ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 22

به نظر میومد که ناهید فقط ویدا رو دعوت کرده باشه و اگررامینوهم دعوت بود اون حوصله شو نداشت که به این عروسی ها بیاد . ویدا برگشت  تا صحبت با هوشنگو از سر بگیره . اون تازگی ها در برخورد با مردای غریبه یه حس خاصی پیدا کرده بود .. اون حس گریز و پرهیز رو نداشت . بیشتر دوست داشت که نشون بده یک زن زیبا و خوش مشرب و امروزیه . این که  طرف ازش خوشش بیاد . حالا عکس العمل اون چی می تونه باشه رو دیگه به اونش فکر نکرده بود . شاید مردای دیگه دوست داشتند که با اون رابطه سکسی داشته باشن .
-راستش هوشنگ من که یک زن متاهلم تحت تاثیر قرار گرفتم ..
این حرف ویدا هوشنگو هیجان زده کرد  دونست که الان بهترین موقعیه که بتونه ادامه بده  . این نوشته ها در ویدا اثر کرده بود . . . حتما حشری شده . جز این چی می تونه باشه .. باید خیلی مودبانه ادامه بده . ولی اون اگه بگه منظورم از این متاثرشدن به خاطر مسائل اجتماعی ااون چت بوده چی می تونه بگه ؟ اما در کلام ویدا عبارتی وجود داشت که هوشنگ حس کرد منظور زن همون حشری شدنه . چون گفته بود من که یک زن متاهلم ..
-باید منو ببخشی . اصلا قصد نداشتم رو فکرت به این صورت اثر بذارم ..
-یعنی نمی خواستی مخ زنی کنی ؟
-به خاطر چی ؟ مگه من و تو این حرفا باهم  رو داریم ویدا ؟
-نه  . ولی شیطون گاهی توی جلد آدم میره .
-توی جلد من یا تو ؟
-منظورت چبه رامین ؟
 -هیچی همین جوری گفتم . آخه تو گفتی که تو که یه زن متاهلی تحت تایر قرار گرفتی .
-این طبیعیه
-ولی ویدا به نظر من تغییر شکل کلمات تغییری در خصلت های آدم به وجود نمیاره .
-میشه روشن تر توضیح بدی ؟
-منظورم اینه که کلمات وجود دارن .. احساس و هوس هست و نیاز هم هست . این کلمات از دنیایی خارج از دنیای ما وارد نشدن . حروفش هم  حرفای زبون ماست . این ماییم که این حرفا رو بد کردیم و بد نشون دادیم . شاید بعضی جاها این گونه رعایت کردنها یه عادت شده باشه ولی شکستن این تابو ها در جامعه ما به معنای دهن کجی کردن به قانون بین المللی نیست . بی احترامی به کلام و اخلاق نیست . یعنی  به این معنا نباید باشه
-یعنی هوشنگ تو حالا منظورت اینه که اگرم بر فرض من و تو همچه گفتگویی رو انجام بدبم خلاف و حرام و ناپسند نیست ؟
-یه منظوری در همین مایه ها داشتم حالا باز و بسته کردن این مسئله کارشناس می خواد .
-اصلا هوشنگ  به نظرت این جور حرفای خارج از محدوده زدن می تونه لطف و هیجانی هم واسه  دو طرف داشته باشه ؟
-ویدا جون اون بستگی داره به این که دو طرف خواسته و هدفشون چی باشه . در چه جایگاهی از زندگی قرار داشته باشن . ولی حالا اونایی که  متاهلن شاید هیجانشون کمتر باشه .
ویدا که یه مطلبی واسه ادامه دادن و کش دادن موضوع پیدا کرده بود گفت اتفاقا من خیلی از زنای متاهلو باهاشون بر خورد داشتم  پز می دادن از این که دوست پسر دارن .  دو سه تا از دوستان قدیمم که متاهل بودن دوست پسرشونو با خودشون آورده بودن به مراسم از دواج من و اون چند تایی هم که اونا رو می شناختند گرد و خاک بلند نکردن .
-بازم باید منو ببخشی ویدا جون که با ارسال این پیام پاک تو رو ریختم بهم .
-نه اصلا این طور نیست . هر آدمی خودش خودشو آشفته می کنه . خیلی دلم می خواد بدونم که من در چه جایگاهی هستم . و قدرت مبارزه من با این کلمات رکیک تا چه حده ..
هوشنگ  : اگه دوست داری امتحان کنیم .
نفس ویدا بند اومده بود .
هوشنگ : می خوای تو شروع کن .
 ویدا : من هنوز واقعا نمی دونم از کجا استارت بزنم . فقط هوشنگ جون .. جدی نگری . من چون با تو صمیمی هستم و از شخصیت تو خبر دارم .. دارم این قدر راحت باهات حرف می زنم . می خوام بدونم سبک این صحبتها و سریع جواب دادنها به چه صورته ؟!
-هیچی ویدا .. باید سرعت انتقال , فضا سازی و صحنه پردازی تو خیلی قوی باشه  و فی البداهه و سریع  بتونی جمله بسازی داستانو در همون لحظه ادامه بدی و در عین حال طرفت رو به هیجان بیاری .
-شیطون ! تجربه داری ها .. .
-البته اینو هم بگم که اوایل ممکنه برای یک زن خیلی سخت باشه ولی عده ای هم هستند که از همون اول خودشونو عادت میدن به این جور بی پروا حرف زدن .
 -اگه می خوای شروع کنی من حرفی ندارم .
-به شرطی که تو هم ساکت باشی . 
-اگه می خوای شروع کن هوشنگ .. می خوام زهر کلمات واسم ریخته شه .
-ویدا بازم بهت میگم . مثل اون دفعه که سر یه چی دیگه بهت گفته بودم . تو خودت خواستی ها .. نگو نگفتی ها .. ویدا خنده اش گرفته بود . یه لحظه زن حس کرد که خودشو وارد بازی عجیبی کرده . براش سخت بود که واژه های کیر و کس رو واسه طرفش بنویسه .
هوشنگ : فرض می کنیم تو یک زن متاهلی و یک شوهر کارمند داری که  خوب بهت نمی رسه
وبدا : چرا فرض کنیم . همینم هست دیگه
-آفرین به خودم .
بزن بریم ..
-بریم.  
- ویدا جون اگه من شوهرت بودم می دونستم باهات چیکار کنم . قدر تو رو می دونستم . -چیکار می کردی که تا حالا نکردی .
-حالا بهت نشون میدم .. ببینم نکنه شوهرت بعد از ظهری برگرده خونه؟
-نه اضافه کار داره .. تازه  از همون طرف می خواد بره خونه مامانش ..
-خیلی خوشگل شدی ویدا! 
تیکه بعدی رو هوشنگ یه حیله ای به کار برد که حس کرد جواب داده . با اطلاعاتی که از مانی گرفته بود می دونست که ویدا چه کون گنده و برجسته و خوش فرمی داره ..ولی در چت که دیگه نون وحلوا قسمت نمی کنن . -ویدا ! کونت چه کون خوشگل و دخترونه ای داری ! ولی اگه بخوای با یه ورزشهای خاصی می تونی کونتو گنده و تپل کنی ..
- من حالاشم کون گنده دارم . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی