ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 230

دیگه وقتش رسیده بود که خودمو نشون بدم . یکی دو تا از مردای ایرانی که افتاده بودند روی چینی ها از این می نالیدند که چرا کوس زنای چینی گشاده ..
جاسم : این یکی مثل این که زن رئیس جمهور چین باشه که همراه هیئت هسته ای اومده اینجا . بچسب به هسته اش .. که انرژی هسته ای حق مسلم ماست .. برو کمرشو بگیر رو هوا داشته باشش و از همون طرف بکن توی کونش و من میذارم توی کس .. کریم : داداش این پس میفته ..
-به کیرم که پس افتاد . اگه جنبه شو نداره بی خود کرده همراه هیئت اومده . حتما می خواسته حال کنه که اومده . یعنی میگی شوهرش خبر نداره ؟
-شوهرش از اون کار چاق کن هاست زن جنده شو می فرسته این طرف و اون طرف کاسبی کنه و محبوب مردم بمونه .
-وای غش کرد . غش کرد .
جاسم : بیا بریم از این طرف . یه گوشه ای  که کسی ما رو نبینه اونو بندازیم زمین .. دو تایی اون زن نگون بخت غش کرده از کیر کلفت رو بردن یه گوشه ای که جمعیتی اون جا نباشه ... این جا بود که من با خودم گفتم این هموطنان هسته ای یه خواری از شما بگام که آبروی شما بره ..
فوری خودمو نشون دادم و دستمو گذاشتم روشونه چند تا چینی و اون سه تا رو نشونشون دادم . اولش نمی دونستن من چی دارم میگم و می خواستن بیان و با من حال کنن ولی بعد متوجهشون کردم که هموطنشون در خطر قرار داره .. چند تا چینی پشت سر اون دوتا خلافکار ایرونی راه افتادندو درست زمانی رسیدند که زن جنده رئیس جمهور چین رو گذاشتند زمین . چینی ها که تعدادشون زیاد تر بود با ایرونی ها دست به یقه شدند . منم گفتم بهترین موقعیه که بخوام هم حال کنم و هم یه ضد حال اساسی بزنم . یه چند تا بطری پر مشروبو خالیش کرده واونو گرفتم دستم . من و بطری ها نامرئی شده و رفتم سر درگیری . یه ضربه به  سر این چینی ها کافی بود که این چینی ها عین ظرف چینی بشکنن . حسابی شلوغ شده بود .  همه فهمیده بودن جریان چیه. رئیس هیئت ایرونی ها که فهمیده بود موضوع  چیه سر اون دو تا ایرونی فریاد زد وگفت  آقایون شما دیگه آبروی ما رو نبرین . ما به اندازه کافی در بین مردم امریکا وساز مان ملل بی آبروهستیم . بیست سی سال پیش سفیر ما در ساز مان ملل اومد ازیکی از این فروشگاهها یک بارونی دزدید آبروی ملت ایران رفت حالا شمازدین این زنو ناکار کردین ما جواب رئیس جمهور چینو چی بدیم ؟ تازه این جا که چاله میدون نیست . شما چه جوری زدین این همه چینی رو نا کار کردین .. برین زود باشین زناتونوهر جایی که هست پیدا کنین تا شاید یه جوری از دل اینا در بیارن .
 میثم : برادر یه جوری  مشکلو حلش کنین . آخه خانوما مون کس گشادن کیر این چینی ها بهشون حال نمیده .
-اونا الان کجان .
-زیر کیر چند تا عرب  یعنی همون ناظر ان هسته ای هستند . من چه جوری به زنم بگم که از زیر کیر کلفت عرب پا شن و بیان زیر کیر چینی ها ؟
-مگه غیر از اینه همه شون دارن به ما کیر می زنن ؟
خلاصه چینی  ها کیرشونو روی کس زن رهبرشون کشیده و نرم نرم اونوبه هوش آوردند ولی دیگه اجازه سکس بهش ندادند . بقیه سر شکسته ها و سر خونین ها همه شون یکی یکی چش باز کردند . آخ که چقدر حال کردم و خندیدم . از بس کیر اون جا فراوون بود . چند تا کیر بیکار هم دیدم . یه مرد فرانسوی خوش پوست و خوش بدن رو دیدم . ازلهجه اش متوجه ملیتش شدم . تا یکی از همین خواهرای ایرونی دید که یه کیر خالی پیدا شده فوری رفت طرف اون ولی من در یه لحظه پیشدستی کرده خودمو  بهش چسبوندم  .  هنوز خودمو نشون نداده بودم . تا اون خارجیه بفهمه چی شده همچین لگدی از پشت به اون زن ایرونی زدم که نقش زمینش کردم . جنده عوضی تو قاپیدن کیر هم می خواست از بقیه جلو بزنه . همه چی رو واسه خودشون می خوان . تا حالا به اندازه کافی کیر خوردین خانومای انقلابی و با حجاب دولتی ایران ! جنده های وطن که آبروی هر جنده ای رو بردین . الان در خارج خانومه میاد فیلم پورنو بازی می کنه وقتی میره خیابون واسه خودش احترام داره شخصیت داره . اونا هم دین دارن مذهب دارن . اینا حتی نمی دونن چه جوری جنده باشن . عرضه جندگی رو هم ندارن .  .  خودمو که نشون دادم متوجه تعجب اون مرد شدم تا بره یه چیزایی به زبون خودش بگه که حالیم نمی شد فوری بغلش کرده همون جا رو زمین خوابوندمش . به اون زن حزب الهی مون هم گفتم کونی  برو کونتو بده .. یه جوری منونگاه کرد که فهمیدم داره فکر می کنه که منو کجا دیده  ..
 -تو از کجا پیدات شد .
-آبجی ما سیتی زن امریکات هستیم . فکر نکن فقط خودت بلدی کوس و کونتو خوب بذاری حراج ؟
 داشت شاخ در می آورد از این بی پروایی من . خورد و دم نکشید .ادامه دادم  .
-شما که یک عمره که با امریکا دوستین . پس دیگه از این غلط کاری ها نکن که مرگ بر امریکا . ...... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی