ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

من شوهر نمی خوام 2

زود بر گشتم سر جام . شانس آورم یک دقیقه بعد شهناز بر گشت ...
شهناز : من خیلی نگران شهره هستم . از بچگی تا حالا با هم بودیم . اون شریک خوبی برای منه . از وقتی که  شوهرش مرده یا کار نمی کنه یا بد کار می کنه . منم به تنهایی نمی رسم .. می دونم مشکلش چیه ..
 -چیه عزیزم ..
-سکس .. یه دوست مرد یا دوست پسر بگیره ..
-چرا شوهر نمی کنه ..
-میگه من نمی خوام با شوهر کردن به یاد خاطراتم با شهیار بیفتم ..
 -پس سکسو چه طور تحمل می کنه ..
 -اون گذراست ..
داشتم به این فکر می کردم که اصلا با عقل جور در نمیاد که یک زن یک زن دیگه رو برای شوهرش جور کنه . حالا به خاطر لزی بوده که در گذشته داشتن . شاید حالا هم داشته باشن یا چیز دیگه ایه من نمی دونم . ولی اگه  شهره نخواسته باشه چی ؟ تا اون لحظه می خواست ...
-می خوام در مورد یه چیزی با هات حرف بزنم ..
-چیه عزیزم .
-می تونی بهم کمک کنی ؟ می دونم زندگی مشترک ما میره زیر سوال ولی اونو می تونی از افسردگی نجاتش بدی ...
 ظاهرا شهره راضی شده بود ..
 -عزیزم تو که می دونی من  جونمو از تو دریغ ندارم
-فدای تو شهاب جان ..
 فقط باید حواسم می بود  که دقایقی رو روی سکس یک مرد و دو زن به خوبی کار می کردم .   یکی از آرزو هام این بود که یه روزی دو تا زن لخت در آن واحد دورم باشند و با دو تایی شون حال کنم حالا به شیوه های مختلف ..
 شهناز : من ازت می خوام که با شهره سکس کنی ..
 -چی ؟!!!!!!!!!!!!!!!!! ..اووووووووووهههههههه ..
 -نه !نگونه   .. خودت گفتی برای من همه کار می کنی ..
 -یک شرط داره .. چون من سختمه .. و اونم حتما سختشه .. سکسمون سه نفره باشه .. -قبوله .. قبوله شهاب 
-منم موافقه شهناز .. ..
منو همچین بغلم کرد و بوسید که انگاری من واسش دوست مرد جور کرده باشم . رفت و شهره رو آورد .. طوری سرشو پایین انداخته بود که آدم فکر می کرد چقدر سختش باشه ... یه سلام آرومی کرد و یه خوش آمدید هم از من تحویل گرفت ... شهره سعی می کرد خیره توی چش نگاه نکنه و به روبرو نگاه می کرد.
شهره : شهناز تو برو وسط ..
شهناز : کیر شوهرم اون قدر دراز نیست که تازه قوسی شکل از هوا بیاد سمت تو .. شهره : اییییییییی من بمیرم ... چی داری میگی ..
 شهناز : شهاب بیا وسط بینم . امشب باید شهره رو ردیفش کنیم ..
من وسط قرار گرفتم . شهره سمت چپ و شهناز هم سمت راستم قرار گرفت .  مثلا می خواستم به شهره نشون بدم که خیلی مبادی آداب هستم و اون قدر هم هم اهل وحشی بازی نیستم . ولی دوست داشتم بیفتم روش و تا می تونم بکنمش اونم با فشار . سینه هاش خیلی تازه تر و سفت و درشت تر از سینه های زنم بود . فکر کنم این یک سالی که ازش کار نکشیده بود فرم و حالت خوبی پیدا کرده بود .. یه دستمو گذاشتم دور کمر شهناز و دست دیگه مو هم دور کمر شهره قرار دادم ..
شهناز : عزیزم شهره جون بیار اون لبای خوشگلت رو که باید ساک زدنو شروع کنیم ... می بینی ؟ کیر رو می بینی ؟ حرف نداره شهره جون .. بخور و حالشو ببر ... سرش مال تو ..منم اون قسمت زیر و بیضه هاشو می خورم .
 وقتی لبای شهره رفت رو سر کیرم تازه داشت باورم می شد که اونو شکارش کردم . در واقع منم شکار این دو زن شدم . دو زنی که می خواستند با یک مرد سکس کنن . شهناز در حالی که با لذت داشت بیضه هامو لیس می زد و میک گفت
-شهره جون تو چشاتو از لذت می بندی یا از خجالت ؟
شهره  چشای خوشگلشو  باز کرد و گفت فرقی نمی کنه ..
 و به ساک زدنش ادامه دارد . حالا این من بودم که از لذت چشامو  باز و بسته می کردم . راستی راستی حال کردن با دو تا زن خیلی حال میده . آدم کیرش توان داشته باشه . قدرت بدنی ,  خودش ردیف میشه . توان کیر به همون توانایی در جلو گیری از انزال زود رسه این نظر منه . این قرصی هم که خورده بودم از اون قرصای قوی بود که هم کیر رو سفت نگه می داشت و هم در جلوگیری اثر فوق العاده ای داشت . منم دو تا دستامو گذاشتم رو سر دو نفریشون .. میگن یکی که دو تا زن داره باید به دو تایی شون به یک اندازه برسه که اونا نسبت به هم حساسیت پیدا نکنن . ولی خب شهره در واقع نوبری بود و خود شهناز یعنی زنم خواسته بود که من و اون با هم باشیم . چقدر بهم حال می داد ... از سوراخ یکی می شد کشید بیرون فرو کرد توی سوراخ اون یکی ... من و همسرم تا اون جایی که جا داشت به بهداشت اهمیت می دادیم . یعنی دیگه  کیر رو از کون کشیدن بیرون در جا فرو کردن توی کس و بعد مجددا به حالت اول بر گشتن رو جایز نمی دونستیم ولی امشب یه حس دیگه ای داشت . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی