ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرکی به هرکی 120

پری جون پری جون ببین بقیه چه با حسرتی به ما نگاه می کنن . -یه اسپند باید برای این کیرت دود کنم . -پری جون این کیر کوچیک بشو نیست . هر چی بیشتر ازش کار می کشم بیشتر هوس کس می کنه . -خیلی شیطون شدی ها . -فدای تو پری جونم بشم . باز خوبه که بابا بزرگ اجازه میده هر وقت که میام اینجا یه ناخنکی بهت بزنم . -چیکاره هس مگه دست خودشه ؟/؟ هر وقت دلم بخواد می تونم بیام و با تو باشم . فقط از این بابت به مامان بابا و دور و بری هات چیزی نگو . یه وقتی فکر می کنم ما قانون مدار ها  به خودمون که می رسیم قانون شکن می شیم -مگه غیر از اینه -آریا جون نداشتیما . ولی تو هرچی بگی حق داری دیگه تو یکی از خودمونی . خیلی دوستت دارم . پری جون رو در یه حالت سگی وسط پذیرایی به اون بزرگی قرار داده بودم و زنای لخت اون وسط سرگرم رقصیدن بودند . دستامو گذاشته بودم  روی جفت رون مامان بزرگ خوشگلم اونا رو به دوطرف طوری باز کردم که کیر کلفت من و کس گشاد اون دل همه رو ببره و زنا و دخترا حسرت کیر کلفت منو بخورن . -پری جون اگه اجازه میدی چند تا از این خانوما بیان و به کیر من  که داره فرو میره توی کست دست بمالن .. -اجازه ما دست شماست و یکی یکی سر و کله شون پیدا شد . حسابی بهمون خوش می گذشت . منصوره هم اومد طرف من .. خیلی خسته بودم . با این حال از پری جون جدا شده رفتم طرفش .. با مادر بزرگ صحبت این مسئله رو که یه بر نامه تابستونه بذاریم کرده بودم و این که بقیه هم در این هزینه کمی مشارکت داشته باشن ..-عزیزم از پول پدر بزرگت کم نمیاد ولی به یه شرط حاضرم که این پیشنهاد رو مطرح کنی که هوای منو داشته باشی . نمی دونی چقدر خوشم میاد در ییلاق و تابستون و میون جمع عشق می کنم که سکس کنم و نوه گلم بهم توجه داشته باشه .. -چه صفایی داره پری جون . یه محیطی رو می گیریم واسه خودمون . تا دور دستها نگهبان می ذاریم .. اون فضا رو درست می کنیم جزیره لختیها .. اصلا اون جایی که ما میریم جزیره که نیست احتمالا بهش میگیم کوهستان لختیها .. -آریا چه ذوقی واسه این کار داری . واقعا اگه تو نبودی این جور مجالس راکد می شد .. هم با کیر خودت هم با تحرک و پیشنهاد های مفیدت به همه شور و حال دیگه ای دادی .. ببین یادت باشه  پس فردا باید یه سری بهم بزنی .. الان نمی تونم اون جور که دلم می خواد سیر شم . بقیه با یه حسرتی به من و تو نگاه می کنن که آدم می خواد زهر مارش شه . بازم خوبه که جوونن و کیر شوهرشون هست که صفاشون بده -ولی خب باید حساب کنیم که چند تا بیوه هم در میون جمع داریم . -دیگه پسرم ما ضامن دار همه که نیستیم . هر کسی باید گلیم خودشو از آب بکشه بیرون . نمی تونیم کس یکی رو دست بگیریم بذاریم سر کیر یکی دیگه . از این حرفش خنده ام گرفته بود . -پری جون خیلی قشنگ حرف می زنی . لذت می برم . دلم می خواست چند دقیقه ای رو استراحت می کردم . رفته بودم تو فکر . کاش در جامعه ما مشکلی به نام سکس و مسائل سکسی وجود نمی داشت . نه این که بی بند و باری باشه و زور و تجاوز .. اما در یه حدی که به حقوق دیگران آسیبی نرسه باید آزادی وجود می داشت . کاش یه زمینه ای فراهم می شد که در این محافل از مسائل فرهنگی و اخلاقی و مشکلات خانواده ها هم سخنی به میون میومد . همه چی رو فقط در سکس خلاصه شده نمی دیدیم . فقط به فکر استفاده از جسم هم نمی بودیم . مثلا رسیدگی به حال و هوای منصوره .. ولی  از این چینگ نامرد خوشم نمیومد . ازدواج با اون یعنی توهین به کیر ایرانی . چند تا زن اومدن طرفم .. بعضی هاشونو می شناختم . یکی دو نفرشون برام آشنا نبودند . ولی  اومدن شروع کردن به روغن کاری کیرم و تن و بدنم .. -خانوما این چیه که دارین به کیرم می مالین حس می کنم که تازه می خوام سکس کنم . طوری روی کیرم دست می کشیدند که گویی با تمام وجودشون حاجت می خوان و می خوان که مرادشونو از کیرم بگیرن .. هرچند از بس آبمو کشیده بودند دیگه فکر نمی کردم به این نون و ماستها چیزی واسه خالی شدن داشته باشم که بخواد به این زودیها بریزه بیرون . همین طور هم بود در اوج لذت بودم . همه پوست بدنم رفته بود زیر لذت و قلبم دچار لرزش و لذت و حرکت خاصی شده بود .. به نوبت کیرمو می مالیدند و بازم به نوبت روش می نشستند . خیلی آروم و با لذت . خستگی رو از تمام بدن آدم چیده و به جاش لذت و هوس می نشوندند . -خوشت میاد آریا جون ؟/؟ دیدی  از ما خانوما هر کاری بر میاد ؟/؟ سرمو به تایید حرفاش تکون می دادم . کسشونو که میذاشتن سر کیرم و خودشونو روش حرکت می دادند اون دیگه یه صفای دیگه ای داشت ..  بین خواب و بیداری خودمو سپرده بودم دست اونا که تا هر وقت که دلشون خواست باهام حال کنن . .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

ناشناس گفت...

Fantastic beat ! I wish to apprentice while you
amend your site, how can i subscribe for a weblog web site?
The account helped me a applicable deal. I were tiny bit acquainted of this your broadcast provided bright transparent concept

Here is my blog post :: buy real twitter followers

ایرانی گفت...

آره داداش عزیزم شب به خیر خسته نباشی ..قصد دارم از فردا تا سیزده به درهرشب یه داستان غیر سکسی اجتماعی با چاشنی عشق به نام عشق و ثروت و قلب منتشر کنم که فکر کنم حداقل 25 قسمتی بشه . فعلا تا 6 قسمتشو نوشتم .اگه سایت لوتی بابت نجات دهنده ایران زمین وروز 24 اسفند تاپیکی باز کرد همون ببر مازندران رو بتونی اونجا هم منتشر کنی ممنون میشم . دستت درد نکنه و خسته نباشی . تا این لحظه هم که تمام نظرات به لطف شما پاسخ داده شده ..شاد و پیروز و رستگار باشی ...ایرانی

 

ابزار وبمستر