ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 178

قبل از این که گند کار در بیاد با شیرین خداحافظی کردم . باید بعدا با هاش تماس می گرفتم که یه وقتی یه جای کار بازم از این مزاحمتها پیش نمی آورد .
سیاوش : آتنا ! اتفاقی افتاده ؟ انگار حواست جای دیگه هست ..
 -نه من حواسم فقط به توست . کارت رو بکن .
حرکت آروم کیرش که لحظه  به لحظه تند تر می شد آرامش و لذتو با هم تر کیبش کرده بود . موبایلمو خاموش کردم . بذار هر کی زنگ می زنه بزنه . چیزی که این روزا وجود داره   دروغه . هر چی بیشتر دروغ بگی بیشتر باور می کنن . منتها باید در دروغ گفتن ها جدی بود که اون دروغ ها و دروغگو باور شه . چه دنیایی شده ! چیزی به نام وجدان  مفهومی نداره . نمونه اش خود من ... خودمو به کیر سیاوش می مالوندم تا این افکار مزاحم و باز دارنده ازم دور شه .
 -آههههههه پسر چه کیری داری !
-راست میگی ؟ امید وارم می کنی .. سر حالت می کنه ؟
-خیلی بیشتر از اونی که فکرشو کنی ..ووووووووییییییی ...نههههههه ... چرا این قدر تند و با حال ؟!
 سیاوش : مگه این  جوری دوست نداری ؟ مگه همینو نمی خوای ؟
 -چرا عشقم .. دارم می سوزم . نمی دونم این همه خوشی و لذت رو چه جوری تحمل کنم .
-ولی راحت تر از تحمل درده ..
-و خیلی شیرین تر از اون .
 در همون حالتی که کیرش توی کسم قرار داشت و منم دوست داشتم که بمونه انگشت شست راستشو هم فرو کرد توی کونم . این دیگه  شده بود آخر بال و سرعت پرواز من .. اون می دونست و قلق منو گرفته بود که چه جوری با کون من بازی کنه تا به نهایت حال کردن برسم .
-وووووویییییی سیا  .. سیااااااا فدات شم .دلم می خواد جیغ بکشم . دیگه تمام دنیا بدونن که من چقدر می خوامت . چقدر زیر کیر تو و تن و بدنت حال می کنم . حس کردم که بازم دارم ار گاسم میشم .  خیلی خیلی کم پیش میاد که یک زن در یک روز چند بار به این صورت ار گاسم شه . مگر این که دو پینگ کرده باشه یا اون قدر عشق و آرامش و خوشبختی رو نزدیک احساس کنه که چاره ای جز هما غوشی با این عناصر نداشته باشه و در نتیجه همه اینا رو باید که در آغوش عشقش احساس  کنه .
 -سیا جونم .. حالا ار گاسم شدم ...
اون انگشتشو همچنان توی کونم نگه داشته بود و با سوراخ کونم بازی می کرد . خیلی بهم حال می داد این کارش . واسه این که توپو بندازم توی زمین اون گفتم عزیزم اگه می خوای و دوست داری می تونی کیرت رو بندازی توی کونم ...
-تو خودت چی .. تو دوست داری ؟
-اول تو بگو خوشت میاد یا نه تا جوابتو بدم ...
 -وقتی که آدم عاشق کسی باشه هر کاری رو دوست داره که با اون انجام بده . ..
آهههههه اون از این گفته بود که عاشق منه . این عشقش به چه صورت و تا چه اندازه می تونست باشه . مگه عشق چند مدل داشتیم . اون عاشق یک زن شوهر دار شده بود . نشون می داد عظمت عشق اونو .. چون منو با همه این شرایطم پذیرفته بود . یعنی اون این حرفو واسه دلخوشی من می زد به این دلیل که از بدن من لذت ببره ؟ اون که خیلی راحت می تونه با هر کی باشه . حتی همین حالاشم خیلی راحت منو در اختیار داره .... در همین افکار بودم که حس کردم یه چیز کلفت و آشنایی داره از یه مرز آشنا رد میشه . بازم  کیر از مرز کونم رد شده بود . چقدر این لحظات پر شکوه رو دوست داشتم .  دوست داشتم که کناره های کون و کپل و اون بر جستگی های کونم کیرشو حس کنه . دوست داشتم کیرس مثل یک چماق کونمو بکوبونه و تنبیهش کنه . دستامو گذاشتم روی کونم و اونا رو می گردوندم تا کیر سیاوش  رو بیشتر و با قسمتهای گوشتی دو طرف کونم بهتر و بیشتر حسش کنم . این جوری خیلی بهم حال می داد .  بازم مثل اون دفعه که کرده بود توی کونم ازم پرسید که چه حسی دارم ... منم با یه حالت خماری و بی آن که توان حرف زدن داشته باشم گفتم ..
-این حسو دارم که تا آخر دنیا می خوام در همین حالت و با تو باشم ..
وقتی اینو بهش گفتم اون با همون حالت آروم و نرم کیرشو می کرد توی کونم و می کشید بیرون ... بازم کف دستشو می کوبوند به قسمت بالای کسم .. حس می کردم که هم لبای کسم کلفت شده و هم لبای دهنم .. سرمو بر گردوندم تا لبامو به لبای عشقم بدم .. دیگه کاملا اوج گرفته بودم ... حرکت منی سیاوش رو توی کونم حس می کردم . یه حس داغ .. سرشار از عشق و هوس ... اون خودشو کاملا بهم چسبونده بود ... و من حالا در این اندیشه بودم که قبل از این که با هم بریم بیرون و دوری بزنیم یه دوشی هم بگیریم . خیلی می چسبید .. حس می کردم که اون آتیشش اون قدر تند شده که  توی حموم هم منو می کنه . اینو از چشاش فهمیده بودم . بودن با مردان زیاد دیگه سبب شده بود که یه شناخت نسبی از اونا داشته باشم ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی