ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 23

-فدای اون کون گنده ات میشم . به من بگو سوراخش چه طوره . میشه کیر رو به راحتی فرو کرد اون داخل ؟ .. صورت  شیرین کاملا سرخ شده بود . باز این خاطر جمعی رو داشت که در حین نوشتن , هوشنگ اونو نمی بینه . ولی از اون جایی که صادقانه جواب می داد و هنوز به اونجایی نرسیده بود که بخواد از خودش متن بسازه حس کرد که این جوری خیلی راحت تر می تونه جواب هوشنگ رو بده .
 -سوراخش تنگ تنگه .. خیلی هم قشنگه .. می شه گفت آکبنده . فقط یه بار رامین رفت منو بکنه  خیلی هم چربش کرد و سر کیرشو هم کرد توی کونم ولی بیشتر نرفت جلو . فشار می آورد . دلم داشت از جاش کنده می شد . دیگه تکون نداد به خودش . همون جا نگه داشت . دیگه بهش کون ندادم ..
ویدا حس کرد خیلی خجالت کشیده . نمی دونست چه عاملی سبب شده که اون این حرفا رو بزنه . هر گز در حرفای سکسی زدن تا این اندازه گستاخ نشده بود . تازه با رامین این حرفا رو می زد اونم به وقت سکس .. من چرا این جوری شدم ؟ چرا اصلا رعایت نمی کنم ؟ چرا سختم نیست ؟ من نمی دونم نمی دونم . نمی خوام این جوری باشم . من که می خواستم از پیش خودم یه چیزایی بسازم و تحویل هوشنگ بدم ولی حالا با این جوابایی که میدم و دارم زنذدگی خصوصی خودمو می ریزم رو دایره حتما فکر می کنه چه زن هوسبازی باشم ! شایدم باشم و خودمم خبر ندارم . اگه از گفتن این مطالب لذت نمی بردم خب هرگز بیانش نمی کردم .
-عزیزم من راهشو بلدم .. اجازه  میدی برات روغن بزنم ؟ یا بی حس کننده ؟ اون روغنو روی کیر خودمم می مالم .. ویدا کاملا ساکت شده بود . می خواست جوابشو نده دید تا این جا اومده و بده که ادامه نده . از طرفی اون رسیده بود به اوج هوس .. اوج هوسی در مرحله ذهنی . که ترشح کس و خیسی لاپاشو زیاد کرده بود .. خودشم حس می کرد که حالیش نیست چی داره میگه و شایدم یه حرفایی رو به هوشنگ بزنه که هنگام سکس از رامین می خواد اون کارو براش انجام بده ..
-ویدا پیام من اومده ؟ اجازه میدی که  من کونتو خوب چربش کنم و بعد کیرمو بکنم توش ؟ ..
زن کف دستشو گذاشت روی کسش .. حس کرد که بی اندازه داغه . داره آب میشه .. با فشار کف دستشو رو ی کسش  می کشید و هر چند ثانیه یک  بار کسشو فشار می داد . انگشتاشو فرو می کرد توی کسش و وقتی اونا رو بیرون می کشید غلظت خیسی کسشو رو انگشتاش می دید . وقتی که آخرین جملات هوشنگو یک بار دیگه خوند حس کرد که کسش نیاز به کیر داره نه کونش .. این بار هم یه پاسخ واقعی به هوشنگ داد .
-پس کس من چی .. کس چی ؟!
هوشنگ پاک گیج شده بود . این همه مدت که  سکس چت می کرد به همچین حالات و شرایطی نرسیده بود . غرق در لذتی طبیعی می شد ولی این یه تیکه رو حس می کرد که طرف در شرایطی قرار داره که خودشم احساس نیاز می کنه . با توجه به گفته های ماندانا , خواهر شوهرش ویدا باید خیلی حشری باشه . هوشنگ از اونایی بود که وقتی به کون زن یا دختری می رسید که اهل حال بود بهش رحم نمی کرد . تا می تونست رعایت می کرد ولی تا کیرشو توی کون طرف فرو نمی کرد و نهایت لذتو ازش نمی برد ول کنش نبود .
-باشه هرچی تو بگی ؟ من خودم می کنمش .. اونو به سیخ می کشم .. کبابش می کنم ..
هوشنگ اینا رو که نوشت و فرستاد به یادش اومد که اگه کمی ملایم تر و عاطفی تر و واقع گرایانه تر بگه خیلی بهتره و می تونه از مجاز به واقعیت  برسه .
-عزیزم . دوست داری چه جوری با کست حال کنم . می خوام یه کاری کنم که تو راضی باشی . بیشتر شوهرا قدر زناشونو نمی دونن . زنا حق دارن هر طوری که دوست دارن حال کنن . تا شوهراشون قدر اونا رو بدونن . بگو من کست رو چیکارش کنم . زبونم خیلی  پهنه .. لبام غنچه ایه ولی کلفته زورشم زیاده .. می تونم چوچوله داغ تو رو بین دو تا لبم فشارش بگیرم و میکش بزنم ..
ویدا تصور اون لحظاتی رو می کرد که هوشنگ واسش این کارا رو انجام بده . اونم دستاشو می ذاره پشت سر هوشنگ و اونو به کسش فشار میده تا از تماس صورت و لب و چونه مرد با کسش لذت بیشتری ببره .
 -هر کاری که دوست داری بکن .. کسمو بخور .. لیسش بزن .. با فشار میکش بزن . بگو .. بگو باهاش حال می کنی .
 -آره باهاش حال می کنم . اونو می خورمش میکش می زنم . دوست داری تو رو با کیرم ارگاسمت کنم یا با لیس زدن و مکیدن کست ؟
شیرین دیگه داشت از حال می رفت .. شرم و حیا یواش یواش  داشت کم رنگ و کم رنگ تر می شد . حالا فقط به این فکر می کرد که جواب هوشنگوچی بده . طوری هم به پرسش اون فکر می کرد که انگاری صحنه در جریانه و اون حتما باید به اون جواب بده . اون بی اراده شده بود . طوری ناله می کرد که حس می کرد داره با مردی سکس می کنه و تمام حرفایی که هوشنگ می زنه داره اتفاق میفته ..
 -هر دو تاش .. هر دو تاش . هم می خوام کسمو بخوری ارضام کنی هم کیرت رو بکنی توی کسم تا بازم ارگاسم شم ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی