ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 20

-اگه بهت اجازه بدم الان بیای پیشم تو چیکار می کنی . اصلا فرض می کنیم که حالا که تنهام تو هم اومدی خونه مون  . منم خیلی خسته ام و رو تختم دراز کشیده ام .  تو هم مثلا کلید داری و خودت درو باز می کنی و وارد میشی .. از اون جایی که عادت دارم وقتی که می خوابم لباس تنم نیست یه ملافه میندازم رو تنم  و به دمر خودمو میندازم رو تختم . تو هم به من قول دادی به من دست نمی زنی ها ..
-میام کنار تختت می شینم حالتو می پرسم . دستمو میذارم رو سرت تا ببینم تب داری یا نه
-اگه  سرم داغ نبود چی ..
-آروم آروم ملافه ات رو میدم کنار . از رو همون شونه هات ..
 -تو بهم گفتی که بهم دست نمی زنی ..
-این جنبه درمانی داره .
-یعنی میگی تو آدم با وجدانی هستی ؟ تعریف کن ببینم . به نظر تو من تب دارم ؟ مریضم ؟ اون وقت دوای درد من چیه ؟
 -کف دستامو میذارم رو کمرت . با ملایمت و خیلی آروم اونو نازش می کنم . می بینم بازم باید آزمایش دقیق تری بگیرم .. میرم پایین تر ..
-آخخخخخخخ .. تو با این کاری که داری می کنی تب منو زیاد ترش می کنی . بیشتر داغم می کنی ..
 -اگه اون تب , تب هوس باشه درمانش یه راه دیگه ای داره . یه کپسول و آمپول دیگه ای داره .
 - هر آمپولی که می خواد باشه باشه ولی آمپول گاوی نباشه ..
-نگران نباش . مثل سرنگ گاو لاغر نیست .. آمپول الاغیه .یعنی می تونی با کیر این موجود مقایسه اش کنی .  دستمو می ذارم رو جفت قاچای کونت . اول صورتمو می ذارم روش.
 -اووووووفففففف نههههههه نههههههههه چیکار داری می کنی . تو که به من قول دادی کاریم نداشته باشی .. چرا این کارو می کنی .
 -عشق من به خاطر در مان توست . یعنی اگه تو بری پیش یه پزشک زنان مرد یعنی دکتری که مرد باشه اگه مجبورشی کست رو نشون نمیدی ؟ پس گوش کن چیکار می کنم . صورتمو می ذارم رو کونت . می بینم خیلی داغه ..
-بهت گفتم صحنه رو تشریحش کن ؟
-این جوری بهتره .. صورتم داغ داغ میشه .. کونتو می بوسم همه جا شوماچ می کنم . انگشتامو می ذارم رو سوراخ کس و کونت ..
 -این کارو نکن . من شوهر دارم ..
 -من می بینم که هوس از سر و روت می باره . داشته باش . من که بهت گیر ندادم چرا شوهر داری .. من می خوام تو رو درمانت کنم . کف  یه دستمو طوری روی کونت قرار می دم که با یه  دست قسمتی ار کونتو  توی چنگم داشته باشم .. حالا دستمو در یه حالت کاراته ای می ذارم رو چاک وسط کونت . اونو از بالا به پایین می کشم.
 -ووووووویییییی نهههههههه .. اوووووووفففففف من نمی خوام به شوهرم خیانت کنم . نامردیه . من بهش قول دادم که وفادار بمونم . جز اون مرد دیگه ای رو نخوام .
 -آدما یکی از کاراشون اشتباهه.. حالا فکر کن که کار حالام درسته .
-خیلی پررویی پسر .. منو داری می سوزونی . یه وقتی با یه تب دیگه اشتباه نگیری .
-یه کاری میکنم که مطمئن شم .
 -چیکار می کنی ..
-دما سنجمو می ذارم توی دهن کست .. 
-دما سنج ؟
-خودت رو به اون راه نزن همون کیرمو میگم .
-وووووووویییییی اوووووووففففف کسسسسم کسسسسسم . این جوری که تو میگی اون یعنی کسسسسم  تب تب تب داره ..  تو باید پارتی بازی کنی واسم . نباید کاری کنی که حس کنم  غریبه ام .. بگو بگو داری چیکار می کنی دکتر ؟
 -به شرطی میگم که تو هم واکنش خودت رو بگی ..آره دما سنج خودمو می ذارم توی کست تا تب تو رو اندازه بگیرم . آخه اگه ندونم چه قدر تب داری که نمی تونم  میزان دارو رو به خوبی تجویز کنم . کیرم حالا رفته توی کست .. همون دماسنج که حرارت کس تو رو اندازه می گیره ..
-نهههههه اووووووهههههه .. اگه دما سنجت سوخت چی ..
-شاید دهنت بسوزه . دهن کست آتیش بگیره . -من کاری می کنم که دماسنجت آتیش بگیره بسوزه وبسوزی ..
 -چیکار می کنی ؟
-اونو قفلش می کنم . کیرت رو داخل کسم قفلش می کنم . نمی ذارم در بری . فکر کردی به همین سادگیه ؟ 
-وقتی کیرمو فرو کنم توی کست .. یعنی همون دما سنجو بذارم توی دهن کست تا تبتو اندازه بگیرم تو چیکار می کنی ..
 -اون قدر نگهش می دارم و قفلش می کنم تا به من  بگی که من تب دارم تب هوس ..
-اون وقت فکر می کنی دوات چی باشه ؟
-همون کیری که فرو کردی توی کسم ..
-مگه نگفتی فقط نگات کنم . کاریت نداشاته باشم .؟
-اینو از تو یاد گرفتم . آخه تو گفتی که جنبه در مانی داره . تب هوسو میشه با کیر در مان کرد آقا دکتر خوشگله .. ولی خیلی بی حیایی . مگه بهت نگفته بودم شوهر دارم .
-منم بهت گفتم دوای درد زنی که شوهرش بهش خوب نمی رسه همینه . همینه . همینه ... خودت گفتی که شوهرت بیشتر وقتا خسته هست و بی خیال تو می گیره می خوابه هر وقت هم که تو رو می کنه خوب ارضات نمی کنه . من زن ندارم . قدر تو رو خوب می دونم .. -پس نشون بده . حقته منو بکنی . حقمه بیام و سوار کیرت شم .
-سوار شو تا بلندت کنم .
-اوووووهههههه برات بار سنگینی نباشم ؟
-کیر من اهرمی کار می کنه .. ...
 ویدا دیگه  بقیه متنو گذاشت که بعدا بخونه .. انگاراون دو نفر حرفایی می زدند که در مورد ویدا صدق می کرد . با تن بر هنه اش رفت جلو آینه . یه نگاهی به صورت و حالت چشاش انداخت . هرکی اونو در اون شرایط می دید به خوبی متوجه می شد که وضعیت عادی نداره و شایدم ناشی از هوس زیاد باشه .. این راهش نیست . حالا حتی حس می کرد که دوست داره به نگاه پسرایی که با دید خریدارانه ای نگاش کرده  چشم از بر جستگیهای بدنش بر نمی دارن جواب بده .. به نگاه پسرای همسایه ..به نگاه سوپری سر کوچه و به نگاه پسر عمو های شوهرش و هر مردی که که با هوس نگاش می کنه و اون می دونه که دل همه رو برده ..یعنی من باید یه نگاهی مث نگاه اونارو بهشون پس بدم ؟ ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی