ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 186

سارا پی در پی کسشو با دستمال  پاک می کرد . اون نمی خواست وقتی که سینا بر می گرده شرایط اونو به این صورت بحرانی ببینه . ببینه که اون از خود بی خود شده و حسی نداره . ولی دوست نداشت که دقیقه ای هم که شده وقتو تلف کنه . خودشو با فانتزی سکسی مشغول کرده بود . چرا این پسره نمیاد .... سینا نگران بود از این که وقتی مادرش اونو با این سر و وضع خسته ببینه شک کنه که اون سخت سر گرم فعالیتهای جنسی بوده . مادرش حتی انتظار نداشت  که سینا دوست پسر بگیره . از روزی که معشوقه سینا شده بود سخت خودشو وابسته به اون نشون می داد . بالاخره پسر وارد خونه اش شد .. درو خیلی به آرومی باز کرد . از اون جایی که سارا واسه خودش آهنگ گذاشته بود تا در حال و هوای سکس با پسرش باشه و سینا هم خیلی آروم خودشو رسونده بود به خونه متوجهش نشد . سینا پا ورچین پاورچین خودشو رسوند به  حمام .  لباساشو سریع در آورد و رفت زیر دوش . واسه یه لحظه سارا  یکه خورد . یه جای کار آهنگ قطع شده بود و اون صدای شر شر آبو می شنید .... نباید دزد بوده باشه . نکنه یه وقتی شوهرش سیاوش اومده باشه خونه و مزاحم سکس اون و پسرش شه . نه هر جوری شده باید تن لختشو در اختیار سینا می ذاشت اون  احساس نیاز می کرد . نمی تونست تحمل کنه . آروم و قرار نداشت ... بوی عطر سینا رو شنید . آروم به پشت در زد ... سینا جوابشو داد .. درو به آرومی باز کرد ..
 -حالا دزدکی میای خونه که منو نبینی ؟ فکر کردی می تونی از دستم در ری .. کورخوندی .
-مامان چه خوشگل شدی ؟
 -مادرت همیشه خوشگل بوده .  ولی از وقتی که زیر کیر تو خوابیده می خواد خوشگل تر و جوون تر هم بشه . به شرطی که از دستش در تری .
-مامان اگه بدونی امروز چقدر این دنده و ترمز خسته ام کرد .
 سارا لاپاشو باز کرد  در حالی که به سوراخ کسش اشاره می کرد گفت اینم جای دنده . دنده ات رو فرو می کنی توش  ..
 سارا بدون توجه به آرایش غلیظی که کرده بود خودشو رسوند به زیر دوش .. و کیر سینا رو گذاشت  توی دهنش . سینا خسته بود و بی حس و نای کاری رو نداشت با این چند بار انزالی که داشت کاملا متوجه بود که به این سادگی ها کیرش شق نمیشه ولی از ساک زدن مادرش لذت می برد .. و حواسشو جمع کره بود که هر طوری شده در حد و اندازه های قابل قبول که بتونه کیر رو وارد کس کنه اونو شق کنه .
-سینا .. این چرا این جوریه . هر بار که بهش دست می مالم انگار بد تر از دفعه قبل میشه . من نمی دونم چرا .. نکنه تو با این آژانس میری به دنبال دختر بازی . یا شاید هم زن بازی .. آره ؟ پس چرا این قدر بی حالی . با این تحرکی که تو داری  باید حشرت بالا باشه ولی مثل آدمی می مونی که انگاری از شب تا صبح سکس کرده باشه . سینا واسه این که مادرش بیش از این مشکوک نشه اونو در آغوش کشید و دستاشو گذاشت رو کونش .. اونو بازشون کرد و کیرشو از سمت جلو و لاپای مادرش فرستاد توی کس . با این که هنوز مثل سابق شق نشده بود ولی بالاخره اونو فرستاد .. سارا گرمی و داغی کیر پسرش رو حس می کرد که چه جوری وارد کسش شده ولی هنوز جا داشت که به عمق بیشتری نفوذ کنه و کلفت تر شه . به یاد کیر سیاوش پدر سینا افتاده بود که هر وقت آبشو خالی می کرد کیرش هم لاغر تر می شد و هم به زور شق می شد .. مثل اولش که نمی شد . سارا و سینا دقایقی رو زیر دوش بودند و سینا مادرش رو بغل زد و برد روی تخت .
-مامان تو چی میگی الان خدمتت می رسم . سینا رو سر مادرش قرار گرفت .
-باز کن دهنتو باز کن . می خوام بکنم توش . بخورش مامان ...
 -نذاشتی مو هامو خشک کنم ..
-این جوری خیلی بهت میاد  مامان ..
-آخخخخخخ چه خوب شد که امشب پدر و خواهرت خونه نیستند . این دختره دیگه پاک  موی دماغمون شده . زود تر هم شوهر نمی کنه تا ما رو خلاص کنه و راحت تر بتونیم با هم باشیم . خیلی هم دلم می خواد سیاوش  منو طلاقم بده تا دیگه بشم زن رسمی پسرم..
 -مامان دیگه از این حرفا نزن . بذار حداقل اسم بابا رو تو باشه ... حالا به ساک زدنت ادامه بده ...
 سینا با همه سردردی که داشت از اون جایی که اراده کرده بود که مادرش رو از خودش راضی نگه داشته باشه تونست تا حدودی بر خودش مسلط شه . ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی