ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 132

مهران سرعت ضرباتشو زیاد کرده بود . از درد کون نمی دونستم چیکار کنم . خوشمم میومد . با این حال تحمل می کردم و دم نمی زدم ...
سمیه : چیکار می کنی تو مرد ! نه به اون که دل نداشتی کون دادن رو ول کنی نه به این که این دختره بیچاره رو زخم کردی و اصلا به اون  امون نمیدی  که راحت کون ما رو بکنه . پس زود تر کارت رو بکن ..
مهران : واااااایییییی کیرم .. داره میاد . میاد نمی خوام زود آبم بیاد ..
 گرمای منی مهران رو توی کونم حس می کردم . منم خیلی خوشم اومده بود از این همه احساس لذت و این که مهران با کون من کیف کر ده بود ..
 -آههههههه مهرا ن جون بازم ؟!. چقدر آب داشتی .. سوراخ کونم همه رو پر آب کردی . دیگه هر چی رو داشتی  اون داخل خالی کردی . فکر نمی کنم چیزی هم مونده باشه . 
مهران ول کنم نبود .
-سمیه : هنوز کونم می خاره .
 -بس کن مهران . شیدا به اند ازه کافی کونت رو کرده  . مگه یک مرد تا چند دقیقه باید کون بده . خوبه همین قدر . شیدا کارت به اون نباشه ...
 سمیه رو خوابوندمش رو تخت . دو تا پا ها شو انداختم رو شونه هام . پا هاشو از پهلو هام رد کرده بدنشو به بدن خودم چسبوندم و با سرعت مشغول شدم . دوباره همون لذت  اومد به سراغم . لذتی که آبمو نمی آورد . ولی سمیه زن مهران دوست داشت زود تر ار گاسم شه ... چقدر هم این زن جا داشت . انگار هر چه بیشتر تلمبه می زدم اون بیشتر کیر می خواست . کس خیلی با حال  و تازه ای د اشت .
 -اوووووخخخخخخ شیدا عزیزم بگو چه جوری دوست داری . کونم چطور بود .. منو بکن .. بکن ...
 مهران خسته و وامونده انگار تازه به یادش افتاده بود که زنش زیر کیر من در حال دست و پا زدنه و چاره ای هم نداره که با این وضعیت خودش بپذیره که باید به من راه بده و اتفاقا حال کردن منم به نفع اونه . سمیه داغ  کرده بود .. دستامو گذاشتم رو سینه هاش ....ظاهرا این نقطه حساسش بود . سستش کرده بود . سینه های سفت و تپلی سمیه هم منو بیش از پیش حشری کرده بود .. اون سینه ها رو فشارش گرفته به آرومی با اونا بازی می کردم .
 -واااااایییییی شیدا .. شیدا . ولم نکن ..
یه نگاه به کس سمیه نشون می داد که از اون کس های تر و تازه و آبداریه که هر کیری اگه بره داخلش حسابی با اون حال می  کنه و خیلی ناز داره و با حاله . من از کونش هم هر چی بگم کم گفتم . عین یک بالشی که خیلی پر ملات باشه . ولی حالا وقت  داغ کردن کسش بود ..
 -عزیزم سمیه حون ... هنور پوست بدنت اون جوری باز نشده که بخوای به ار گاسم برسی ؟
-چرا : چرا ... من هوس دارم ... خوشم میاد شیدا . بازم منو بکن . جا دارم ....
مهران : زود باش زن . شیدا جون کار داره .
 سمیه : بس کن مهران . کاری نکن که نذارم شیدا کونتو بکنه ها ..
 مهران اومد سمت سرزنش  و رو سر اون قرار گرفت ... کیرشو می مالوند به دهن زنش ...
 سمیه : چیه مرد  ! شوهر عزیزم هم کون دادی و هم کون کردی خسته نشدی ؟ فقط اگه من ار گاسم نشم ول کنت نیستم . پدر کیر و کمرت رو در میارم . تو خودت می دونی که من اهل شوخی نیستم .
 سمیه که این حرف رو بر زبون آورد مهران دیگه حساب کارشو کرد . مهران به پشت خوابید طوری که کونش کاملا مشخص بود .. کون سفت و تپل شوهر سمیه رو می دیدم و با هوس بیشتری سمیه رو می کردم ...
-شیدا شیدا جون ... خوشم میاد . سینه هامو فشارش بگیر .. جووووووون .. اووووووفففففف کسسسسسم کسسسسسسم .. دارم آتیش می گیرم . لذت می برم . خوشم میاد . جااااااان . از این با حال تر دیگه چی می خواستم . سمیه  نگاهشو به شوهرش دو خته بود ... مهران  در یه استیل قمبلی و سگی و رو دو تا زانو هاش قرار داشت .. کونشو از وسط باز می کرد و انگشتاشو یکی یکی و چند تا چند تا می فرستاد توی کونش . آخرش صدای سمیه رو در آورد ..
-چیکار داری می کنی کونده .. بس کن .. اعصاب ما رو خرد کردی .
-سمیه جون .. خوشگل من این قدر به شوهرت نگاه نکن . حواست به این طرف باشه که با هم حال کنیم . این کارا رو که می کنی ارگاسمت به عقب میفته . هنوز می تونستم با سرعت و هیجان سمیه رو بکنم . دیگه هم کاری به کار مهران نداشتیم . دستامو گذاشتم پشتش و اونو کمی بالا تر آوردم . لبامو گذاشتم رو لباش .. حالا با سرعت بیشتری کیرمو می کردم توی کسش .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی