ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 229

مت واکبر و شکوفه از یک طرف و جک و ارسلان و نازی در طرف دیگه سه تایی شون مشغول بودند .
نازی : حالا وجدانم کمی آسوده شده .. از این که می بینم شوهرم هم اومده و داره صحنه رو می بینه .
شکوفه : وجدانت بیشتر هم آسوده می شه از این که می بینی تونستیم  یه جابه جایی هم در شوهر داشته باشیم .. یعنی مردامونو با هم عوض کنیم ..
 تماشای این صحنه ها رو من اثر گذاشته بود . به اندازه کافی فیلم تهیه کرده بودم . همچنین فیلمهایی که علاوه بر جنبه سکسی تفریحی می شد از اون به عنوان مدارک سیاسی هم یاد و استفاده کرد رو هم ردیف کرده بودم .  مت یه فشار دیگه ای به کون شکوفه آورد دهن شکوفه به اندازه ای باز شد  که می تونست سه تا کیر رو در خودش جابده از بس دردش اومده بود و در حال جیغ کشیدن بود .. ارسلان شوهر شکوفه که زیر نازی دراز کشیده بود و داشت کسشو می کرد گفت شکوفه بی جنبه نباش . آبرومون رفت .. تحمل کن . تو باید قدرت ایران رو در مذاکرات هسته ای نشون بدی . ایران پیروزه . باید نشون بدی که می تونی به همه مردای خارجی سرویس بدی . تا اون جایی که می تونی به خارجی ها کون بدی و نشون بدی که یک  زن مبارز ایرانی  پیرو خط رهبری و ولایته و در این راه خستگی ناپذیرانه برای حق مسلم خودش می جنگه .. از اون پایین یه اشاره ای هم به مت کرد و گفت تو رو جون مادرت زن ما رو یواش تر بکن . اگه کونش جر بخوره باید خونه نشین شه . آبروی ما رو نبر .. ظاهرا مت متوجه شده بود که کون شکوفه رو بد جوری گاییده چون فارسی که حالیش نمی شد .
 اکبر : بنده خدا تقصیر نداره . کیرش همینه .
 ارسلان : اکبر جان تو که از اون پایین داری کس زنمو می کنی یا بچسب به لباش و با لبات اون جفت لبشو قفل کن که دیگه نتونه حرف بزنه یا با دستت جلو دهنشو داشته باش .
شکوفه : ارسلان . تو چرا این قدر داری بی رحم میشی . جای این که منو درک کنی داری از اون سیاهپوست  حمایت می کنی ؟
 ارسلان : شکوفه جون ناراحت نشو . من دارم از هدف و رسالتی که واسه اون به این جا اومده ایم میگم . هدف ما خیلی بالاتر و والاتر از ایناست که به خاطر یک کون دادن و مقاومت کمتر یا بیشتر بخواهیم که اونو ببریم زیر سوال ..
-آخه من دارم می میرم . ارسلان ! اگه همین سیاهپوست بیاد و بکنه توی کون تو که یک مرد هستی طاقتشو داری ؟ با این که میگن مردا شجاع تر هستند و تحملشون بیشتره ؟ شما مردا باید یک شکم می زاییدین تا درد ما زنا رو بهتر متوجه می شدین .
لحظاتی بعد اون شش تا در نهایت هوس و التهاب به کارشون ادامه دادند . مت و جک با  روغن مالی کردن هر چه بیشتر سوراخ کون نازی و شکوفه بازم دو سه سانتی رو در کون ناب  زن مومن ایرانی پیشرفت کرده و منم از این صحنه ها تا می تونستم فیلم گرفتم . خیلی جالب میشه  این فیلمها رو در سایت های مختلف نشون دادن . نصف بیشتر کیر اون دو تا سیاهپوست در بیرون قرار داشت . حیف بود که اونا از کیراشون استفاده بهینه نکنن . من دوست داشتم اونا کیرشونو فرو کنن توی کس و اون صحنه هایی رو که بیشتر قسمتای کیر میره توی کس و بر می گرده ببینم و بیشتر حال کنم . همت مضاعف و کار مضاعف لازم بود . باید جهاد اقتصادی می کردند و سازندگی رو به اوج می رسوندن . دو تا کیر کلفت و سیاه و بادمجونی هیجان زده ام کرده بود . می دونستم که اگه خودمو نشون بدم  جلب توجه می کنم . البته در این لحظات ظاهرا بیشترا کارتاشونو در آورده گذاشته بودن یه گوشه ای .. چون وقتی مذاکره کنند گان هسته ای در حال سکس دسته ای هستند دیگه این کارت سبز رو کجا قرار بدن .؟ نمی تونن که  روی کونشون بچسبونن . سیاه پوست ها با کف دستشون همچین به کون دو تا زن ایرونی می کوبیدند که  هر چهار تا قاچ با  و برش کونشون با هم  در یه حالت ژله ای به لرزه می افتادند . دیگه تماشای این صحنه ها منو از خود بی خود کرده بود و نمی دونستم برم به طرف کدوم یک از این مردا و آدما . نمی دونستم باید چیکار کنم . فعلا باید دور مت و جک رو قلم می گرفتم . با این که سابقه کنار اومدن با کیر های کلفت رو داشتم . هر لحظه امکان پارگی کون نازی و شکوفه می رفت . خیلی به خودشون فشار می آوردند . نمی دونستم چه اجباری دارن که این جور دارن حال می کنن . یه نگاهی به دور و بر خودم انداختم.. وااااااااووووووو شده بود شبیه به میدان جنگ . نمی دونستم لشگریان تا به این حد زیاد شده اند . آدم نمی دونست به کدوم صحنه ها نگاه کنه . چند تا مرد ایرانی رفته بودند سراغ زنای چینی . ظاهرا چینی ها با کیر های ایرونی خیلی سر خوش بودن .. منم منتظر بودم تا ببینم آخر و عاقبت کار این چهار نفر چی میشه ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی