ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 83

گلوریا طوری عشوه میومد که چند تا مرد دیگه رو تحریک کرد .. او با اشاره انگشتاش  مردا رو متوجه کرد که می تونه تا سه تا کیر رو هم در خودش جا بده ... دستاشو گذاشت رو زمین و بدنشو به حالت سقف در آورد که تا حدودی به استیل سگی شباهت داشت .  مردا رفتن سمت  اون ... بازم زنای دیگه ای بیکار مونده بودند . یکی از زنا گفت : کاش یه نیروهای کمکی از جا های دیگه می آوردین ...
 افشین که یه دستشو دور کمر زنش بنفشه و دست دیگه شو دور کمر فریده قرار داده بود گفت اگه شما دو تا خانوما اجازه می فر مایید من برم سراغ زنایی که اعتراض دارند تا صدای اعتراض اونا رو خاموش کنم .
فریده : از کی تا حالا تو دلت به چگونگی بر پایی این مجلس می سوزه ؟ من خودم الان میرم آرومشون می کنم .
فریده برای چند دقیقه ای از اون فضا دور شد . اون حس می کرد به افشین عادت عجیبی کرده . برای همین دوست نداشت که با مردان دیگه ای حال کنه . و نمی دونست چرا نسبت به این موضوع که افشین هم با دیگران باشه حساسه . ولی از اون جایی که گرداننده این مجلس بود و نمی خواست حساسیت خودشو نشون بده دیگه بعضی جا ها مجبور بود کوتاه بیاد و حساسیت خودشو بروزنده . ولی این اختیار رو به خودش می داد که با مرد دیگه ای نباشه ....
بنفشه : این فریده خانوم عجب رویی داره . میگه بعد از این مجلس می خواد با تو دوست باشه .
-حالا یه چیزی گفته . مگه میشه ؟ تازه من زن دارم  یعنی تو رو دارم بنفشه جون . اگه اون بفهمه که من زن دارم و پا مو گذاشتم به این مجلس هم منو اخراج می کنه هم تو رو .
بنفشه : واسه چی منو ..
-چون می دونستی و با این شرایط راضی شدی که من بیام .
 بنفشه : هیچ اینو می دونی که اصلا توجهی به من نداری ؟
 افشین : نیست که به سر کار خانوم بد می گذره ؟ فکر نکنم کیری باشه که بی نصیب گذاشته باشی ..
 بنفشه : ولی کمر من قوت کمر تو رو نداره ..
 افشین : همچین میگی که انگار این تویی که می خوای تلنبه بزنی . منو بگو که باید با خیلی ها طرف شم . تو هم که به من تمایلی نشون نمیدی . در ضمن تو چرا این قدر حساسیت نشون میدی .. اگه فرزین بخواد با تو باشه چی ؟ اگه بخواد با تو سر کنه چی ؟ منم باید این جور حساسیت نشون بدم ؟ البته حساسیت طبیعیه .. در ضمن تو اون دفعه بار ها با اون بودی قبل از این که من چیزی بدونم یا به من بگی ؟
 بنفشه : بس کن افشین . دیگه چرا موضوعی رو که تموم شده این قدر بزرگش می کنی ....
افشین : من بزرگش نمی کنم . فقط به نظرم این فریده توی تهرون  خونه داشته باشه .. اگه یه وقتی ازم دعوت کرد من نه نمی تونم بگم ...
 بنفشه : پس به منم اجازه میدی که اون شب با دوست پسرم باشم .
افشین : تو که اصلا اجازه لازم نداری . مگه دفعه قبل از من اجازه گرفته بودی؟ .. بنفشه : شروع نکن افشین .. جونمو به لبم رسوندی . این همه بهم خیانت کردی با زنای بی شوهر و شوهر دار بودی و جیکم در نیومد . چرا داری این جوری می کنی حالا .   افشین : من حالاشم اعتراضی به کارات ندارم . فقط دارم اینو میگم که این قدر به فریده حساس نشی .
 بنفشه : همچین داری میگی که انگار اون زنت باشه و هووی من . الان اگه یکی بره کمرشو بچسبه بکنه توی کونش تو صدات در میاد ولی اگه یه مرد دیگه ای همین کارو با من انجام بده تو عین خیالت نیست ...
افشین : ساکت شو فریده داره میاد .
 -وای چرا حالا این قدر ازش می ترسی ..
فریده : می بینم شما دو تا همین جور بیکار کنار هم وایسادین . من تعجب می کنم که چه طور تا حالا زنای بیکار گیرت ننداختن .. ظاهرا بنفشه جون هم خیلی خسته هست ... نگاه کن ببین چه می کنه این گلوریا ! خیلی با حال و پر تحرکه . ولی پنج تا مرد رو به خودش مشغول کرده . ظاهرا اگه در این مجالس تعداد مردان بیشتر باشه بهتره . چون یه زن می تونه با چند تا مرد حال کنه ولی اگه یه مرد بخواد با چند تا زن خوش باشه سخته . هم به اون  مرد فشار میاد و هم خانوما لذت کافی نمی برند و سیر نمیشن . می بینی افشین .. کیرای کلفتو می بینی ؟ صحنه فوق العاده هست ... دو تا کیر رفته توی کون و یکی هم توی کس ... کسش جا داره دو تا کیر دیگه هم بره توش .. ولی مردا نمی تونن خودشو.نو تنظیم کنن . هر کاری بکنیم نمیشه ...
افشین : اگه دوست داری منم برم نشون بدم کلفتی کیر به چی میگن ..
 فریده : اون جا شلوغ شده . تو همین جا باش به من حال بده ... بنفشه حرص می خورد ..... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی