ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 80

تا حالا کسی کیر ایمانو این جوری ساک  نزده بود و بیتا هم از اون جایی که وجه شبه زیادی رو بین  خودش و ایمان حس می کرد دوست داشت که اون پسر لذت ببره . خودشم حال می کرد .. آخ که من چقدر دیوونه بودم زود تر از اینا قبول نکردم  که سکس ضربدری داشته باشم وقتی که تارا و تورج و بهداد موافق بودند منم می تونستم برم و با اونا خوش بگذرونم ...
ایمان چشاشو بسته بود و به حرکت آروم دهن بیتا روی کیرش توجه داشت . چشای خمارشو باز کرده و به حلقه دهنش نگاه می کرد که چه جوری روی کیرش حرکت می کنه  میره به سمت جلو و میاد عقب . اون لبای روژ مالی شده بیتا هوس  اونو زیاد می کرد حس می کرد که نمی تونه آبشو توی کیر و پشت کمرش نگه داشته باشه .. چند بار جلو گیری کرد . زن پرشهای کیر ایمانو توی دهنش حس می کرد . فینگلی هم که از پشت فرو کرده بود توی کون بیتا و حالا دیگه می دونست که چه جوری اونو آروم بکنه تا لذت ببره و لذت بده .. اکبر دستاشو گذاشته بود رو پهلوهای بیتا و از پایین رو به بالا محکم اونو می کرد ...  کیر ایمان توی دهن بیتا  بود و رو آهنگ ناله هاش اثر می ذاشت . در همین لحظه بیتا حس کرد که یه آبی داره ازش می ریزه .. اکبر با  زیاد کردن سرعت گایش تونسته بود آبشو بیاره ..بیتا  همون آب گرمو توی دهنش هم احساس می کرد . همچین خوشش  اومده بود که بی اراده فقط می خواست با یه کیر حال کنه . با هاش بازی کنه  . فقط می تونست بر کیر ایمان که توی دهنش بود تسلط داشته باشه . به آرومی میکش زد . ایمان حس می کرد که شیره لذتش در حال خالی شدن داره توی تمام بدنش هم لذت پخش می کنه  . اون زیر پوست تنش احساس لذت می کرد . لرزشی که همه بدنشو گرفته بود ...برای اولین بار بود که یکی کیرشو ساک می زد . اصلا تا به حال یه سکس درست و حسابی هم نداشت که بخواد به قسمت ساک زدنش فکر کنه . کیر اکبر کمی شل شده بود .
اکبر : فینگلی : زود باش بکش بیرون من الان می خوام بیام رو کون بیتا خانوم ..
بیتا : اووووووفففففف من می ترسم می ترسم کون درد داره ..
اکبر : سر کار خانوم خانوما . ما تازه کار نیستیم و شما هم تازه کار نیستی .. نگو که شوهرت تا حالا تو رو از کون نکرده .
بیتا : من بهش همچین اجازه ای رو نداده بودم .
اکبر : حالا  که این جا اومدی و دیدی که کون دادن هم چه حالی داره از این به بعد این اجازه رو بهش میدی .. فینگلی .. من دوست دارم تو دهنی کار کنم ...
بیتا رو کرد به ایمان  و گفت پس تو بیا جای اکبر آقا .. فینگلی بیاد جای تو و اکبر جون هم  بیاد جای فینگلی و کون منو بکنه ....
 ایمان هیجان زده شده بود . بیتا یه نگاهی به اون انداخت . کیر ایمان رو برای دقیقه ای گذاشت توی دهنش ..
 -خب حالا به خوبی تیز شده ..
فینگلی منتظر جا به جایی بود ....
فینگلی : آب کیر منو هم باید بخوری بیتا خانوم ..  
بیتا : من سیر شدم .. الان اگه آبی با این طعم بره توی  شکمم یه حالی میشم ..
 فینگلی : اگه دوست داری نمک بزنم ..
 اکبر : فینگلی این یه تیکه رو خوب اومدی . اگه ترشی نخوری یه چیزی میشی ها . بیتا جون این جا که اومدی اینو می خورم و اونو نمی خورم نداریم ...
ایمان از زیر کرد توی کس بیتا ... چند متر اون طرف تر یه بزن بکوب حسابی به راه انداخته بودند . گلوریا سنگ تموم گذاشته رقص عربی می کرد .. و مردا دورش کرده بودند . سر و صدای چند زن در اومده بود که ما مرد نداریم . افشین میون فریده و زنش بنفشه قرار گرفته بود . یه دستشو فرو کرده بود لای پای زنش و دست دیگه شو هم لای پای فریده گذاشته بود ..
 فریده : حالا  تو دراز بکش ما دو تایی مون واست ساک بزنیم . خیلی دلم می خواد بعد از تموم شدن این بر نامه ها بازم با هم باشیم . ب
نفشه با این که خودشم دوست داشت که بعد از تموم شدن این محفل سکسی و رسیدن به خونه با دوست پسرش عشق و حال کنه ولی از این که می دید یه زن دیگه ای داره این جوری رو مخ شوهرش کار می کنه حرصش می گرفت . افشین دیگه از بس انزال شده بود فقط خوشش میومد و کیرش در یه حالت شقی قرار داشت و اون حالتی رو نداشت که بخواد به این سادگی ها انزال شه . فریده واسه لحظاتی دهنشو از رو کیر افشین بر داشت وگفت من جات باشم اصلا زن نمی گیرم . خودم بر نامه هاتو ردیف می کنم . نگران هیچی نباش .   با هم دور دنیا رو می گردیم .. بنفشه فقط داشت نگاش می کرد .. .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی