ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 276

یواش یواش کار داشت به جا های باریکی می کشید . عجب صحنه هایی بود . راستی راستی منو به یاد فیلمهایی مینداخت که از دیسکو ها می دیدم . اتفاقا یه آهنگ اسپانیولی هم گذاشتند که دسته جمعی یک رقص سکسی با حالی هم به راه انداختند ... اونی هم که منو با خودش آورده بود اون جا و آخرشم نفهمیدم که اسمش فرشاد بود یا فر هاد یا فرزاد و منم صداش می زدم فرزاد کجاست ...
 برام شورت مردا و کیر های ورم کرده شون جالب تر بود . اونا انگار یک قدم جلو تر  از صحنه هایی بودند که در فیلمها نشون می دادن .
 دیدم یه دستی اومد رو شلوارم قرار گرفت ... و تا بفهمم چی شده اونو کشید پایین . فرزاد که چند متر دور از من ایستاده بود و در حال ور رفتن با یکی از دخترا بود یه چشمکی بهم زد که متوجه شدم به جای این که حسادت کنه راضیه از این که من و اون ناشناس  با هم باشیم ...
  منم رفتم یه گوشه ای پنهون شدم و بدون این که کسی منو ببینه لباسامو در آوردم و گذاشتم یه گوشه ای . در حالت نامرئی کاملا بر هنه شدم .. و بعدش خودمو مرئی کردم وقتی چشم مردا به من افتاد یه جیغی کشیدن که آدمو به یاد حمله آپاچی ها  مینداخت ... زنا هم خیلی شگفت زده شده و تعجب می کردند که من خودمو کی به اون شکل در آوردم . یه چند تن از مردا اومدن به سراغ من . خیلی هیجان زده شده بودند . مخصوصا این که  هنوز در اون جمع کسی تا به اون حد بر هنه نشده بود . . خودمو از دست مردا دور نگه داشته اونا رو تشنه ترشون می کردم .. معلوم نبود این چهار پنج تا مردی که به تیر من اومده بودند کی بر هنه شدند .. ولی محاصره ام کرده بودند .. منم خودمو  طاقباز کف زمین ولو کردم تا دیگه هر کاری که دوست دارن باهام بکنن . چون خستگی سکس  خونه مهری جنده دیگه حسابی رو تنم نشسته بود و منم دیگه بیشتر از این شور و حال این مجلس تعجب کرده و به اصطلاح یک تنوع می خواستم که رضایت دادم اونا هر کاری که دلشون می خواد انجام بدن ... معلوم نبود این فرزاد یا فرشاد خان که این جور در مورد من حساسیت به خرج می داد چی شد که به یکباره بی خیال شد .. ولی نه چرا اتفاقا اونم اومده بود در کنار بقیه اون چند نفر قرار گرفت ... من فقط می تونستم کیرای مردا رو وارسی کنم و ببینم در چه حد و اندازه هاییه و کدومشون خوش استیل تره ... کار خالقو ببین .. نه کیر مردا خوشگله نه کس زنا .. ولی به هم که می رسه حسابی داغ داغ میشه ... چه عجب این یه تیکه رو فرزاد خان غیرتی نشون  داد و گفت برین کنار اونو من آوردمش .. اول من باید تر تیبشو بدم ... واسه یه لحظه یه فضایی باز شد و تونستم تا چند متر اطرافمو ببینم . وااااایییییی عجب واویلایی شده بود . این جا درست شده بود شبیه به یک جنده خونه عمومی .  فرزاد درست از روبرو کیرشو فرو کرد توی کس ... با این که حال و حوصله حرکت نداشتم ولی از این کار اون خیلی خوشم میومد .  بقیه هم عجب پر رویی بودند . یاد حرکات مشابهی افتاده بودم که در خیلی جا ها واسم اتفاق افتاده بود . دهنمو باز کردم تا اون دو سه نفری رو که بالا سرم ایستاده بودن نا امید نکنم .  . دلم می خواست در همون حالت می خوابیدم . راستی راستی هم داشتم می خوابیدم . به زور ازم می خواستن که کیرشونو ساک بزنم .
گاه مثل بچه ای که یه لحظه بیدار میشه و پستونکشو یه میکی می زنه منم یه میکی به کیرشون می زدم که مثلا همون ساک زدن بود .. بی انصافا دو تا کیرو فرو کرده بودن توی دهن من و به زور می خواستن یکی دیگه رو هم وارد کنن. .. خوشم میومد از این که دارن با هام حال می کنن . دیگه خمار شده بودم . چشامو بسته بودم و می ذاشتم بقیه هر کاری دوست دارن انجام بدن . پا هام افتاده بود رو شونه های فرزاد .. با این که خوشم میومد ولی کسم اون غلظت چند ساعت پیشو نداشت . و می دونستم به این راحتی ها ار گاسم بشو نیستم . یه حس داغی رو توی کسم داشتم ...
 فرزاد دیگه کیرشو ول کرده بود و تا می تونست توی کسم خالی کرد . انگاری اونا با هم جا به جایی داشتن . اومد سمت دهن من که حالا دو تا کیر توش بود .  به طرف گفت که بیاد سمت کس من .. و خودش هم کیرشو جای کیر اون فرو کرد توی دهنم ... هر چی رو که توی کیرش مونده بود واسش میک زدم .. ولی در آن واحد دو تا کیر رو ساک زدن کمی سخت بود . ولی اون لحظه دو تا کیر درست در یه وضعیتی قرار گرفته بودند که هر دو تا رو می شد به راحتی ساک زد و حال کرد .. منم یه لحظه حس کردم که کیر یکی دیگه داره تو دهنم خالی می کنه .. چقدر زود ! تازه قلق دو تا کیر خوردن داشت می افتاد به دستم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی