ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان درغربت 64

استیو هم سیاه پوست  خوش قیافه ای به نظر می رسید . قدش بلند تر از ریچارد بود ولی لاغر تر نشون می داد . با یه لبخند اومد طرفم . نمی دونم چرا اینا اصلا خیالشون نیست که طرف آشناشونه یا نه . واصلا آمادگی حال دادن و یا حال کردن رو داره یا نه .. خیلی راحت لخت  شد . وقتی رسید به شورت اونو گرفت جلوی من تا واسش پایین بکشم . تحویلش نگرفتم . کیرش داخل شلوار در حال ترکیدن بود . یه چیزایی گفت که حالیم نشد . داشت زار می زد و دلم سوخت . راستش منم از اون حالت کبر چماقی و چخماقی داخل  شورتش خوشم اومده بود . تعجب می کردم که این شورت چه جوری کیر به این درشتی رو داخل خودش جا میده و اگرم در گذر عام یکی رو ببینه و شق کنه چه جوری می خواد راه بره . ولی این مسائل واسه اونا حل شده بود . ما در ایران خودمونم اینا رو بد می دونیم در حالی که لذت بردن و کیف و حال کردن در این سر زمین ها یک امر عادی و طبیعیه . قمبل کرده ریچارد داشت با کونم ور می رفت . انگشتشو کرده بود توی سوراخ کونم . اوووووففففففف  اصلا دردم نگرفته بود و طوری هم باهاش بازی می کرد که هوسمو زیاد می کرد . بی اخنیار دهنمو گذاشتم رو شورت استیو و از اون حاجت می خواستم  برای هر چه زود تر دیدن این کیر کنجکاو شده بودم . داشت شورت صاحبشو پاره می کرد . دهنمو تا حد آخرش باز کرده رو کیرش قرار دادم ..
 -آخخخخخخخ ... آااااااااا...
استیو داشت بیهوش می شد . ریچارد هم انگشتشو از توی کونم در آورده بود و قصد گاییدن کونمو داشت . استیو رو زمین خم شد و از داخل شلوارش یه پماد و کرمی رو در آورد و اونو داد به دست جناب ریچارد خان که مثلا هوای منو داشته باشم و کون منو جرش نده . طوری از این حرکتش خوشم اومد که اگه خود استیو جرم می داد خیالم نبود . در جا شورتشو کشیدم پایین و کیرشو روبه پایین فشاری داده وقتی ولش کردم از پشت خورد به شکمش . همون طوری که حدس می زدم درشت و با حال و همرنگ کیر ریچارد بود . ظاهرا برای چند دقیقه ای تنفس اعلام کرده بودند یا شایدم علت دیگه ای داشت که صدای آهنگ و ترانه قطع شده و همهمه حاضرین شنیده می شد .. در حالی که  وسط کیر استیو رو به دهن گرفته بودم و ریچارد هم از عقب کرده بود توی کونم منم  در همون حال موبایلو از حالت خاموش در وضعیت روشن قرار دادم . تا روشنش کردم صدای زنگو شنیدم . از ایران بود . این بار گوشی رو گرفتم تا با شوهرم حرف بزنم . واسه این که استیو حوصله اش سر نیاد و بهش توهینی نشده باشه که دارم با شوهرم حرف می زنم کیرشو با دست راستم گرفتم و با دست چپ گوشی رو نگه داشتم .
 -پریسا چه طوری ! من که دارم از دوری تو دیوونه میشم . کی بر می گردی ؟
 -پس فردا پرواز داریم . عزیزم منم دلم برات تنگ شده.
 - یادته در تلفنهای قبلی بهت چی گفتم ؟
 -آره عزیز دلم خودمو خسته نکنم . به محض این که پام به خونه باز شد باید شروع کنم به جبران این چند روزی که از آغوش تو دور بودم.
 -فدات شم که همه چی رو به خوبی می دونی .
  -تو هم یادته که من اون دفعه بهت چی گفتم و چی خواستم ؟
-به جون بچه مون اصلا واسه یه لحظه هم به فکرم خطور نکرد که بخوام کار خلافی انجام بدم پریسا ..
-آخخخخخخ .. یواشتر  ..
 کیر ریچارد که که توی کونم وول می خورد و بهم حال می داد در یکی از این دفعات که اومده بود عقب و از نومی خواست پیشروی کنه این با ر با فشار و سرعت بیشتری حرکت رو به جلو داشت که این بیشتر کونمو درد آورد . تازه ریچارد به اندازه کافی به کونم کرم مالیده بود .
 -منظورت چی بود پریسا ؟
-هیچی گفتم یواش تر که  یعنی این قدر تند نرو من خودم می دونم ..
وقتی شوهرم داشت  برام حرف می زد من واسه این که وقت تلف نشه کیر استیو رو گذاشته بودم توی دهنم و داشتم با هاش حال می کردم . . آب  اولیه عسلی کیرش اومده بود بیرون . همون آبی که شبیه به چسب قطره ایه . فکر کنم به دهن منم رسیده باشه  .حالا دیگه نوبت حرف زدن من بود . کیرو از دهنم در آوردم و متوجهش کردم که دارم با شوهرم حرف می زنم . این موضوع رو با اشاره دست و انگشت و حرکات دیگه نشون دادم .
-مهران من دیگه تحملشو ندارم . دلم تنگ شده واسه این که بغلم بزنی و منو بکنی .
-پریسا .. نشون میده که دیگه تو هم مثل من طاقتت طاق شده .. خوشم میاد این جور ابراز احساسات می کنی ..
-پس چرا تا حالا چیزی نمی گفتی مهران .
-گفتم شاید سختت باشه ..
 این بار نگاهمو به  استیو دوخته  و از این که مهران رو به اشتباه انداخته فکر کنه دارم به اون میگم لذت می بردم . تازه اونم خوشش میومد . شوهرم از این که من حرفای سکسی بزنم لذت می برد . و راستش خودمم دلم تنگ شده بود براش و دوست داشتم زود تر مهرانو کاملا بر هنه در آغوشم داشته باشم و با شوهر عزیزم سکس کنم وسکس طبیعی و موندگارو بچشم
-من کیر می خوام عشق من .. مهران جون ....
 به استیو اشاره کردم و حالیش کردم که باید بره زیر من دراز بکشه کیرشو کنار کیر ریچارد بکنه توی کسم . کسم بازم خیس کرده بود .
 -مهران فدات شم . دلم واست یه ذره شده .. یه تار موی تو رو به تمام مردان دنیا نمیدم  -به بابات چی؟
 -تو اینو همش ازم می پرسی .. منظورم مردای نامحرمی که می تونن با من باشن . دوستت دارم دوستت دارم . واسه اومدن به ایران ثانیه شماری می کنم .. حالا دو تا کیر بودن تو دو تا سوراخم . هنوز صحبت من با شوهرم تموم نشده بود . حالا دیگه زیر کیرشوهرم  مهران هم قرار گرفتن شده بود در خواست نوعی تنوع طلبی از دل وکس  هوسباز خودم  ... ادامه دارد ...نویسنده ... ایرانی