ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 97

جووووووووووون اسحاق کیرشو طوری فرو کرده بود توی دهن منصوره که یارو داشت بالا می آورد .
-همینه همینه قدرت پسرام همینه ..
 اسحاق : میکش بزن جنده .
نوروز : حق تو هین کردن نداری ..
 -نوروز جان حرکاتی که ما داریم این جا انجام میدیم دست کمی از جندگی نداره . حتما شما هم مردای جنده ای هستین ولی خب چه میشه کرد . اما با این لحن ادا کردن .. اسحاق جان!  حالا هر کلمه ای رو هر جا نمیشه گفت  ..
یه نگاه به منصوره نشون می داد که اون از میون بد و بد تری که برای خودش در نظر گرفته توسل کرده به بد . دیگه با یه شور و حالی کیر اسحاقو میکش می زد که آدم فکر می کرد اون خودش داوطلب این کار شده ..
 اسحاق : منصوره خانوم وقتی که داری آبمو میاری همین جور باید به میک زدن ادامه بدی تا من بهت بگم بسه .. اون قدر کیرم سنگین شده و هوس دارم که این آبو توی دهن  یکی خالی کنم و اونم با لذت همه رو بخوره که نگو و نپرس . اگه ببینم بدت میاد بازم کیرمو می ذارم توی دهنت تا برام ساک بزنی و کیف کردن تو رو ببینم .
خوب حالشو گرفته بود . تا دیگه هست از این ادا بازیها در نیاره . .. راستش ته دلم دیگه نمی خواست از این مسابقه ها بدیم . دوست نداشتم  یه وقتی بازنده شیم و اونا همین بلا ها رو سر ما بیارن . هر چند ممکن بود به وقت سکس از این کارا زیاد انجام بدیم ولی اگه اسم دستور و رو کم کنی روش قرار می گرفت اون وقت مایه حقارت بود .
 -مامان آبم داره می ریزه توی دهن منصوره جون .. اومد اومد . ول نکن همین جور میک بزن و نوش  جون کن .. آخ چه حالی میده . نوروز خان زنت عجب دهنی داره عجب زبونی داره عجب کونی داره . این دهنش جون میده آدم کیر بکنه توش و اونم ساک بزنه ..
این جور تعریف کردنای اسحاق یواش یواش داشت حس حسادت منو تحریک می کرد  -اسحاق جون منم امروز برات بد ساک زدم ؟
-مادر جونم من که می دونم بهترین ساک زن دنیایی ولی خب از این منصوره جون چون انتظار نداشتم ولی دیدم این جور داره با هوس به من حال میده تعجب کردم .  .. محجوبه تمام دندوناش داشت می خورد به هم . موز و خیار و سه تا کیر اونو حسابی درب و داغونش کرده بود . . یه عکس و فیلم درست و حسابی و جانانه از اون فضا گرفتیم .
 نیما : یه وقتی  اینا رو توی اینترنت نذارینش .
- چرا اتفاقا بدون این که صورتشو نشون بدیم این کارو می کنیم . دیگه کسی از کون نمی تونه چهره شناسی کنه . همچنان که از چهره نمیشه کون شناسی کرد .
دلم واسه این که کیری بره به یکی از سوراخام لک زده بود . دوست داشتم سر به سر همه بذارم . دیگه خسته شده بودم مثل سگ , مردا و زنا رو از این سمت به اون سمت کشوندن و تنبیه کردن . این جور صحنه ها و حال کردنها برای من تکراری شده بود . به اندازه کافی روشونو کم کرده بودم .
 -پسرا هر وقت حال کردنتون تموم شد می تونین دست از کس و کون محجوبه وردارین .
محبوبه : خیلی چیز توپیه .
محجوبه : خائن ..
 محبوبه : خائن خودتی که به هر قیمتی می خوای و می خواستی همیشه پیروز شی ولی دیدی چه جوری سر و ته یکیت کردن ؟ کوس و کونت به هم جفت شد بد بخت . چند بار دیگه از این بر نامه ها داشته باشی سوراخ کونت میشه عینهو دروازه غار چه برسه به کست .
-عمه من که این جور باهام تا کنه وای به حال بقیه .
 -حقته .. درسته که نذاشتن اسحاق  به ننه ات بگه جنده ولی من به تو میگم جنده .. کونی کوسو .. عوضی چه جوری حاضر بودی عمه ات رو بزنی زمین و با تر فند و کلک  خودت اول شی ولی خوشبختانه حق به حق دار رسید و در دو مرحله ارغوان جون و بعدش اسحاق قهرمان شدن .. ..
 خون محجوبه به جوش اومده بود . پسرا موز و خیار رو از کس و کون محجوبه در آورده با جدیت تمام تر به گاییدن زن بخت بر گشته بیست ساله ادامه دادن .
 -مثل این که خیلی بهتون خوش می گذره  که دلشو ندارین از کس و کون این بی حیای یاغی دل بکنین . بازم هست . وقت وسیعه این قدر کس و کون این محجوبه جونو بکنین که خودتون حالتون به هم بخوره .
 محجوبه : ارغوان خانوم ! پشت گوششونو دیدن دیگه کیرشونو توی تن من می بینن . اصلا این سه تا کیر که در اومد من به هیشکدوم از اعضای خونواده تون حال نمیدم .
 -حرف زیادی نزن . فعلا که حداقل تا یک ساعت دیگه باید به دستورات توجه کنی . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

عالی عالی عالی مرسی داداشم

ایرانی گفت...

ممنونم داداش دلفین گلم خسته نباشی ...ایرانی