ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مادر با حال دوستم

وقتی دیدم با یه ساپورت قرمز اومده پیش ما نشسته و خیلی هم با من و پسرش گرم گرفته حس کردم که میشه شکارش کرد ولی اون مادر دوستم بود . نمی تونستم در حق دوستم نامردی کنم . من و کامران مثلا اومده بودیم درس بخونیم  و خودمونو واسه کنکور آماده کنیم . ولی هر دومون می دونستیم که هیشکدوممون دانشگاه برو نیستیم . کارمون شده بود سرک کشیدن به سایت های سکسی و دانلود فیلمهای خیلی ناب سکسی . کتی خیلی خوشگل بود . یه جور خاصی نگام می کرد .   خونه کامی خیلی بزرگتر و مجهز و مجلل تر از خونه ما بود . باباش مرده بود و اون و مامانش تنها با هم زندگی می کردند . فکر کنم کتی  چهل و دو سه سالش می شد ولی وقتی یه خورده به خودش می رسید یه تیپی داشت شبیه بیست و پنج ساله ها . اون اولش که با روسری میومد جلوم و با مانتو و بعد یواش یواش هر سری که میومدم یک درجه پیشرفت می کرد . اون ساپورتش دل منو برده بود . شکاف کونش .. این کامی کنارم نشسته بود و نمی تونستم به خوبی مادرشو دید بزنم .  نگاههایی که مامانه به من می کرد .. چشمکهایی که وقت و بی وقت می زد .. سوالهایی که در مورد دخترا ازم می کرد و این که آیا کامی شیطونی می کنه یا نه .. همه نشون دهنده این بود که اون یه چیزیش میشه .. اون شب من و کامی طبق معمول می خواستیم با لپ تابش مشغول شیم و بریم به دنیای خودمون ..
-سعید من خوابم گرفته . نمی دونم امشب اصلا یه جوریم .. می خوای تو با این کامپیوتر مشغول باش من بگیرم بخوابم ..
-چی میگی کامی یه وقتی مامانت سر برسه و منو تنها ببینه که با این دستگاه مشغولم خوب نیست .
 رفتم دراز کشیدم ولی خوابم نمی برد . کامی  و من دو تایی رو زمین خوابیده بودیم و اون به احترام من هیچوقت رو تختش نمی رفت .. البته کامی که خوابش برده بود و صدای نفسهاش نشون می داد که به یه خواب سنگین فرو رفته . من که خوابم نمی برد . در اناق بازبود .  ناگهان دیدم که یه هیکل زنونه ای  جلو در اتاق ما وایساده . با یه شورت و سوتین .. با اون کون گنده وسینه های درشتش روبروی من قرار گرفته بود . تنم مث بید می لرزید . هیجان زده شده بودم . یعنی اون واسه من اومده ؟ شایدم عادت داره توی خونه راحت بگرده و تمام اینا از خیالات منه . نمی دونستم . ولی همچنان با چشایی نیمه باز نگاهش می کردم .  دیدم با انگشتاش بهم اشاره می زنه که بیام . خودمو زده بودم به خواب و هنوز باورم نمی شد که داره منو صدام می زنه . هیجان امونم نمی داد . اومد بالا سرم .
-من که می دونم تو بیداری چرا جوابمو نمیدی ..
 -ببخشید من تازه بیدار شدم . شما لباس تنتون نیست .. درست نیست ..
-مگه من صدات نکردم ؟
-خواب بودم الان متوجه شدم . کاری داشتین با من ؟
 شلوارکمو پایین کشید و کیرمو گرفت توی دستش و در حالی که باهاش بازی می کرد گفت با تو کار نداشتم با این کار داشتم ..
-زشته خوب نیست کامی بیدار میشه .. اون دوستمه خوب نیست .
-ببینم مگه می خوای با پسرم باشی که داری از این حرفا می زنی ؟ مادرش هم اختیار خودشو داره . تازه اونو همچین خوابش کردم که تا لنگ ظهر فردا بیدار بشو نیست .
 کیرمو مثل یک طناب در دست گرفت و  منو برد به اتاق خودش ..
-در اتاق بازه
-بذار باد بیاد . بهت میگم کامی بیدار بشو نیست  . تازه بیدار هم بشه چه غلطی می خواد بکنه . ننه اش اختبار تن و بدن خودشو داره خسته شدم من . ده ساله شوهرم مرده هنوز دست مردی بهم نرسیده .
 می خواستم بگم حالا چرا قرعه به نام من افتاده دیدم که حرف بی خود زدن ممکنه به ضررم تموم شه . من تا حالا کون دو سه تا دخترو گاییده بودم و نمی دونستم با یه زن کون گنده سینه درشت خوشگلی که راه کسش هم بازه و چهل و دو سه سالش میشه چه بر خوردی داشته باشم ؟
 -ببین واسه من ناز نکن من می دونم که تو و کامی میرین فیلم سکسی می بینین . اون فکر می  کنه من هیچی از کامپیوتر حالیم نیست . ولی نیاز و هوس , آدمو وادار می کنه که خیلی چیزا یاد بگیره .
 منو برد رو تخت کنار خودش . لاپاشو باز کرد .. سختم بود که بخوام کسشو بخورم.
 - این همه فیلم دیدی حتما یاد گرفتی . پس بیا یه مدل 69 خوابیده رواجرا کنیم . من کیرتو می ذارم تو دهنم و توهم سرت رو بذار روی کسم ..
این جوری بد نشد اون داشت کیرمو می خورد و من هم کسشو با میک زدنم سست کرده بودم ..ثانیه هایی بعد  یه جوری ساک می زد که لب و دهن من رو کسش قفل شده بود و فقط داشتم به کیر خودم فکر می کردم . اون همین جور به نرمی داشت کیرمو می خورد .. یکی دوبار جلوریزش آبمو گرفتم ولی وقتی دیدم اون با چه آهنگ و هیجانی داره کیرمو ساک می زنه بی خیالش شدم . وقتی آب کیرم تو دهنش راه افتاد اون میک زدنشو به شکلی در آورد که تمام آبمو بتونه بخورم .. بعد از اون کیرمو ول کرد ..
-جوووووون چقدر حال داد .. حالا اونو دوباره تیزش می کنم واسه کسم .
 بعد از ساک زدن دوباره و شق کردن کیرم شورتشو در آورد و پاهاشو به دو طرف باز کرد و گفت حالا بذارش توی کسم .. بذار . آقا سعید خجالتی . آبتو ریختی توی دهنم حالا نوبت کسمه .
 واسه اولین بارم بود که داشتم کس می کردم . چقدر داغ و چسبونم بود . گشاد تر از کون بود ولی حرارتش و اون خیسی پر التهابش داغ تر از کون نشون می داد .
-آخخخخخخخ سعید جون فدات .. ده ساله .. ده ساله نخوردمش .. زود آبتو خالی نکنی .. من ولت نمی کنم . می کشمت اگه تا فردا سه بار ارضام نکنی .. بیشتر بیشتر . من بیشتر می خوام .. پسر خوب .. ناز من خودم بهت می رسم .
 -کامی دوستمه کتی جون ..
-کامی که می خواست درست شه مگه من ازش اجازه گرفتم که حالا اجازه بگیرم ؟
ضجه های کتی رو که می دیدم و می شنیدم دلم واسش می سوخت . شدت ضرباتو زیاد ترش کرده .. سوتینشو هم در آورده و نوک سینه هاشو دونه به دونه می خوردم ..
 -همش مال تو .. همیشه مال تو .. یه کاری می کنم که کامی نفهمه . نترس .. از بابت اون خیالت تخت باشه  . نگاهی به کسش اناختم . قالبش خیلی کوچولو نشون می داد . حالا  من قبلش کس نکرده بودم که بتونم اونو با بقیه مقایسه کنم ولی به من که خیلی حال می داد .
-سعید کیف کن . لذت ببر ..
دستای پر زورشو گذاشت دور کمرم .. هم لباشو و هم لبامو گاز می گرفت  .  به شدت حشری و دیوونه شده بود  . خودشو ازم جدا کرد و افتاد روم . حالا اون بود که داشت تمام تنمومیک می زد . نوک سینه هامو از هوس گاز می گرفت . افتاد روم و رو کیرم نشست .
 -سعید بگو چیکار می خوای بکنی . من چرا سیر نمیشم ..
می خواستم بهش بگم که تو بهم فرصت نمیدی . کیرم دیگه مقاومت خوبی پیدا کرده بود . اون به شدت خودشو رو من حرکت می داد .. صدای ناله هاش بالا و پایین می رفت .
-اوخ جوووووون داره می ریزه .. سعید بشمر این شد یکی .. یکی ..
 دوباره طاقباز شد .
 -حالا من آبتو می خوام .. آب کیرت رو .
  منم دیگه بی خیال یه چند دقیقه دیگه کسشو کردم و آبمو ریختم توی کسش . بعدا فهمیدم که اون ریسکو به جون خریده و شانس آوردم که چند وقت بعد پریود شد ..  هنوز فرصت نشده بود یا در حالتی قرار نگرفته بود که اونو به دمر ببینم وقتی برای اولین بار اونو در این حالت دیدم  دل و دینمو از دست دادم ..  یاد دوست دخترام با اون کون های کوچولوشون اقتادم ولی این کونش گنده و آبدار بود . جون می داد برای یه گاییدن مشتی .. حواسم به این نبود که سوراخ وسط کون ربطی به گندگی و تپلی کون نداره . دو تا قاچ کون کتی رو از وسط باز کرده و کیرمو به سوراخ کون کتی فشار دادم .
-آییییییییییی وووووووویییییی چیکار می کنی ؟
ولی سر کیرم رفته بود اون داخل .
-من مردم .. کونم .کونم . زود تر بهم می گفتی  که بهت بگم یه چیزی بمالی .. آخ کونم .. شما مردا چقدر بیرحمین موقع کردن . شوهرمم همین طور بیرحم بود ..
دست منو گرفت و اونو رو کسش گذاشت .
 -بمالون این جا رو بمالون .
کیرمو با یه فشار دیگه فرستادم جلو تر .. یه دستمو گذاشته بودم رو سینه اش و با یه دست دیگه کسشو می مالوندم . ولی یک آن دو تا دستامو آزادش کرده انداختم روی کونش . هر کدوم  رو یه قاچ .. پنجه هامو انداخته بودم رو کونش  این جوری فرو کردن توی سوراخ کونش بیشتر بهم حال می داد . چه معجونی داشت این کونش که این بار آبم خیلی زود اومد .. کیرمو کشیدم بیرون و رو پشت کتی ولو شدم ولی اون ول کنم نبود . همون کیرو فرو کرد توی دهنش .. کیرم دیگه می سوخت .. این زن مگه می ذاشت بخوابم ؟ ساعت ده صبح بود که به زور منو فرستاد برم .. رفتم و سر جام خوابیدم . به نظرم اول خوابیدم بعد دراز کشیدم . فکر کنم حدود دو ساعتی از اول خوابم می گذشت که دیدم یکی داره منو هل میده. کامی بود .  
-بیدارشو .. بیدار شو سعید .. لنگ ظهره تو که از من بد تری .. چقدر خوابیدیم !
-از بس دیشب درس خوندیم .
 کتی : بچه ها بیدا رشین ناهار حاضره ..
 با این که نخوابیده بود ولی بشاش و سر حال نشون می داد .. و از اون به بعد اون شد معشوقه من ... پایان .. نویسنده ... ایرانی 

6 نظرات:

sia گفت...

سلام.. نمیدونم ولی زیاد بهم نچسبید، شاید بخاطر اینکه زود به پسره پا داد.. در هر صورت مرسی..

ایرانی گفت...

سلام سیا جان .. شایدم حق با شما باشه .. گاهی واسه این که داستان رو زود تر تموم کنم مجبور میشم از شاخ و برگهاش بزنم تا به بقیه داستانها برسم ولی اتفاق به این سبک هم ممکنه بیفته . با تشکر از همراهی تو نازنین ...ایرانی

دلفین گفت...

عالی بود دادشم

ایرانی گفت...

ممنونم دلفین جان دستت درد نکنه ...ایرانی

ناشناس گفت...

خداییش با رواج این تخیلات، زن خودتو در معرض به گا رفتن توسط رفیق ژسرت یا خواهرزادش یا برادر خودت قرار نمیدی؟
دیگه از این تخبلات چی میخواید بکشید بیرون و اشاعه بدید.
بازم بعضی با شعورترا که میگفتن : جنده رو بکن اما کسی رو جنده نکن....

ایرانی گفت...

سلام بر آشنای عزیز ... سکس سکسه و داستان هم داستان ... اصلا به من بگو برای چی به این سایتها میای داداش ؟ اینا همش فانتزیه .. از من می شنوی سر و ته تمام داستانهای سکسی یکیه .. سکس با مادر .. پدر .. دوست دختر .. برادر .. غریبه .. اشنا .. از نظر داستانی یکیه و این دلیل نمیشه که آدمایی که میان این جا و اونو می خونن منحرف باشن یا منحرف بشن . اما داداش ادم نباید خود خواه باشه . ج ن ده ها هم برای خوشون شخصیت دارن . هیچ انسانی در شکم مادر هرزه نبوده .. بنا بر این غیرت بازی در اوردن در این سایتها جز فیلم بازی کردن چیزی نمی تونه باشه .. در ضمن این نظر تو به اسپم رفته بود و جایی که اصلا در دید مستقیم نیست و هر یک ماه در میون یادم میاد که از هر صد تا نظر ممکنه یکی بره به اون جا .. در هر حال ببخشید اگه دیر متوجه شدم .. شرمنده ام .. خلاصه هان که در این سایتها حضور دارید و به این داستانها سرک می کشید یعنی تایید این داستانها .. دیگه ما نباید الکی ادای پهلوانها و داش مشتی ها و از اونایی که سبیل گره می زنن و دستمال تکون میدن رو در بیاریم .. داستانه .. یک مشت چاخان ... ارادتمند .. دوست و برادرت : ایرانی