ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 133

سمیه طوری جیغ می کشید و سر و صدا می کرد که من دلم برای لاله می سوخت . می دونستم که اون حالا خیلی دلش می خواد بیاد به جمع ما و یه حال دسته جمعی با هامون بکنه ولی دیگه چاره ای نداره جز این که به همین صورت این سر و صدا هارو بشنوه و تحمل کنه ...
 سمیه : اووووووفففففف شیدا جون من فدات شم ... چقدر خوشم میاد که یک دست داری منو می کنی .. یک دست و یکریز و کم نمیاری بزن .. بزن . من می خوام بازم تند تر تند تر ... اووووووففففففف .. بکن بکن ..منو بکن .. آروم .. آروم ..
خیلی دوست داشتم آبمو توی کس سمیه خالی می کردم ..  سمیه : شیدا .. شیدا جون بکش بیرون .. بکش .. زود باش بکش ... خواهش می کنم . کف دستشو گذاشت رو سینه هام کیرمو کشیدم بیرون ... معلوم نبود این مهران از کجا سبز شده که فوری صورتشو گذاشت جلوی کس تا وقتی که آب کس فواره می زنه حسابی صورتشو شستشو بده . دهنشو باز کرد  و قسمتی از آب هوس زنشو لیس زد ... اونو کنار زدم و خودم دهنمو گذاشتم روی  کس سمیه تا کارمو کامل کنم . .. دلم می خواست کس سمیه رو سر شار از آب داغ خودم می کردم ... .. ولی عشق من لاله هم بود و اونم باید صفا می کرد ... به تلمبه زدن خودم ادامه دادم .
 -جاااااااااان شیدا .. شیدا .. این آتیشه .. بکن .. بکن .. فکر می کنم تو هر چی آب توی تنمه داری تبدیل به آب کسش می کنی و اونو بیرون می کشی .. بزن .. زود باش . ادامه بده .. آخبیشششش .. کسم . چقدر سبک شه ..
مهران : خوشت اومد . کیر شیدا جون حرف نداره از کیر مردا هم با حال تره . خیلی توپه .. ..
 یهو یادش اومد که سوتی داده و ادامه نداد ولی سمیه هم از اون جایی که به من فکر می کرد دیگه توجهی به این نداشت که شوهرش چی میگه .. اونو یه دور بر گردوندم . این بار کردم توی کونش ..
 سمیه : آخخخخخخخخ شیدا .. تو خوب بلدی چه جوری به آدم حال بدی . کون منم خوب داری می کنی . جوووووووون .. حال می کنم . فشارش بده . بذار تا ته کونم بره . کیرت رو عشق است . صفای کیرت رو .. چه حالی میده .
 کون سمیه جونو به دو سمت بازش کرده و با دید زدن به اون کون , کیرمو تا ته کونش می فرستادم . سراسر تنمو لذت گرفته بود . ....
-سمیه چه حالی داره .. حالا خوب کیف می کنی .. شما سر حرف من اومدین که سکس دسته جمعی چه با حاله و چقدر هم می چسبه ؟ دلم واسه لاله جون می سوزه .. کاش اونو هم می آوردیم این جا ..
سمیه : دختر عمو رو میگی ؟ اون شاید از مهران جون خجالت بکشه . یا این که مهران سختش باشه ..
 مهران : عزیزم منو بهونه نکن . شاید تو خودت راضی نباشی ...
حس کردم که مهران هم بی میل نیست که لاله بیاد این جا ... دیگه کاری به کار اون دو نفر نداشتم . خود مختار شده بودم .. فکر کنم سمیه هم خیالش نبود اگه لاله و مهران با هم سکس می کردند .. ولی اول باید یک سرویس خودم با لاله حال می کردم و بعد اونو می دادم به دم مهران هر چند  هر کی که تا حالا لاله رو می کرد یه چند دقیقه اولشو که خیلی حسادت می کردم تا عادت کنم و همش به خودم می گفتم عیبی نداره شیدا تو هم با خیلی های دیگه هستی و از این حرفا ...
 رفتم سمت لاله ... اون همون نزدیکی بود ..
لاله : چه خبرتونه ! ممنونم شیدا که از من دفاع کردی ..
 لاله : هلاک شدم از بس با خودم ور رفتم دیگه هیچ حسی برام نمونده . فقط می خوام یه چیزی به غیر از این انگشتام و به غیر از این موز بره توی کسم . من بد جوری هوس  دارم . دلم می خواد . آخخخخخخخخ ..
 -این چیه پات کردی دختر باید شورتتو هم در آری  ..
-وای از آقا مهران خجالت می کشم ..
خنده ام گرفته بود ..
-اونم باید از تو خجالت بکشه . این طور نیست که این شرم فقط  یک طرفه باشه ..
 لاله : چقدر دلم می خواست منم پیش شما باشم .
-حالا هم داری میای دیگه
-دختر عمو راضیه ؟ به نظرم چیزی نگفته باشه . یا این که من صداشو نشنیدم ..
 یه دستی رو کیر خودم کشیدم و گفتم لاله جون  الان هر دو تا شون عاشق این کیر شدن .. ..
لاله نذاشت که من ادامه بدم 
-حالا دوستان جدید پیدا کردی و منو از یاد بردی دیگه .
 -عزیزم همه این کارا به خاطر تو بود . الان وقتی بری اون داخل امکان نداره مهران هوس کردن تو رو نداشته باشه .. و حتما به این خواسته اش می رسه .. ولی اول من می خوام با تو حال کنم .
 -ولی فکر نکنم سمیه رضایت بده .
-این همون چیزیه که من  داشتم می گفتم و تو نذاشتی بگم . من با این کیرم دو تایی شونو جا دو کردم تا دیگه زبونشون بند بیاد ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی