ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 126

عرفان : امیر و مامان فیروزه تا چند دقیقه دیگه میان پیش ما ... این تخت به اندازه کافی بزرگه و ما چهار نفر می تونیم تا صبح راحت مشغول باشیم ...
 فرخ لقا یک بار دیگه به این فکر می کرد امیر چه حسی بهش دست میده وقتی کیر عرفانو توی تنش ببینه .. مو بر تنش سیخ می شد وقتی که حس می کرد که امیر ممکنه اونو بکنه ... اون وقت می تونست از این هراس داشته باشه که عقیده پسرش راجع به اون عوض شه و دیگه اون احترامی رو که در قبل به مادرش می ذاشته نذاره ..
فرخ لقا : می تونم یه سوالی ازت بکنم ..
 -بکن عزیزم .
-وقتی که برای بار اول یا حتی بعدش کیرت رو فرو کردی توی کس مادرت ..احساس بدی بهت دست نداد ؟ یعنی عقیده ات راجع به مامنت عوض نشد ؟ پیش خودت نگفتی این زنی که تو رو بزرگت کرده و ازت مراقبت کرده تا به این جا رسیده این کارا چیه که دیگه باهاش تماس جنسی گرفتی و .. آیا این عشق و احساس عاطفی مادر فرزندی رو به زیر سوال نبرد ؟ اون لحظه وقتی که کیرت رو  فرو می کردی به حفره کس یا کون یا خلاصه به هر شکلی با اون عشقبازی می کردی از اون متنفر نشدی ؟ ..
 عرفان : راستش اول سختم بود .. شاید همین چیزایی بوده که شما الان فر مودی .. ولی وقتی حس کردم که این گناه لذت بخش  رو دو تایی درش شریکیم و اونم راضیه دیگه حس کردم در اون لحظات مثل هنر پیشه ها باید حس بگیرم و اونو به عنوان دوست دختر و معشوقه ام حساب کنم تا راحت تر بتونم فاز سکسی مامان فیروزه ام روهضمش کنم ..  کیر من از مرز کسش رد شد .. خیلی سخته اون لحظات اول .. ولی وقتی هر دو طرف قضیه یه چیزی رو بخوان با سختی های اون مبارزه می کنن . تازه بعد از این کار و یا حتی حین عملیات سکس تا بتونن به هم می رسن و هوای همو دارن .
 فرخ لقا : بگو از احساست ... بگو می خوام بدونم ... بعدا ارزش مادرت پیشت پایین نیومد ؟
 -نه اینو قبلا هم گفتم ارزشش پیش من بیشتر شد . .. با این که زیر کیر من ناله می کرد .. و مدام کیر کیر می کرد .. با این که کیرمو مثل پستونک کردم توی دهنش و بار ها و بار ها شیره کیرمو کردم توی دهن و کس و کونش اما بازم حرف شنوی خاصی از اون دارم و احترام به اونو رعایت می کنم . و کلا مامان فیروزه هم زن سیاستمداریه . به من فرصت خود نمایی و گردنکشی نمیده . در مورد امیر هم خب باید بهش حق بدم ولی اون غیرتی بودنی که در میون ما مردا وجود داره به من این اجازه رو نداده بود که مامان فیروزه به همین سادگی ها در اختیار پسرش قرار بگیره .
-بگو بازم بگو .. کیرت که رفت توی بدن فیروزه .. چه حسی داشتی .. ؟ تونستی خودت رو قانع کنی که می تونی از اون لذت ببری ؟
عرفان : این جا تو هم شرطی .. تو هم باید این احساس لذت رو داشته باشی . حس کنی که اون معشوق توست در برابر شوهرت که می تونی ازش لذت ببری ....
عرفان در حالی که این حرفا رو واسه فرخ لفا می زد کیرشو به کس اون مالوند و گفت اگه واقعا دوست داری که با امیر به یک تفاهم برسی و دیگه این قدر واسه هم موش و گربه بازی راه نندازین بهترین کار همین سکس تو و اونه . حالا تصور کن که این کیر امیره که  می خواد وارد کس مادرش شه .
 عرفان دلش واسه مادرش و کردن اون تنگ شده بود . دیگه وقتش بود که از امیر فاصله بگیره و کمی هم به پسرش برسه . افکار زیادی عرفان رو مشغول خودش داشته بود .این که آیا فرخ لقا می تونه خودشو در خونه خوش خیال به دست بقیه بسپره ؟  عرفان خودشو کشت تا اونو به حال دادن راضی کرد و حالا هم با صحنه پردازی و فضا سازی اون و مادرش,  امیر و فرخ لقا رو تحریک کرده بودند که با هم باشن . فرخ لقا کونشو به سمتی گرفته بود که اگه  امیر و فیروزه میومدن به خوبی مشخص بود .   عرفان دهنشو گذاشت زیر  گوش فرخ لقا و گفت الان من میام رو بروی تو .. تو پشتت کاملا خالی و باز باشه و من خودمو بهت می چسبونم که امیر پشتت رو کاملا دید بزنه ..
 فرخ لقا : به نظرت کیرت توی کسم باشه بهتره یا درش بیاری ..
عرفان : من میگم درش بیارم .. تو هم همش ناله کن و از من بخواه که بکنم توی کست . احتمالا امیر که این صحنه رو می بینه و خیلی دلش می خواد که با تو باشه میاد به کمک مامانش ..
فرخ لقا : عرفان جون مطمئنی که رابطه من و امیر خراب نمیشه ؟
عرفان : مگه رابطه من و مامان فیروزه ام خراب شده ؟ تازه همچین میگی که  انگار الان تو و امیر رابطه تون خیلی خوبه . ندیدی چه جوری بر ج زهر مار شده از  وقتی که کیر منو توی کس مامانش دیده ؟ .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی