ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 92

دلم برای بچه هام می سوخت . نفر اول نیما بود که خواست از زنش شروع کنه .. منصوره مادر زن نیما رفت طرفش . کیرشو گذاشت توی دهنش تا اونو تیزش کنه . افشین : مامان این جزو دوپینگ حساب نمیشه و این که خلاف مقررات باشه ؟
-نه عزیزم . اون داره کیرشو شق می کنه و هیچ تخلفی در کار نیست ..
 باید عدالت وانصاف رعایت می شد واز نظر من این کار خلاف نبود .
-افشین جان نوبت تو هم که شد من می تونم برات این کارو بکنم .
 -اگه خودتو بخوای مورد امتحانم باشی چی ؟
-عزیزم این قدر استرس نداشته باش . یه چیزی میشه . این جا که نمی خوان مدال طلای المپیک بدن . که در مسابقه قبلی محجوبه داشت خودش جر می داد ..
 نفسها در سینه ها حبس بود . نیما کیرشو به طرف یکی از سوراخای زنش هدف گرفته بود . محجوبه خانوم چلسی بود . چهل امتیاز کون و سی امتیاز کس داشت . اون اگه همون اول کون زنشو آتیش می کرد و حتی به اندازه کله کیر هم می ذاشت توی کون می تونست چهل امتیازو بگیره .. نیما یه حرکت و یه فشار روبه جلویی  رو پیاده کرده و با ضربه پنالتی اول نصف کیرشو فرو کرد به یکی از سوراخای محجوبه . این کارو طوری با سرعت انجام داد که اولش نفهمیدم توی کون رفته یا کس ولی مشخص بود نصف کیر رفته بود جلو و توی کس قرار گرفته بود . نفسی به راحتی کشیدم . یک سی امتیازی دشت کرده بود . اون سی امتیاز گرفته بود . .. نفر بعدی افشین بود .. 
-مامان من برم روی کدومشون .
-عزیزم تو که این قدر استرس داری عیبی نداره  فعلا به فکر این باش که در عرصه رقابت باقی بمونی ..  حتی اگه از نیما عقب باشی . یه دستی بر سر کون منیژه بکش و قلق گیری کن .. ببین چه جوره .. تو اگه کونشو بزنی بیست امتیاز می گیری ولی ده تا عقبی . در عوض برای حرکات بعدی روحیه می گیری ..
 اسحاق اومد جلو ..
-مامان من اگه کونتو بزنم با امتیاز نیما مساوی می کنم .
-چرا کس محجوبه رو نمی زنی .
 -راستش می ترسم اون یه حرکتی از خودش بکنه یه توطئه ای ..اون وقت شما هم که تازگی ها واسه این که کلاس بذارین و بقیه بدونن که عدالت چیز خوبیه همش از عدالت میگین و اونا اگه یه اقدام خصمانه هم بکنن رای رو به اونا میدین .
-اسحاق انتظار این حرفو ازت نداشتم .
-ببین مامان اون زمان که من دارم پنالتی رو به طرف سوراخ محجوبه می زنم اگه اون حرکت کنه طوری که شما متوجه نشین یا نتونین کاری انجام بدین تکلیف من چیه  -هیچی تکلیفت اینه که دیگه این قدر در مورد مامانت قضاوت بد نداشته باشی .
 در همین لحظات افشین که داشت با سوراخ منیژه بازی می کرد نیما اعتراض کرد .. اما در این جا دوباره من بودم که شروع کردم .
 -ببخشید نیما خان قلق گیری هیچ اشکالی نداره . پسرم می خواد هدف رو ارزیابی کنه .  در هر صورت مادر بزرگ خانومت امتیاز کمتری میده و افشین تازه اگه کونشو بزنه ده امتیازازت  عقبه ..
رو کردم به اسحاق و گفتم دیدی پسرم من بخور کسی نیستم . با حرف منطقی همه رو راضی نگه می دارم .
 منیژه قمبل کرده بود . رفتم جلو کیر پسرم افشینو توی دهنم می گردوندم . از بس نگران بود طول کشید تا شق شه .. یواش بهش گفتم عزیزم بذار توی کونش  .. گشاده   -مامان میگن تیراندازی که می کنن باید یه خورده مغرب و سمت چپو در نظر داشت و با گرایش به اون سمت هدف گرفت .
 -افشین جان تیراندازی با کیر اندازی فرق می کنه . تازه اونجا قلق هم داره . تو اگه این جا بخوای چند میل انحراف به چپ داشته باشی می زنی به انتهای قاچ یا برش کونش که میشه تیر دروازه .. مستقیما سوراخو هدف بگیر .. با توجه به این که تمام کیر ها خودشون انحراف دارن می تونی ته کیرت رو دست داشته باشی اونو بفرستی منیژه هم دل تو دلش نیود .. افشین هم حمله رو شروع کرد .. کیرشو به طرف سوراخ بالا هدف گرفت و آخ که چه ضربه ای بود! سر کیر افشین و دو سانت بعد رفت توی کون منیژه
-آآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخ هلاک شدم .. پاره شدم ..
پیرزن رو زمین ولو شد کیر افشین در اومد ولی امتیازشو گرفته بود .
 -مامان نمی دونی چقدر خوشحالم .
محجوبه : بازخوبه که از شوهرم عقبی . من رو قهرمانی نیما شرط بندی می کنم . اصلا تحویلش نگرفتم که چی داره می گه . محل سگ هم بهش نذاشتم . دیوونه عوضی . احمق بی شعور . هنوز هیشکی هیشکاری نکرده اون داره شرط بندی می کنه . باید در این مسابقه هم روی اونا رو کم می کردم . خلاصه هرکی میومد و یه  ضربه ای می زد و می رفت ..
 منصوره : میگم اگه ما سرعت پنالتی زدنها رو زیاد ترش کنیم بهتره . این جوری مسابقه چند ساعتی طول می کشه .
 -بد فکری نیست .. 
نگران اسحاق بودم که ضربه اولشو می خواد به کجا وارد کنه ..
 -مامان من می خوام بذارم توی کونت . کون تو و کس محجوبه سی امتیازیه .
 -من می ترسم .. آخه کونم الان خشکه .. می ترسم در ضرب اول تا سرکیرت نره اون داخل .. درمورد روغن کاری کون هم حرفی به میون نیومده که جزو دوپینگ حساب میشه یا نه .. ولی یه کاریش می کنم .. دیگه کسی که نمی تونست مزاحم دستشویی رفتن من شه ..
 رفتم و سوراخ کونمو قسمتی از داخلشو طوری روغن مالی کردم که دیگه از بیرون نشون نمی داد . وقتی هم بر گشتم واسه این که اذهانو برش گردونم به سمت دیگه اینو عنوان کردم که برای جلو گیری از درد احتمالی برای زنا مخصوصا در ضربه های وارده به کون , کیر رو میشه چربش کرد که مورد موافقت اعضا مجلس قرار گرفت . اسحاق هم این کارو رو کیرش انجام داد. زانو زده قمبل کرده بودم . دو طرف کونمو نگه داشته بازش کردم .. ضربه اسحاق درست رو سوراخ کونم نشست و طوری فرو رفت توی کونم که جای حرف و حدیثی باقی موند .. و این یعنی سی امتیاز برای اسحاق ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

عالیه عالیه داداشم بقیه داستانها هم عالی بودن مرسی

ایرانی گفت...

دست گلت درد نکنه دلفین جان ...ایرانی