق مسلم ماست . در حالی که نه از انرژی خبری هست و نه از هسته و جز نمایش خیمه شب بازی و مال اندوزی چیز دیگه ای به چشم نمی خوره . اکبر رو کرد به ارسلان و گفت
 -داداش فدای معرفتت زن ما رو که امریکا داره میگاد شمعی که بر خانه رواست بر مسجد حرامه .. البته ما که کس و کون زنمونو بر این دو سیاه حلال تر از شیر مادر کردیم . بهتره بریم زیر زنمون و کسشو بکنیم و اون  غریبه آشنا هم کونشو بگاد . ارسلان : یعنی من برم زیر شکوفه دراز بکشم ؟
اکبر من و من کرد.
 -داداش من و تو که این حرفا رو با هم نداریم . اگه بدونی نازی چه کس تنگی داره . می تونی بری زیر زنم نازی  دراز بکشی و یه تستی بگیری ..
ارسلان : راستش منم یه جورایی دوست داشتم تو هم یه نمک شکوفه زن خوشگل منو بچشی و بعدشم بهش افتخار بدی و کیرت رو از تونل کسش عبور بدی و متوجه شی که چه شاهراه تنگی داره . آدم فکر می کنه اندازه رگ  آدمه ..
-فدای رگ شکوفه جونت بشم ..
زنا که به دقت به حرفا اونا گوش می دادند ظاهرا خیلی هیجان زده شده بودند .
 اکبر : چون در جامعه آزاد و دموکرات امریکا داریم فعالیت می کنیم و نظام مقدس جمهوری اسلامی هم اهل ظلم و زور نیست از همسرامون می پرسیم که آیا راضی هستید که در عین این که سکس دو به یک انجام میشه یه حالت ضربدری  رو هم باهاش قاطی کنیم یا نه ؟
 نازی با ناز گفت هر چند آقا ارسلان جای داداش ماست ولی با اجازه شکوفه جون و شوهرم اکبر آقا من حرفی ندارم .
 شکوفه هم یه چیزایی رو در مایه حرفای نازی تکرار کرد .  اکبر رفت زیر شکوفه قرار گرفت و ارسلان هم زیر نازی . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی