ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

من شوهر نمی خوام 3

شهره یواش یواش داشت می افتاد رو غلتک . انگار دیگه اون حالت خجالت اولیه رو نداشت . کیر من کمی اونو شجاع کرده بود . شهره دهنشو از رو کیر من بر داشت ... انگاری اون و زنم شهناز خیلی راحت با هم کنار اومده بودند ..
 شهره : شهناز جان بفر ما شما مشغول شو ... منو به یاد مجالس قلیون کشی مینداخت که یکی قلیون می کشید و خسته که می شد دسته شو می داد به دست یکی دیگه و می گفت شما بفر ما ...
 شهناز : فدات شهره تو مشغول باش .
شهره : خوبه اگه اجازه میدی من برم سر وقت قسمتای دیگه ...
 شهناز دهنشو گذاشت رو کیر من .. شهره یه پهلو کرد .. کف دستشو گذاشت رو سینه ام و با موهاش بازی می کرد . من از این حرکت خیلی خوشم میومد . هوسمو زیاد می کرد . به نظرم اینوشهناز بهش گفته بود .. نا قلا طوری حرکت کرده زاویه گرفته بود که کونش از پهلو رو سرم بود . دستمو گذاشتم روی کونش .. و انگشتامو رو سوراخ کس و کونش قرار دادم . از اون طرف شهناز همچنان در حال ساک زدن کیرم بود . دو تا زن حسابی داغم کرده بودند ..
 -شهناز عزیزم . من نمی خوام الان آبم بیاد ..
 شهناز : راست گفتی .. گلابت یا گل آبت باشه برای شهره جون .. که یه جنس خالصو تحویل بگیره . خیلی وقته ازش محرومه ...
 شهناز رفت طرف کف پام ... سرمو بالا گرفته زبونو گذاشتم روی کون و کپل وکس شهره . شهناز انگشتای پامو لیس می زد ... آخخخخخخخ اگه یه زن دیگه بود که دیگه آدم احساس می کرد در این عالم نیست . همین حالا شم چنین احساسی داشتم ...
 -شهره جون اگه دوست داری  بیشتر لیسش بزنم بیا از رو برو کستو بنداز رو دهنم ..
همین کارو کرد ..
شهره : آخخخخخخخ شهاب جون ... گازش بگیر .. مال توست .. مال توست ..
 چقدر کسش ناز و تنگ بود . یک ساله ازش کار نکشیده حالا من بعد از این مدت داشتم افتتاحش می کردم . باور کردنش عجیب بود زن شهیار و دوست شهناز که خیلی خجالتی نشون می داد حالا اومده واین جور خودشو به من سپرده . من خودم نمی دونستم باید چیکار کنم . با این که شهره رو شهناز بهم هدیه کرده بود  می ترسیدم که شهناز بهش بر بخوره که بیشتر به اون توجه می کنم . باید به اون دو تا زن نشون می دادم قدرت و مردانگی خودمو  . اونا از من تحرک می خواستند در حالی که من خیلی سست و شل شده بودم . پا شدم و دو تایی رو گرفتم وسطم . یه لب  به اون می دادم و یه لب به این .  دو تا دستمو همزمان گذاشته بودم روی کس این دو تا خوشگله و با هم فشارشون می گرفتم . چقدر سخت بود فکر کردن به هر دو تا در آن واحد .هر چند ثانیه در میون تمرکزمو از سمت راست به سمت چپ بر می گردوندم . دو تایی شون خیس و داغ بودند ..شهناز سرمو به سمت خودش بر گردوند و لباشو چسبوند به لبام و بعد اونو گذاشت زیر گوشم . انگار می خواست یه چیزی بهم بگه ..
 -شهاب وقتشه که تموم کنیم .
ازم می خواست که شهره رو بکنم .... ولی من دوست داشتم با دو بدن همزمان کار کنم . چقدر حال می داد این جوری . دستامو گذاشته بودم رو دو تا سینه ها . اونا هم یه بار دیگه با کیرم بازی می کردند . یواش یواش سرعت ما زیاد تر شده بود . دو تا زن با هم ناله می کردند .....  لحظاتی بعد رو بدن شهره قرار داشتم . دستاشو دور کمرم حلبقه کرده و منو به طرف خودش کشوند . لبام به لباش چسبید .. آخ که چه حالی می داد به من . برای لحظالتی به این فکر می کردم که زنم چه عکس العملی می تونه نشون بده . ولی شهناز اولش اومد و با یاسن من ور رفت و از پشت زبونشو گذاشت رو بیضه هام . با این کارش حس کردم که میل بیشتری دارم به این که کیرمو زود تر فرو کنم توی کس شهره . هوسم زیاد شده بود . شهناز مدام داشت تحریکم می کرد . زن من دوست داشت که من به دوستش حال بدم . چقدر باید اونا با هم صمیمی بوده باشند که شهناز حسادت زنونه رو کنار گذاشته . واقعا جای ستایش داره . کیرم دیگه بی تاب شده بود.در حال بوسیدن شهره کف دستمو گذاشته بودم رو کسش .. انگشت وسطی مو خیلی آروم توی کس فرو کردم .. اوففففف چقدر تنگ بود ..کیرم حسابی توش می چسبید و با لذت  می تونست پیشروی کنه ...
 شهناز : خوش می گذره بچه ها ؟
من و شهره در حال بوسیدن هم با آهنگ تو دهنی شهنازو متوجهش کردیم که خیلی خوش می گذره ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی