ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 63

بابالا رفتن صدای آهنگ و ترانه های گوشخراش از هر سوناله های هوس من تبدیل به فریاد شده بود . معلوم نبود  این جماعت غربی با این عنکر الاصوات ها چطور می رقصن . ترانه ها درست شبیه به این بود که  گویی گوینده استادیوم داره یه ورزشکار معروفی رو معرفی می کنه و با ورود اون شور و ولوله عجیبی به راه میفته .
 -بکن بکن .. اسمتو هم نمی دونم و حوصله شم ندارم بپرسم . ولی بچرخون کیرت رو بچرخون .. جوووووووووون ...
 صدای ناله های چند نفرو از پشت در می شنیدم . مثل این که اونا هم خیلی بهمون نزدیک بودند . طوری که فکر می کردم کنار منند . از قرار معلوم من و این مرد خیلی خوش به حالمون شده بود که خودمومو رسونده بودیم به یه جای بی سر خر .
 -آخخخخخخخخخخ تند تر تند تر .. ماست خوردی ؟
 یارو دیگه از حال رفته بود . دوست داشتم بیام رو کیرش بشینم . ولی اون منو آروم آروم برد جلو تر و به دیوار چسبوند . دستامو رو دیوار قرار دادم ..
 -خوبه .. همین جوری خوبه .. ..
حالا دیگه اسم جیمی رو صدا می زدم .. می خواستم یکی رو فریاد بزنم  .. طرف که دید اسم یه هم ولایتی اونو میگم حالیم کرد که بهش میگن ریچارد .
 -حالا هر کوفتی هستی تند تر .. نزدیکه ..
دیگه خیلی خشن شده بود . هوس گیجش کرده بود . پنجه هاشو محکم به کون و کپل من می فشرد .
 -دردم می گیره ولی این قدر چاق و تپله که به این نون و ماستها نمی تونی آبش کنی . ترجیح دادم سکوت کنم. . داغ و داغ و داغ تر می شدم .. کیر از اون لحظه ای که حرکتشو شروع می کرد تا اون لحظه ای که تقریبا از کسم میومد بیرون تا دوباره بره توش آتیش می داد و با شیره هوس منو می سوزوند و می لرزوند .. دلم می خواست چند دقیقه ای به همین صورت می موندم و بعد آبمو می آورد ولی این جوری این استرس رو هم داشتم که یهو بریزه توی کسم و ارضا نکرده ولم کنه .
 -ریچارد .. ریچارد شیردل و کیرناز ! محکم تر .. زودباش .. زود باش هوسباز .. بزن بزن .
  تجربه ریچارد خان زیاد بود . فهمیده بود که من در شرایطی هستم که نیاز مند یاری اونم .
-بکن حاجی جون . تجربه ات خیلی زیاده .. خیلی .
 در همین لحظه صدای یه مردی رو شنیدم که منو صدا می زد ولی جوابشو ندادم . به نظرم اومد کیوان باشه . منو چیکار دارین . شما خودتون برین عشق و حالتونو بکنین . هر کی که پاشو میذاره به دیسکو های این چنینی که دست کمی از جنده خونه نداره واسه همین چیزا میاد دیگه وگرنه با این آهنگ های سکته آور که دیگه کسی نمی تونه حال کنه . حالش به بعدشه . سکوت کردم و حرفی نزدم .. ریچارد قهرمان کارشو کرد . منو بلندم کرد و رو هوا شروع کرد به کردن من . یکی دو تا آینه ای که در گوشه و کنار دیوار بود هیکل و حالات منو نشون می داد و حرکات  ریچارد رو که با چه شور و حالی داره ازم لذت می بره .. سرم رو شونه های مرد افتاده بود و با ناله هایی که یواش یواش آروم شده بود چشامو بستم ولی با حرکات کیر توی کسم جون می گرفتم .. حس کردم آبم همین دمه و داره می ریزه .. یک لحظه با یک حرکت ناگهانی  ریچارد کیرشو از توی کسم بیرون کشید .. یه چیزی ازم ریخت بیرون اونم با فشار . حس کردم بازم دارم . بازم باید بیاد . بازم جا دارم که لذت ببرم و حس خوش سبکی به من دست بده .. دستمو محکم کوبوندم به کسم و انگشتامو فرو کردم توش .. چند قطره دیگه ریخت بیرون . ریچارد اومد و لباشو گذاشت روی کسم . خیلی خوشم میومد به این دسر بعد از سکس نیاز داشتم . بازم کیرشو انداخت روی کسم . این بار آب کیر اونو می خواستم . باید هوسشو خالی می کرد توی کسم تا به من جون بده .. تا منم احساس آرامش کنم از این که تونستم به اون لذت بدم . هنوز کیرش شق بود . غرق عرق شده بود ولی دست بر دار نبود .
 -اووووووفففففف چیکار داری می کنی . دوباره داره خوشم میاد زود باش آبتو خالی کن . می خوام هیجان خودمو بازم نگه داشته باشم .  هنوز تا دم صبح خیلی راهه . یکی براش زنگ زد و اونم یه چیزی بهش گفت .
 -اوووووهههههه نهههههههه چقدر داغه .. چقدر داغه .. چقدر زیاده ..
 ریچاد وقتی آبشو توی کسم خالی می کرد عین یک  ببر می غرید .. طوری چشاشو بسته بود و خودشو در مقابل من کوچیک نشون می داد که احساس لذت و آرامش می کردم از این که تونسته بودم یک گردن کلفت مث اونو رام کنم . دیگه یواش یواش باید می رفتم . ممکن بود دوستام نگران شن . هر چند از این سوراخ سنبه ها می تونست زیاد باشه  ولی کشور خودمون که نبود . . یکی در زد . در این فکر بودم که بالاخره منو پیدا کرده و ممکنه متصدی اونجا دوستامو راهنمایی کرده باشن که شنیدم یکی به زبون انگلیسی داره با ریچارد حرف می زنه .. مرد  درو براش باز کرد .. یه سیاهپوست دیگه .. می خواستم بذارم زیر گوش ریچارد که چرا از کیسه خلیفه می بخشی که لبخند آرومی که بر گوشه لبان اون مرد تازه وارد نقش بسته بود منو رام و آرومم کرد . این از همون اول خودشو معرفی کرد . اسمش بود استیو.
 -هی ریچارد یه خوش تیپ ترشو می آوردی دیگه .
 البته کیر سیاه وقتی که وارد تونل کس شه دیگه همه چی سیاهه .  در این فکر بودم که استیو هم می خواد منو بکنه یا نه و فقط برای این اومده که یه حال و احوالی با ریچارد کرده باشه که دیدم این آقاهه هم درو از داخل قفل کرد و دیگه من جوابمو گرفته بودم . ظاهرا یک سکس دو به یک  رو با دو تا سیاهپوست کیر کلفت باید تجربه می کردم . ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی