ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

من شوهر نمی خوام 4 (قسمت آخر )

چشای خمار شهره نشون می داد که بد جوری طالب کیر شده .. شهناز اومد به سمت ما ... یه لحظه ترس برم داشت از این که نکنه حس حسادت زنانه اش تحریک شده باشه و بخواد الم شنگه به پا کنه .. ولی با کمال تعجب به شهره گفت که کمی خودشو عقب تر بکشه و پا ها شو به دو سمت طوری با لا بگیره  که در حالت آویزونی به جایی تکیه بده .. شهناز کیرمو که دیگه در حال پرواز و شلیک نشون می داد گرفت دستش و اونو به سمت کس شهره برد .. اون  می خواست با دستای خودش رابطه داغ من و شهره رو به اوج برسونه . از این بهتر نمی شد . سر کس شهره داشت سر کیر منو می سوزوند .. سر کیر منو چند بار به کس  دوستش شهره مالوند .. چه لذتی از این بالاتر که زن آدم در نهایت آسودگی خیال یک زن دیگه رو در حضور خودش واسه آدم جور کنه و مهم تر از همه اینا دست منو به دست اون بده .. یعنی کیر منو به کس اون ... کیر آروم آروم رفت توی کس شهره ..
 شهناز : خیلی خوب بکن اونو . طوری که جبران این یک سالی شده باشه . من اونو دوستش دارم . شهره رو کردی یعنی منو کردی . اون خوشحال باشه یعنی من خوشحالم .
 داشتم شاخ در می آوردم . ولی بیدار  بودم . باید باور می کردم که بیدارم . دستامو گذاشته بودم رو سینه  های شهره  و کیرمو محکم می زدم به ته کس اون . اون پشتش به دیوار چسبیده  بود و راه فرار نداشت . و من که دوپینگ کرده بودم با لذت و به راحتی اونو می کردم .. کیرو وقتی می فرستادم به انتهای کس تا آخر بیرون می کشیدم .. شهناز لذت می برد .. هر وقت لبهای من و شهره رو آزاد می دید میومد سمت من  و لباشو رو لبای من می ذاشت  .. بعد همین کارو با شهره انجام می داد .. منم دستامو می ذاشتم رو سینه هاش . به کونش چنگ انداخته و با کس و لاپاش بازی می کردم . شهره کف دو تا دستاشو گذاشته بود رو سینه هاش .. و طوری جیغ می کشید که زنم مجبور شد لباشو بذاره رو لباش و این جوری ساکتش کنه ... شهناز مدام با دستاش به من اشاره می زد که ولش نکنم که نزدیکه ار گاسم شه .. شهره شهنازو هل داد به سمت عقب تا بهم بگه بکش بیرون کیرتو می خوام این جا آب پاشی کنم ... کیرمو که بیون کشیدم پرش آب کس شهره دیگه  دیوار اطراف و تن من و شهنازو خیس کرده بود .. -بده .. بده باز می خوام .. بازم کیر می خوام ..
واسه این که تشنه ترش کنم و یه خورده هم جانب عدالتو رعایت کرده باشم گفتم یه چند دقیقه ای صبر کن . شهناز که به هیجان اومده بود قمبل کرد تا من از پشت ا اونو بکنم .. می دونست که من از این حالت خوشم میاد .. حالا شهره اومده بود به کمک شهناز .. دو تا قاچای کونشو به دو سمت باز می کرد .. نوک زبونشو می ذاشت رو کیر من که می رفت توی کس زنم و بر گشت می کرد .. شهره رو کنار خودم نگه داشته و همزمان با فرو کردن کیرم توی کس شهناز انگشتامو توی کس شهره حرکت می دادم ... شهره رو هم ار گاسمش کردم .. یه تیکه ای دیده بودم توی فیلمهای سکسی که دوست داشتم  در این جا پیاده اش کنم . شهره و شهناز رو در حالت قمبلی گذاشتم رو هم .. سوراخ کونشونو هم حسابی کرم مالی کردم ... دلم می خواست از کون به کس و از کس به کون .. از اون به این و از این به اون همین جور کیرمو تو این سوراخ و تو اون سوراخ فرو می کردم . بی خیال بهداشت . مگه اینا که تو فیلمها از کون در میارن می ذارن تو کس طرف مریض میشه ؟ .. حال کردنم شروع شد .. چهار تا سوراخ در یه خط عمود در اختیار من بود شهناز پایین بود و شهره هم بالاش . ولی خودشو روش سبک کرده بود . از کون شهره شروع کردم .  دستمو جلو دهنش گرفته و کیر انگار داشت پوست کون شهره رو پاره می کرد و به زور می رفت داخلش . از کونش در آوردم و گذاشتم توی کسش ... اومدم پایین تر و به کس و کون زنم حمله کردم ... چه صفایی داشت !... چند دقیقه ای رو این جوری حال کردم ....
 -خانوما .. کیرم دیگه حسابی داغ شده ..
شهره : به این زودی ؟
 -وای من که یک ساعته دارم شما دو تا رو می کنم .
 تازه خبر نداشتند که من قرص خوردم  .
شهره : من خیلی تشنه هستم . بریز توی کس من ...
شهناز : حواست هست ؟
شهره : آره بابا .. دختر خاله ام دکتره .. نترس ..  تازه دیروز پریودم تموم شدباردار نمی شم  . ولی هوس دارم . تشنمه .. کسم آب می خواد ...
شهره رو آوردم پایین و اونو اون کنار نشوندم .. از همون پشت کردم توی کسش تا لرزش کونشو ببینم ... در یه جایی که می دونستم اوج انزال منه کیرمو رها کردم ..
 -آخخخخخخخ .. چقدر داغم کردی ..
شهناز : بچلونش شهره ! کیر شوهرمو بچلون ...
شهره : واسه تو آب نذارم ؟
شهناز : اون تا دلت بخواد آب داره ... همیشه یه مقداریشو برای لحظه مبادا قایم می کنه ...
چشامو بستم و با لذت توی کس شهره خالی کردم .. شهناز و شهره دو تایی آب کیرمو خوردن ..  نوبتی کیرمو می ذاشتن توی دهنشون تا پاکش کردند .. دیگه سکس ما در هم شده بود . دوتایی شونو کنار هم گذاشتم . فقط حال می کردم و حال می دادم . دیگه کاری نداشتم که روی کدوم هستم و چند دقیقه بودم و چند دقیقه نبودم .. حتی گاه نمی دونستم اینی که دارم میکش می زنم کدومشونه .. داشتم قاطی می کردم که دو تایی شون افتادن رو من و آخر کار سه تایی همدیگه رو بغل زدیم .. شهناز از شهره پرسید اگه یه وقتی خواستگار خوب بیاد شوهر می کنی ؟
 شهره : چی بگم به نظرت من باید شوهر کنم . ؟ من نمی خوام ..
شهناز : راست میگی شهره ؟
شهره : میگم به نظرت زنی که شوهر داره بازم باید شوهر کنه هووی خوشگل من ..
 شهناز دو زاریش افتاد ..دیگه از اون به بعد من با هر کدومشون هم سکس دو نفره دارم و هم سه تایی سکس می کنیم ..و اینو هم می دونم که اونا هم با هم لزمی کنن . یه چیز دیگه هم که واسم جالبه اینه که اونا اصلا به هم حسادت نمی کنن .. نمی دونم خوشبختی از این خوشرنگ تر هم داریم یا نه؟ .پایان .. نویسنده ... ایرانی