ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ببر مازندران

سلام بر ببر مازندران ! سلام یر شیر و غرش شیر ایران زمین ! سلام بر فرزند سلحشور کوروش کبیر ! سلام بر مرد سده چهاردهم ایران زمین . آن که تاریخ معاصر کوبنده تر وخادم تر از او سراغ ندارد . آن که به عشق ایران آمد و به عشق ایران رفت . سلام بر آسمان آبی عشق ! بر قدرت طلایی خورشید آریا ! سلام بر تو که دل کوهها را شکافته ای تا آنان که اصالت  خود را در قاطر نوردی می دیده اند امروز سوار بر مرکب آهنین , اصالت خود را از یاد ببرند . . سلام بر تو! بر تو دلاور این آب و خاک که دلاورانه جنگیدی تا اگر در این قفس نفسی هست از هوای روزگاران تو باشد . با من از قدرت بگو .. قدرتی که به پوسیدگان و دریوزگان متحجر مرتجع مجال خود نمایی نداد تا امروز پس از هشتاد سال همچنان یاد گار ها ی ارزشمند تو را ببینیم . خواسته بودند که نامت را از صحنه و صفحه تاریخ محو نمایند مگر شیطان تا به کی می تواند شیطنت کند ؟/؟ ببار ای ابر شمال .. ببار ای آسمان ! برای ایرانت اشک بریز .. برای آن دلاور مرد برای آن مرد دلاور .. برای آن خادم ایران زمین .. برای خورشیدی که غروب نخواهد کرد .. ببار ای آسمان ! شاید که خورشید را نبینیم . اما می دانیم که آن سوی ابر ها آن سوی اشکها خورشید می خندد . همچنان می خندد تا ما بر سر نوشت شوم خود اشک نریزیم . می خندد تا بدانیم که شادیها زنده اند تا بدانیم که شادیها  برای  همه آنهاییست که نفس می کشند .. او نیامده بود تا  ویرانیها را قسمت کند .. اندوه را قسمت کند .. مرگ را قسمت کند .. بهشت را قسمت کند او آمده بود تا آبا دانیها را قسمت کند .. شادی را قسمت کند .. زندگی را قسمت کند .... نیکی را قسمت کند . هنوز وقتی که با خط آهن سینه کوههای شمال را می شکافم غرش ببر مازندران به گوش می رسد . حتی شیطان را نیز به آنجا راهی نیست . شیطان ردای سیاه و کهربایی و تاج سیاه و سپید خود را به مرداب فنا انداخته تا تاج زمردین  تورا نبیند . بر کوهسارهای شمال بال می گشایم . کوهها جنگلها , دشت ها, چشمه ها با من از تو می گویند ودره های برافراشته در راستای زمین .. اینجا بهشت ایران زمین است . بهشت سر زمین من . زاد گاه مقدس فرزند مقدس ایران زمین که فانوس به دست در روز روشن به دنبال ببرکانی هستیم تا  با غرش شیرانه خود دندانهای تیز گرگ روبهان را بشکنند وقلب سنگی آنان را بشکافند . ببر مازندران ! چقدر مازندرانت را سرزمین شیرانت را دوست می دارم .. وقتی که از سر زمین تو می گذرم همه جا بوی تو را احساس می کنم . چهره تو را می بینم . چقدر آن ریلهای کهنه سر زمین مقدست را دوست می دارم . آن کوههایی که قلب سنگی اش را شکافته ای تا دل ملتی را شاد گردانی . ببر مازندران ! مازندرانت رادوست می دارم سرزمین بلندی را که از دل آن برخاسته ای وجلگه های سبزش را دوست می دارم . هنوز آسمان بوی تو دارد .. هنوز باران شمال به یاد تو می گرید وبه لطف توست که می بارد . چه دلسوزانه پتک زور بر سر زورگویان می کوفتی تا بر ملت مظلومت ستم روا ندارند . نمی گویم بهترین بودی نمی گویم کس از تو رنجیده نگشته است . اما وقتی که خارهای خاص دهها سال است که از خراشیدن دلها و جانها و از خون بینی لذت می برند چرا عاشق گلها نباشیم حتی اگر خاری بر دامن و دامنه آنها باشد . دلم می خواهد عاشقانه بر فراز سرزمینت پرواز کنم پروازی همچو معراج عشق . سنگهای شمال با من از تو می گویند . زمین و آسمان ایران با من از تو می گوید . صفت بزرگ را برای تو بر گزیده ایم چون ایران عزیزت را به آن جایگاهی که شایسته آن بود نزدیک گردانیدی .. بزرگت می خوانیم چون خرد اندیشان بی خرد حقیر پست کردارشرم رفتار, کوچکت خوانده اند .. بزرگت می خوانیم چون با اندیشه های بزرگت ایران زمین را همگام با ایران پرستان به بزرگی  رسانده ای . بزرگت می خوانیم چون که دهها سال فراتر از زمانت اندیشیده ای . تو می دانستی که اگر ایرانت را به دست بی کفایتان بدهی چنان می شود که امروز شده است . دیگر مار های سپید و سیاه حتی خوش خط و خال هم نیستند . از سرزمین تو بوی عشق می آید . از سرزمین مقدس توست که به معراج رفته ام . به معراج عشق .. سرزمینی که هنوز بوی  تو را می دهد وصفای تو دارد . به دنبال کلاغهای پیر سر زمین توام تا که شاید تو را دیده باشند  وبه دنبال عقابی که بر قله های مرتفع سر زمین تو آشیانه دارد . جای تو خالیست . جای تو که فریادمان را بشنوی تا بر سر فریاد آفرینان فریاد کشی . ایران , تو را می خواهد مهد دلیران تو را می خواهد . سرزمین شیران تو را می خواهد . اشک یتیمان تو را می خواهد . کاش که چگونه در بند کشیدن دیوان را به فرشتگان می آموختی تا که امروز چشم انتظار دیو ستیزی دیگر نباشیم . روانت شاد یادت گرامی باد . . 24 اسفند این خجسته زاد روز مردقرن ایران زمین را به همه وطن پرستان و عاشقان ایران تبریک و تهنیت عرض نموده امید است روزی ببر ها در کنام شیران روبهان را بدرند تا آهوان باز هم مهتاب زیبا را ببینند . زنده و پاینده باد ایران و ایرانی . برافراشته باد درفش کاویانی و پرچم سه رتگ سبز و سفید و سزخ بر قله همیشه سبز و سپید دماوند آریایی .... نویسنده .... ایرانی 

4 نظرات:

ایرانی گفت...

آره داداش عزیز من این متن رو در واقع یک روز زود تر منتشر کردم که فرصت بیشتری برای انتقال داشته باشی . فردا سالروز تولد پدر پیشرفت ایران در قرن اخیره . شاد و پیروز باشی ....ایرانی

ایرانی گفت...

آره داداش نازنین سهیل خان مقدم در داستان بیست سال بعد پیام داده ... سهیل جان ممنونم از توجهت ! قسمت بعدی این داستان شب جمعه منتشر میشه البته یه قسمتشو که من دیشب منتشر کردم تا این لحظه در سایت لوتی منتشر نشده . شاد و سربلند باشی ...ایرانی

ایرانی گفت...


آره داداش گرامی روزت خوش خسته نباشی . سید جواد گل در داستان بابا تقسیم بر سه نظر داده ...سید جواد نازنین منم خوشحالم و به خودم می بالم که دوستان خوبی مثل شما دارم با کلام وپیام گرمی هرروز بهتر از دیروز ... با احترام : ایرانی

سه‌شنبه ۱۲ مارس ۲۰۱۳، ساعت ۱۲:۵۹:۰۰ (GMT+۰۳:۳

ایرانی گفت...


آره داداش گل ساتر جان در چند داستان برام پیام گذاشته ....ساتر خان گل و نازنین !از پیامهای ارسالی تو عزیز بابت داستانهای آبی عشق ..خانم مهندس روشنک و به دادم برس نهایت تشکر را داشته امید وارم با اوقات بیشتر و کیفیت بهتری در خدمت شما دوستان خوبم باشم ....ایرانی

سه‌شنبه ۱۲ مارس ۲۰۱۳، ساعت ۲۰:۴۲:۰۰ (GMT+۰۳

 

ابزار وبمستر