ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 134

حالا من بودم و لاله که باید به اون دو نفر نشون می دادیم که می تونیم  خیلی کارا صورت بدیم .
لاله و مهران دیگه کاملا بر هنه جلوی هم بودند . سمیه هم با تعجب لاله رو نگاه می کرد ..
-عزیزم تو دیگه دختر نیستی ؟
  لاله : من شوهر دارم دختر عمو .  شوهر من شیداست . عقد ما رو از بچگی ها تو آآسمونا نوشتن وبستن . ما با هم بزرگ شدیم . با هم توی یک رختخواب خوابیدیم و از همون وقت که همو شناختیم با هم از دواج کردیم .یعنی رسمی که نه ولی قلبی .  دختری من به تازگی ها گرفته شده . شیدا مثل شوهرای سختگیر نیست . اگه یه مرد دیگه ای بخواد با من باشه اون راحت قبول می کنه . فر هنگ اون بالاست . اون به این چیزا خیلی اهمیت میده که همسرش از زندگی لذت ببره . من و اون با هم خیلی خوبیم . همدیگه رو خیلی دوست داریم . عاشق همیم . همین تعصب های الکی نداشتن اون سبب شده که همدیگه رو خیلی دوست داشته باشیم . به حد پرستش . دیدید که من الان رضایت دادم اون با شما دو نفر باشه ...
 رو کردم به لاله و گفتم فدای تو عزیزم . در ضمن اینو هم بدونید که اون هم خواهرمه . هم دوستمه و هم زنمه ...
 کمر لاله رو گرفته و اونم پاهاشو از وسط باز کرد .. شکاف کسش به خوبی مشخص شده بود .
 مهران شوهر سمیه که هنوز هم برای کون دادن بی تابی می کرد یک دستش روی کونش قرار داشت و دست دیگه اش روی کیرش بود . سمیه هم که یک دستش بود روی سینه اش و با دست دیگه اش با کسش باازی می کرد ....
 مهران : اوووووووففففففف سمیه .. همسرم .. زن قشنگم ... بیا این موز رو آروم آروم فرو کن توی کونم . می خوام حال کنم . ببینم صحنه حال کردن شیدا و لاله جونو . چه تن و بدنی داره این دختر عموت .. اینو زیر گوش سمیه گفت و من شنیدم
-اجازه میدی که بعد از شیدا من تر تیبشو بدم ..
 سمیه ساکت موند ...
مهران : این قدر خود خواه نباش دیگه . ببین من رضایت دادم که تو با اون باشی . تو چرا این قدر بد جنسی نشون میدی .
 سمیه موزروغن مالی کرد و اونو به آرومی فرو کرد توی کون مهران ..
 -آخخخخخخ شیدا .. شیدا هوس  کیر تو رو کردم .
 با این حال مهران حس  می کرد که کیر من شیدا یه معجون دیگه ای بوده . حتی بیشتر از کیر مردان دیگه ای که رفته توی کون اون بهش لذت داده . با یه نرمی خاص و بدون درد می رفت توی کونش . حالا اون به موزی فکر می کرد که زنش اونو تا به انتها می فرستاد توی کون و می کشید بیرون .
 -ووووووووووبیییییییی نههههههههه سمیه .. سمیه ...
سمیه : مهران هم کیرت شق شده و هم کونت می خاره ...
 لاله خیلی آروم سرشو به طرف من بر گردوند و در حالی که لباشو به لبام نزدیک کرده بود گفت این زن و شوهر چرا این جوری می کنن ؟
-من چه می دونم دختر عموی تو و شوهرشه .. منم خودم توی کارشون موندم . گیریم دختر عموت تازه کار باشه و تا امروز به غیر از شوهرش با کس دیگه ای رابطه نداشته . ولی شوهرش که کونی بوده قبلا کیر مردای دیگه ای رو قبول کرده و تجربه کون دادن زیاد داره . اون دیگه چرا این جوری خودشو حریص نشون میده ... آدم دهنش وا می مونه .
-نمی دونم شاید به این دلیل باشه که برای اولین بار زنش رضایت داده که اون در حضور من کون بده .. به شرطی که همجنس بازی مردان رو بذاره کنار و با من باشه ... من و لاله کمی از اونا فاصله گرفته به حالت پچ پچ صجبت می کردیم . ولی این جوری که معلوم بود سمیه و شوهرش حریصانه به من و لاله نگاه می کردند ..
  -لاله جون خیلی خوب از من تعریف کردی . دستت درد نکنه . خوب داغ داغم کردی و روز منو ساختی ..
لاله گفت حرف حقو زدم
 -پیش اونا خجالت نمی کشی که ..
-نه واسه چی خجالت بکشم . نه از مهران خجالت می کشم و نه از اون زنش . آخه آدم از مردای کونی خجالت می کشه ؟ مردی که اصالت مردانگی خودشو از دست میده کونشو قوز می کنه و به هر مردی که از کنارش رد میشه,  دیگه نمیشه اسم مرد روی اون گذاشت . و از دختر عموم هم چه خجالتی داشتم بکشم . اون با این که شوهرقراردادی  داشته رفته زیر کیر تو .  . پس کار من و تو توجیه پذیر تره . ولی شیداجون  تازگی ها زیاد هوای منو نداری و همش دوست داری از من دوری کنی ..دلم می گیره این جوری .
 -نه . این طورام نیست لاله جون . فدات شم من . قربونت . تو از من دلخورنشو . می دونی که چقدر دوستت دارم . .... ادامه دارد ... نویسنده ..... ایرانی